X
تبلیغات
خبرنگار

 

 









+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 11:53  توسط علی رضاخادمی  | 

 

دکتر شریعتی می گوید : کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود،دوم اینکه سیگار می کشید وسوم که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن وسال زن داشت،سالها گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم همان پسر را دیدم درحالیکه حالا خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل هم شده بودم، تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 18:24  توسط علی رضاخادمی  | 

 

"مصطفي كارخانه" مربي سرشناس واليبال كشورمان هدايت تيم زراعت بانك تركيه (يكي از 4 تيم برتر سري آ اين كشور) را بر عهده مي گيرد.

" كارخانه" كه طي يك سال اخير هدايت هيچ تيمي را نپذيرفته است در پايان فصل جاري واليبال اروپا كه ماه آينده خاتمه پيدا مي كند مسووليت جديد خود را آغاز مي كند.

اين مربي 51 ساله قرار است به همراه خود 3 بازيكن شاخص واليبال ايران را نيز به تركيه ببرد . سيد محمد موسوي عراقي ، محمد محمد كاظم  ، فرهاد نظري افشار ، سيد امير حسيني و حمزه زريني 5 بازيكني هستند كه مورد توجه مسوولان زراعت بانك قرار گرفته اند و قرار است در صورت شروع به كار كارخانه ، با سه نفر از آنها قرارداد بسته شود.

با وجود علاقه و پيشنهاد فدراسيون واليبال براي جذب كارخانه براي هدايت تيم هاي ملي نوجوانان و جوانان  بعد از رقابت هاي جهاني آر‍ژانتين و برزيل كه به ترتيب مرداد و شهريور ماه امسال برگزار مي شود او پاسخ مثبتي به فدراسيون نداده است كه گويا اين موضوع به دليل دلخوري او از واگذاري هدايت هر دو تيم نوجوانان وجوانان ايران به ست كوويچ  صرب باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 15:15  توسط علی رضاخادمی  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 14:47  توسط علی رضاخادمی  | 

 

ناصر نظامي متولد سال 1325 است و به صورت حرفه اي از سال 1346 کار دوبله را آغاز کرده است و از سال 1367 به عنوان مدير دوبلاژ فعاليت مي کند.

او گوينده تيپهاي جدي و متن فيلمهاي مستند رودخانه هاي بزرگ جهان ، شما چه مي دانيد و... است و گويندگي و مدير دوبلاژي انيميشن ، سريال و فيلمهاي سينمايي خارجي و ايراني چون دراکولا، زنان کوچک ، آرتور، دور دنيا در هشتاد روز، اي کي يو سان ، شرلوک هولمز، انيميشن بتمن ، سينماي حرفه اي ، سريال معروف مرد 6 ميليون دلاري ، سينما پشت پرده ، عامل ناشناخته و... را بر عهده داشته است.

در فاصله کوتاه صرف ناهار در يکي از استوديوهاي واحد دوبلاژ سيما بعد از اتمام دوبله مجموعه سينماي حرفه اي با او گفتگويي درباره کارنامه هنري 40 ساله اش تاکنون انجام داديم.

در ابتدا از نحوه گرايشتان به گويندگي توضيح دهيد؟

من از سال 1346 به طور اتفاقي وارد عرصه دوبله شدم ، خاطرم هست در آن زمان برادرم دوبلور بود. روزي برادرم از صاحب استوديويي خواست از من تستي بگيرد. من در آن لحظه متوجه شدم که از افراد ديگر نيز تست مي گيرند، بنابراين بدون اين که بدانم چه کاري مي خواهم انجام بدهم تست دادم و خيلي سريع يعني فرداي آن روز من را دعوت به کار کردند و اين نحوه ورود من به عرصه دوبله بود.

استوديويي که کارم را با آن شروع کردم پاسارگاد نام داشت که در خيابان کوشک پايين ميدان فردوسي بود. چند تا از گوينده هاي بزرگ ما نيز در آن زمان در استخدام آن استوديو بودند. اين يک حسن و يک عيب داشت ؛ عيبش اين بود که به هر حال هر قدر که کار مي کرديم يک حقوق ثابتي به ما مي دادند ولي حسنش اين بود که صاحب استوديو به خاطر منافع خودش به مدير دوبلاژها مي گفت که رل هاي بزرگي به من بدهند؛ حتي اگر من خوب حرف نمي زدم. شايد يکي از همان دلايلي که باعث شد من زود راه بيفتم همين موضوع بود که از همان بدو ورود در عرصه دوبله به خاطر منافع استوديو و تاکيد صاحب استوديو به مديران دوبلاژ، رل هاي بزرگتري را به من مي دادند و به اين صورت زود راه افتادم.

درصد کارهايي را که گويندگي مي کرديد نسبت به مدير دوبلاژي چگونه بوده است؟

من حدود 20 سال پيش مدير دوبلاژي را شروع کردم. به هر حال تعداد گويندگي هاي من از همان سالها به اين طرف بيشتر از مدير دوبلاژي است و سريال بسيار زيباي زنان کوچک جزو اولين کارهايي بود که دوبله کردم. در همان زمان در انيميشن اي کي يو سان جاي آقاي شينسه حرف زدم و با انيميشن ، کارتون و فيلمهاي کودکان خيلي صميمي شدم ، در نتيجه 60 تا 70 درصد کار کودک مي کردم.

بقيه کارهايم گويندگي فيلمهاي سينمايي ، سريال و مدير دوبلاژي بوده است و فيلمهايي که به تازگي گويندگي کرده ام يادم نيست ولي به جاي مايکل کين در چند فيلم صحبت کردم و در آثار استنلي کوبريک حرف زده ام. در چند سال اخير هم مدير دوبلاژي 50 تا 60 قسمت از مجموعه سينماي حرفه اي و همچنين فيلمهاي سينماي حرفه اي و هيولاي درون را برعهده داشتم و در چند ماه گذشته هم چندين سريال و فيلم سينمايي از جمله شب در موزه و عامل ناشناخته و... را براي تلويزيون دوبله کردم. زماني که در استوديو پاسارگاد کار مي کردم ، در تلويزيون فيلم دوبله نمي شد و تمام فيلمها را به استوديوي خصوصي مي فرستادند، در نتيجه ما بيشتر فيلمهاي سينمايي را گويندگي مي کرديم تا تلويزيوني. البته بعد از اين که تلويزيون متمرکز شد 90 درصد کارهاي ما همچون الان ، در تلويزيون بود.

با توجه به اين که فرموديد به کارهاي کودک علاقه مند هستيد، آيا در حال حاضر انيميشني را براي دوبله در دست داريد؟

در حال حاضر مشغول دوبله انيميشن 52 قسمتي به نام پابلو روباه کوچک قرمز هستم که انيميشن بسيار قشنگي است. سريال بلند صد و چند قسمتي آرتور را نيز دوبله کردم. در انيميشن دور دنيا در هشتاد روز جاي آقاي فاک حرف زدم و سالهاي پيش هم در انيميشن بتمن صحبت کردم. فکر مي کنم متجاوز از 300 فيلم انيميشن را دوبله کرده باشم.

سريال و فيلمهاي سينمايي چطور؟

 سريال و فيلمهاي سينمايي هم کار کردم ولي الان يادم نيست. البته شايد بعضي ها فکر کنند انيميشن کاري کوچک و فيلم سينمايي کار بزرگي است ، ولي من دقيقا عکس اين قضيه را معتقدم ، براي اين که وقتي براي کودکان کار مي کنيم ، هيچ جمله زائد و بد و جمله اي که با فکر و ذهن کودک همخواني نداشته باشد، استفاده نمي شود. ولي با اين حال من در ايام عيد نوروز انيميشن ماشين ها را که از شبکه اول پخش شد مشاهده کردم که در آن اصطلاحات و جملاتي به کار رفته بود که ما هرگز در واحد دوبلاژ به کار نخواهيم برد. البته افرادي که اين کارها را انجام مي دهند جزو ما و انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم دوبلاژ ايران نيستند. ما معمولا اگر در ترجمه حتي يک جمله ، کلمه و حرفي را براي بچه ها نپسنديم حذف و چيز ديگري را جايگزينش مي کنيم.

ترجمه تخصصي چقدر در يک دوبله موفق تاثير دارد؟

 ترجمه حدود 60 درصد در کيفيت کار موثر است ؛ براي اين که اگر ترجمه بد باشد اساس فيلم خراب مي شود و وقتي مترجم نتواند منظور فيلم را بيان کند، مدير دوبلاژ نمي تواند کاري انجام دهد، چراکه ما فقط تا حدي اجازه داريم در ترجمه دخل و تصرف کنيم در حالي که اصلا وظيفه مدير دوبلاژ نيست. البته ممکن است ترجمه اي بسيار بد باشد و مدير دوبلاژ ترجمه را پس بدهد و بگويد اين ترجمه مناسب نيست ، ولي خوشبختانه در چند سال اخير مترجم هاي خوبي آمده اند و من از اين بابت راضي هستم.

براساس چه معيارهايي گويندگان را براي دوبله انتخاب مي کنيد؟
مدير دوبلاژي سليقه اي است ، بنابراين ممکن است روي شخصيتي صداي گوينده اي را بپسندم و مدير دوبلاژ ديگري صداي گوينده ديگري را؛ ولي به طور کلي صداي فيلم را گوش مي دهم و گوينده اي که توانايي لازم را داشته باشد و با صداي آن شخصيت نزديک باشد انتخاب مي کنم ، البته گوينده بايد توانايي لازم را هم براي گفتار داشته باشد.

نظر شما درباره قابليت هاي صداي خوب به عنوان يک مدير دوبلاژ پيشکسوت عرصه دوبله چيست؟

صداي خوب زينت دوبله است ، هنگامي که گوينده اي نقش اول فيلم را مي گويد اگر صدايش زيباتر باشد قشنگ تر است و با شخصيت بازيگر تناسب دارد و جلب توجه بيشتري مي کند؛ ولي اين که بگوييم گوينده خوب حتما بايد صداي زيبا داشته باشد، اين طور نيست. ما مرحوم عزت الله مقبلي را داشتيم که اگر به طور معمولي صحبت مي کرد کسي به صداي او توجه نمي کرد. شايد او اصلا صداي زيبايي نداشت ولي هنگامي که جاي شخصيتي صحبت مي کرد به گونه اي تيپ مي گفت که همه حيران مي ماندند.

در حال حاضر با پخش مجدد شرلوک هولمز و گويندگي شما به جاي دکتر واتسون با مديريت آقاي بهرام زند، بازتاب اين فيلم در ميان مردم چگونه است؟ آيا مردم صداي شما را مي شناسند؟

من صداي مشخصي دارم و مردم صدايم را مي شناسند؛ البته من رلهاي خيلي بزرگتر و معروف تري از دکتر واتسون گفتم و البته افرادي هستند که مي دانند من جاي دکتر واتسون صحبت کردم مثلا وقتي مي گويم مدير دوبلاژي سليقه اي است که 2 سري از فيلمهاي شرلوک هولمز را آقاي بهرام زند و يکي ديگر از مديران دوبلاژ دوبله کرده است و اين سليقه اي بوده که صداي بنده روي شخصيت دکتر واتسون در مجموعه اي که بهرام زند مدير دوبلاژ آن بوده شنيده شود، انصافا و با زحمت آقاي بهرام زند، سريال بسيار خوبي از نظر دوبله شده است.

بازتاب آثاري را که گويندگي يا مدير دوبلاژي مي کنيد در ميان مخاطبان دنبال مي کنيد؟ ما انتظار نداريم همه مردم صداي ما را بشناسند و اين گونه هم نيست ، ولي خيلي از افراد که علاقه مند به فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني هستند، صداي ما را تعقيب مي کنند و مي شناسند و اگر ما جاي شخصيتي صحبت کنيم (هر کدام از ما گويندگان فرق نمي کند) و از تلويزيون پخش شود، فرداي آن روز عکس العمل را مشاهده مي کنيم يا خوب است يا بد، اين عکس العمل است.

در کارهايي که مديريت آن را به عهده داريد، ترجيح مي دهيد گويندگي هم بکنيد يا اين که همچون کارگردان فيلمي که اگر پشت دوربين نباشد کارش افت خواهد داشت ، فقط مديريت مي کنيد؟

ترجيح مي دهم بسيار کم به جاي شخصيت هاي کوچک گويندگي کنم و احتمالا آن هم به جاي شخصيت هايي بوده که صدايم روي آن مشخص است.

نظرتان درباره گويندگي مجموعه هاي مستند چيست؟

سالهاست که در مجموعه هاي مستند صحبت نکرده ام ، ولي در سالهاي گذشته نريشن سري اول مستندي به نام رودخانه هاي بزرگ جهان را به عهده داشتم ، اما در قسمت دوم يکي ديگر از همکارانم نريشن آن را گفته است ، ضمنا در آن زمان در سريال علمي اي به نام «شما چه مي دانيد» صحبت کردم و پس از آن ديگر در مستندي صحبت نکردم.

نظر شما درباره دوبله سريال ها و فيلمهاي ايراني و گويندگي دوبلورها جاي شخصيت هاي ايراني چيست؟

به طور کلي معتقدم اگر لوازم و امکاناتي که براي يک کار خوب صدا سر صحنه نيازمند است موجود باشد صدابرداري سر صحنه فيلمهاي فارسي را بيشتر مي پسندم.
يک تعريف جامع از دوبله برايمان بگوييد؟

دوبله بسيار خوب است براي کساني که زبان فيلم را بلد نيستند.

وضعيت دوبله کنوني را نسبت به گذشته چطور ارزيابي مي کنيد؟

 با توجه به اين که ما دوران طلايي دوبله را از سالهاي 1344 تا 1355 (حدود يک دهه) به وسيله دوبلورهاي بسيار جوان و پرانرژي سپري کرده ايم و يکي از مهمترين مسائل دوبله هاي خوب فيلمهاي خوب بود، احساس من اين است که اگر آن فيلمهاي خوب الان هم براي دوبله سفارش داده شوند، همان دوبله ها انجام خواهد شد، به دليل اين که دوبلورهايي که در آن زمان گويندگي فيلمها را به عهده داشتند، گويندگان بسيار خوبي بوده اند و هستند و اکنون تجربه بسياري دارند، بنابراين نمي توانند ضعيف شده باشند حتي مي توانند بهتر از آن زمان فيلمها را دوبله کنند. پس از آن به دوران انقلاب مي رسيم که تعدادي فيلم از کشورهاي ژاپن ، روسيه و اروپاي شرقي آمد که به دليل زبان ناآشنا و نوع صحبت کردن در اين گونه فيلمها بويژه ژاپني و چيني که اصلا روزهاي اول نمي توانستيم جاي آنها حرف بزنيم و آن به دليل نوع خاص حرف زدنشان بود، در حالي که ما به سليس حرف زدن در فيلمهاي خوب انگليسي ، امريکايي و حتي ژاپني همچون فيلمهاي کوروساوا عادت کرده بوديم که در آن زمان موجي به وجود آمد که خود بنده به زحمت افتادم و دليل آن اين بود که گويشها نوع خاصي بود، ولي دوبلورها بسيار سريع اين نوع حرف زدن را ياد گرفتند و مي بينيم پس از چند سال سريالي به نام سالهاي دور از خانه دوبله مي شود که به نظر بنده دوبله بسيار خوبي داشت و الان هم از اين فيلمها زياد براي دوبله مي آيد و گويندگان راحت ، جاي بازيگران حرف مي زنند و من فکر مي کنم اگر بحث سر اين باشد که دوبله آن موقع بهتر بوده و الان ضعيف شده است ، اگر به دوبلورها فرصت داده شود و شرايط برايشان مساعد باشد بدتر از آن زمان دوبله نخواهند کرد و يکي از دلايلي که آن زمان دوبله طلايي ناميده شد، اين بود که نه ديجيتالي بود و نه ويدئويي ، بلکه فيلم در آپارات بالا مي رفت و مدتها طول مي کشيد تا سر هر قسمت برسد و گوينده براحتي ديالوگش را علامت گذاري مي کرد، حفظ مي کرد و سپس آن را مي خواند و پرده نيز بزرگتر بود و لب و دهان هنرپيشه بهتر ديده مي شد و اين حسن بزرگي بود، ولي الان حتي ما يک کلمه اول ديالوگ را نمي توانيم مرور کنيم که فيلم مجدد تکرار مي شود و اين يکي از چيزهايي است که شايد از جهاتي به نفع ما باشد که آن موقع فيلمي را 3 روز دوبله مي کرديم و الان فيلم در يک روز دوبله مي شود، يعني سرعت بسيار زياد شده است و معمولا هر چيزي که سرعت داشته باشد احتمال خطا و اشتباه در آن بسيار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 13:44  توسط علی رضاخادمی  | 

 

ديدار تيمهاي فوتبال استقلال تهران و تراكتورسازي تبريز

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 17:29  توسط علی رضاخادمی  | 

 

سورنا يکي از سرداران بزرگ و نامدار تاريخ ايران در زمان اشکانيان است که سپاه ايران را در نخستين جنگ با روميان فرماندهي کرد و رومي‌ها را که تا آن زمان در همه جا پيروز بودند، براي اولين بار با شکستي سخت و تاريخي روبرو كرد.

سورنا از خاندان سورن يکي از هفت خاندان معروف ايراني (در زمان اشکانيان و ساسانيان) بود. سورن در زبان فارسي پهلوي به معني نيرومند است.

ژوليوس سزار، پمپي و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروايان بزرگ روم بودند که سرزمينهاي پهناوري را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک و تحت عنوان كنسول اداره مي‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پيش از ميلاد در جلسه لوکا  تصميم حمله به ايران را گرفتند.

کراسوس فرمانرواي بخش شرقي کشور روم آن زمان يعني ، آسياي صغير( تركيه و سوريه امروزي) بود و براي گسترش دولت روم در آسيا، روياي پيروزي برايران، فتح ايران و سپس گرفتن هند را در سر مي پروراند . وي فاتح جنگ بردگان و اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.

کراسوس (رييس دوره‌اي شوراي كنسولي) با سپاهي شامل بيش از 40 هزار نفر از لژيونرهاي ورزيده روم که خود فرماندهي آنان رابرعهده داشت به سوي ايران روانه شد و ارد اول پادشاه اشکاني، سورنا سردار نامي ايران را مامور جنگ با کراسوس و دفع يورش رومي‌ها کرد.

نبرد ميان دو کشور در سال 53 پيش از ميلاد در جلگه‌هاي ميان رودان و در نزديکي شهر حران يا کاره روي داد. بر اساس روايات تاريخي، قبل از آغاز جنگ سورنا پيامي را براي كراسوس فرستاد و كنسول روم در جواب گفت : پاسخ تو را در پايتخت ايران مي دهم.

سورنا در جواب كراسوس پيام داد: اگر در كف دست من مويي مي بيني ، پايتخت ايران را نيز خواهي ديد.

درجنگ حران، سورنا با يک نقشه نظامي ماهرانه و به ياري سواران پارتي که تيراندازان چيره دستي بودند، توانست يک سوم سپاه روم را نابود و اسير کند.

کراسوس و پسرش فابيوس دراين جنگ کشته شدند و تنها تعداد اندکي از رومي‌ها موفق به فرار گرديدند.روش نوين جنگي سورنا، شيوه جنگ وگريز بود.

اين سردار ايراني را مبتكر جنگ پارتيزاني (جنگ به روش پارتيان) در جهان مي‌دانند. ارتش او شامل زرهپوشان سواركار، تيراندازان ورزيده، نيزه داران ماهر، شمشيرزنان دلير و پياده نظام همراه با شترهايي با بار آذوقه، آب و مهمات بود.

جنگ حران که نخستين جنگ بين ايران و روم به شمار مي‌رود، داراي اهميت بسياري در تاريخ است زيرا رومي ها پس از پيروزيهاي پي درپي براي اولين بار در جنگ شکست بزرگي خوردند و اين شکست به قدرت آنان در دنياي آنروز سايه افکند و نام ايران را بار ديگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهي اشکاني را جاودانه ساخت.

پس از پيروزي سورنا بر کراسوس و شکست روم از ايران، دولت مرکزي روم دچار اختلاف شديد شد. پس از اين جنگ نزديک به يک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بين دو کشور گرديد و مناطق ارمنستان و آسياي صغير (ترکيه، سوريه، عراق) تبديل به ايالاتي از ايران شدند.

سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت. وي ارد را به تخت سلطلنت نشانيد و به سبب اصالت خانوادگي در روز تاجگذاري شاهنشاه ايران کمربند شاهي را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکيه نخستين کسي بود که برفراز ديوار دژ شهر رفت و با دست خود دشمناني را که مقاومت مي‌کردند بزير افکند.

سورنا در اين هنگام بيش از 30 سال نداشت.اما متاسفانه سورنا هيچ بهره‌اي از پيروزي بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکاني ناجوانمردانه بجاي قدرداني، سپهسالار دلاور ايراني را به قتل رساند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 14:51  توسط علی رضاخادمی  | 

زادگاه اصلی هندوانه، هندوستان است به همین خاطر، وجه تسمیه  آن (هند وانه) به معنای میوه هند معروف شده است. 

 هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است كه نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلكه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد.

به همین دلیل سعی كرده ایم طی این مطلب، فواید بی شمار آن را برای شما بیان كنیم .

هندوانه منبع غنی ویتامینA( به شكل بتاكاروتن ) و ویتامینC می باشد. این میوه پرفایده التهاباتی را كه در بیماری هایی مثل آسم، تصلب شرائین، سرطان روده و التهاب مفاصل وجود دارد، از بین می برد.

همچنین منبع خیلی خوبی از آنتی اكسیدان كاروتنوئیدی بنام لیكوپن می باشد. لیكوپن یك رنگدانه شیمیایی است كه باعث ایجاد رنگ قرمز در هندوانه می شود و اثرات ضد اكسیدانی قوی دارد. این آنتی اكسیدان به تمامی نقاط بدن رفته و رادیكال های آزاد را خنثی می كند.

رادیكال های آزاد مولكول هایی هستند كه باعث تخریب بسیاری از بافت های بدن می شوند.

یك لیوان هندوانه 20درصد نیاز روزانه به ویتامینC و 14 در صد نیاز روزانه به ویتامینA را تامین می كند.

هندوانه از لحاظ ویتامین های گروه B نیز كه برای تولید انرژی لازم هستند، غنی است و منبع خوبی از ویتامین هایB1،B6،B5 (اسید پانتوتنیك)، بیوتین (یك نوع ویتامینB) و نیز منیزیوم، پتاسیم و فیبر غذایی است. پس می توان گفت كه دارای ارزش غذایی بالایی است.

هندوانه دارای آب فراوان و انرژی كمی است در نتیجه نسبت به سایر میوه ها ، مواد مغذی بیشتری در هر كالری دارد كه نشان دهنده اثرات مفید آن در بهبود سلامتی بدن است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 16:9  توسط علی رضاخادمی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 9:51  توسط علی رضاخادمی  | 

 

به گزارش تايمز هرالد، دست‌نوشته‌هاي مارگارت ميچل از چهار فصل كتاب «بربادرفته»، توسط مركز تاريخي آتلانتا در مراسم هفتاد و پنجمين سالگرد بزرگداشت اين رمان تاريخي در معرض ديد عموم قرار مي‌گيرد.

اين در حالي ست كه جامعه تاريخ نيونان كووتا در ايالت جورجيا نيز به تازگي هفتادو پنجمين سال انتشار رمان «بر باد رفته» را در مراسمي با حضور هرب بريج متخصص آثار مارگارت ميچل جشن گرفت. هرب بريج به تنهايي تاكنون شش اثر درباره رمان «بر باد رفته» منتشر كرده و سمينارها و نمايشگاه‌هاي متعددي درباره «بر باد رفته» در سراسر ايالات متحده برپا كرده است.

مارگارت ميچل (1949-1900) در سال 1937 با رمان «بر باد رفته» جايزه پوليتزر را از آن خود كرد. از ابتداي انتشار اثر تاكنون نزديك30 ميليون نسخه از آن در جهان به فروش رسيده است. ساخت فيلم سينمايي معروفي به همين نام در سال 1939 موجب شهرت بيشتر اين فيلم در سراسر جهان شد.

كتاب برباد رفته نخستين بار در ماه مي (ارديبهشت) 1936 منتشر شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 9:37  توسط علی رضاخادمی  | 

 

در روز 29 مارس سال 1974 ميلادي روستاييان چيني يك چاه را در فاصله اي نه چندان دور از كوه لي در استان شانگسي در چين شمالي حفر مي كردند.

ناگهان روستاييان روزنه غاري را كشف مي كنند و در داخل آن با حيرت يك جنگجوي ساخته شده از گل رس پخته را مشاهده مي نمايند.

اين جنگجو به ارتشي متعلق بود كه وظيفه پاسداري از جسد امپراتور افسانه اي چين زن يينگ را تا ابديت به عهده داشت.

پس از كشف مقبره توتانخامون ، اين مهمترين كشف باستان شناسي جهان محسوب مي شود كه بخش بزرگي از تاريخ و فرهنگ چين كه تا آن زمان پنهان مانده بود را براي باستان شناسان و مورخان روشن مي سازد.

در اين مقبره هزاران سرباز به ابعاد طبيعي كه از گل رس پخته ساخته شده بودند و هزاران ارابه و اسب كه آنها نيز همگي به ابعاد طبيعي بودند ، در سالن هاي عظيم مقبره و با آرايش جنگي كشف شدند.

زن يينگ ، نخستين امپراتور چين كه در تاريخ از او با نام كين شي هوانگدي به زبان ماندارين به مفهوم نخستين امپراتور تسين ياد مي شود ، با اين كشف جنبه افسانه اي خود را از دست داد و به حقيقت مبدل شد.

وي در طول دوران سلطنت خود چين شمالي را متحد كرد و همه سلسله هاي كوچك را از ميان برداشت و نخستين امپراتوري چين را تشكيل داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 11:49  توسط علی رضاخادمی  | 

 

در حالي که از چند روز پيش مشخص شده بود کارلوس کرش شانس بيشتري نسبت به رقيب ترک براي قبول هدايت تيم ملي فوتبال ايران دارد و مسئولان فدراسيون فوتبال در تلاش بودند تا زمينه حضور وي در تهران و عقد قرارداد نهايي را فراهم سازند شواهد نشان می دهد که اين اتفاق تا چند روز ديگر رخ خواهد داد.

براساس برنامه ريزي هاي صورت گرفته قرار است عباس ترابيان سرپرست کميته بين الملل فدراسيون فوتبال روز 13 فروردين ماه راهي پرتغال شود تا در روز 14 فروردين به همراه کارلوس کرش به ايران بازگردد و مراسم معارفه سرمربي جديد تيم ملي فوتبال کشورمان روز 15 فروردين ماه برگزار شود.

قرار است گروه سه نفره کادر فني تيم ملي فوتبال کشورمان روز 14 فروردين ماه وارد تهران شوند .

 به همراه کرش دو نفر ديگر نيز به ايران سفر مي کنند. البته قرار است کرش ، خانواده اش را نيز به تهران بياورد.

براساس توافقي که مسئولان فدراسيون فوتبال با کارلوس کرش داشته اند، قرارداد اين مربي پرتغالي سه ساله و تا جام جهاني 2014 خواهد بود و قرار است وي بر امور کليه تيم هاي ملي فوتبال ايران نظارت داشته باشد و حتي سرمربيان تيم ها در رده هاي مختلف با نظر اين مربي سرشناس انتخاب شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 11:44  توسط علی رضاخادمی  | 

 

پرتقال میوه‌ای بسیار مغذی است که باید بخشی از رژیم غذایی شما را تشکیل دهد. این میوه زمستانی دارای چند ماده مغذی مهم است و به روش‌های گوناگون از بدن شما محافظت می‌کند.

5 فایده خارق‌العاده پرتقال به شرح ذیل است:

التیام بخش آرتریت: پرتقال سرشار از آنتی‌اکسیدان‌هایی از قبیل فلاونوئید، فیتونوترینت و ویتامینC است. یکی از فواید اصلی آنتی‌اکسیدان‌ها، کاهش التهاب بدن است. آرتریت یک نوع التهاب مفاصل و مولد درد، تورم، سفتی، سختی و سرخی است. با خوردن پرتقال شما می‌توانید از تمامی علائم دردناک آرتریت دوری کنید.

چربی‌سوز: یکی از فایده‌های اصلی پرتقال برای سلامتی بدن این است که میان وعده‌ای کامل برای از دست دادن چربی‌های اضافه بدن است. یک پرتقال متوسط، حاوی تنها 62کالری و در عین حال سرشار از چندین مواد مغذی چربی‌سوز است. پتاسیم و ویتامین B1 موجود در این میوه باعث تشدید سوخت‌وساز بدن می‌شود، این در حالی است که دارای مقدار بسیار زیادی فیبر خوراکی است که به کاهش اشتها کمک می‌کند.

روده‌های سالم: یکی دیگر از فایده‌های حیرت‌آور پرتقال این است که حاوی 2ماده مغذی تقویت‌کننده روده‌هاست. فیبر خوراکی موجود در این میوه باعث افزایش حرکات طبیعی روده‌ها می‌شود و با بیماری‌های روده‌ای مقابله می‌کند. ضمن اینکه ویتامین C پرتقال می‌تواند از سرطان و زخم‌های معده نیز پیشگیری کند.

کاهش‌دهنده سطح کلسترول خون: خون شما محتوی 2 نوع کلسترول است؛ لیپوپروتئین کم‌چگالی یا کلسترول بد (LDL) و لیپوپروتئین پرچگالی یا کلسترول خوب (HDL).

کلسترول بد به دیواره‌های شریانی می‌چسبد و سرانجام میزان خونی را که می‌تواند به قلب و دیگر اندام‌های حیاتی برسد، محدود می‌کند. کلسترول خوب می‌تواند این کلسترول بد مخرب را از دیواره‌های شریانی بزداید و آن را به خارج از بدن منتقل کند. اکثر مواد مغذی پرتقال، نظیر فیبر خوراکی، فیتونوترینت و ویتامینC، سطح کلسترول بد خون را کاهش می‌دهند. این نه تنها یکی از فواید ممتاز پرتقال برای سلامتی انسان به شمار می‌رود، بلکه خطر ابتلای شما به بیماری‌های قلبی را نیز کم می‌کند.

سیستم ایمنی قوی: این گزارش می‌افزاید، پرتقال بهترین منبع قابل دسترس ویتامینC است و در هر 100 گرم پرتقال 53/2میلی‌گرم ویتامین C وجود دارد. یکی از نقش‌های اصلی ویتامین C تقویت تولید سلول‌های سفید خون است (سلول‌هایی که به‌عنوان بخشی از سیستم ایمنی بدن برای مبارزه با باکتری و بیماری‌ها عمل می‌کنند). بنابراین چنانچه کمی احساس ناخوشی و کسالت دارید، با اشتها پرتقال میل کنید و از فواید شگفت‌انگیز آن برای سلامتی بدن بهره‌مند شوید.

در یک جمع‌بندی باید گفت که پرتقال باید دربخشی از هر نوع رژیم سالمی گنجانده شود. این میوه می‌تواند باعث پیشگیری از بیماری‌های گوناگون شود و حتی به شما در کاهش وزن کمک کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 11:59  توسط علی رضاخادمی  | 

 

بسیاری از ما از جنایت اعراب پس از حمله به ایران کم و بیش شنیده ایم. اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافته وآنان را پذیرا شدند .

 اما واقعیت چیز دیگری بود و در آن دوران وحشتناک، نپذیرفتن اسلام به معنی از دست رفتن جان و مال و ناموس بود .

اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند. اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان  از جمله این جنایت بود.

 بارها کار بدانجا رسانیدند که  مردان اسیر را می‌کشتند تا جوی خون برانند. ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند و اعراب در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار.

 در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت‌ها؛ چندان نصیب اعراب گردید که در هیچ کتابی اندازه آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می‌نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بی‌شمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.

پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر‌ها و ولایات ایران؛ اعراب با مقاومت‌های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:

در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. (کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰  - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره (سردار عرب) در این جنگ چشمش را از دست داد. مردم جنگیدند و پایمردی کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب اعراب کرد همانند غنائم مدائن بود.(کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که به سبب همین جنگ بعد‌ها به «رود خون» معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید «چندان از آنها بکشم که خون‌هایشان را در رودشان روان کنم» و چون پارسیان مغلوب شدند؛ به دستور خالد «گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می‌آوردند و در رود گردن می‌زدند» مغیره گوید که «بر رود؛ آسیاب‌ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)  

 در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خودداری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶)

 در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه‌ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)

 در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام می‌کشتند و غارت می‌کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)

در حمله‌ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸)

پس از فتح "استخر" (سالهای 28-30 هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم"استخر" را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم "استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی‌رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته" بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه 135- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)

جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند.

در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می‌گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار  دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می‌کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می‌خورند. از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 11:21  توسط علی رضاخادمی  | 

خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن :
کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن !
ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل !
خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال !
هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو
غیـــــــر خرج عیـــــد و ...  غیــــر از رختِ نو
"سین" یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید
تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد
"سین" دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن
تا پَــــرَد هــــوش از سر عمّـــــه شهیــــن !
"سین" سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ
دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ
"سین" چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ
تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ !
"سین" پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن !
تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن !
....
آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد
رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد !
گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال !!
من دو  "سین" کم دارم ، ای نیکـو خصال !
....
گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم
با عیال خویـــــــــش ، همکـــــاری کنم !!
"سین" ششم ، سنگ قبـــری بهر من !
تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن !
"سین" هفتم ، سوره ی الحمد خوان ...
بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 11:16  توسط علی رضاخادمی  | 

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري ، مراسم افتتاحيه دومين جشن جهاني نوروز امروز يکشنبه با حضور روساي جمهور ايران، تاجيكستان، عراق، افغانستان، ارمنستان و تركمنستان، معاون اول، رييس دفتر و مشاور ارشد رييس جمهور كشورمان و نيز رييس مجلس پاكستان، معاون رييس جمهور زنگبار، معاونين نخست وزيران تركيه و آذربايجان، وزراي خارجه لبنان و عمان، وزير بهداشت، رفاه و خانواده هند، وزير فرهنگ قرقيزستان، معاون رييس مجلس قزاقستان، دبيركل اكو و سفراي ازبكستان و سنگاپور در محل حافظيه سعدآباد تهران برگزار شد.

آيين ديدار عيدانه سران كشورهاي شركت كننده و بازديد از بازار سنتي و نمايشگاه آييني نوروز در محل سالن جنان حافظيه از جمله برنامه‌هاي افتتاحيه دومين جشن جهاني نوروز است.

آيين آغاز رسمي سال نو خورشيدي، شاهنامه ‌خواني ، بازديد از غرفه‌هاي صنايع دستي و نمايشگاه‌هاي آيين‌هاي بومي كشورهاي شركت‌كننده در جشن و ثبت عكس يادگاري از ديگر برنامه‌هايي است كه قرار است پيش از ظهر امروز در محل برگزاري جشن جهاني نوروز اجرا شود.

شركت‌كنندگان در بخش پاياني برنامه‌هاي صبح به رسم يادبود درخت صلح و دوستي نوروز را در باغ حافظيه غرس مي‌كنند.

بخش دوم برنامه‌هاي دومين جشن جهاني نوروز بعدازظهر و با ورود هيات‌هاي شركت‌كننده به تالار وحدت آغاز شده و پس از خيرمقدم از سوي مهندس اسفنديار رحيم‌ مشايي رييس ستاد جشن جهاني نوروز، سخنراني‌ روساي جمهور شركت‌كننده در مراسم آغاز خواهد شد و در جريان اين سخنراني‌ها آيين‌هاي سنتي و مراسم فرهنگي و هنري اجرا خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 13:45  توسط علی رضاخادمی  | 

 

مردم اغلب     بی انصاف    بی منطق وخود محورند    ولی آنان را ببخش

اگر مهربان باشی    تورا به داشتن انگیزهای پنهان متهم میکنند    ولی مهربان باش

اگر موفق باشی      دوستان دوروغین  ودشمنان حقیقی خواهی یافت  ولی موفق باش

اگر شریف و درست کار باشی      فریبت می دهند    ولی شریف و درستکار باش

آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای      شاید یک شبه ویران کنند    ولی سازنده باش

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی    حسادتت میکنند     ولی شادمان باش

نیکی های درونت را فراموش میکنند       ولی نیکوکار باش

ودر نهایت میبینی هر آنچه هست   همواره میان تو و خداست      نه میان تو و مردم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 11:42  توسط علی رضاخادمی  | 

 

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) آيين رونمايي از كتاب "مرواريد"، صبح روز 26 اسفند ماه 1389 در پايگاه دريايي خرمشهر برگزار شد. 

اين اثر داستاني به روايت عمليات مرواريد و حماسه ناوچه پيكان در روز هفتم آذر سال 1359 پرداخته است. 

در مراسم رونمایی از کتاب "مروارید" با علیرضا اخلاقی، نویسنده و بهروز تشکر، گردآورنده اطلاعات این اثر گفت‌وگو شد.

به اعتقاد تشکر، "هشت سال دفاع مقدس، اگر چه در مقیاس تاریخ، مقطع کوتاهی از زندگی ملت ما به حساب می‌آید، امّا به عنوان نقطه عطفی اثرگذار ، تداعی کننده "قدر"ی است که یک شب آن، با هزار ماه برابری می‌کند. آن چه از این سال‌ها به یادگار مانده، منبع ارزشمندی است برای آنان که در فضای فرهنگ و هنر نفس می‌کشند و می‌توانند این یادگارها را به آثاری ماندنی و زندگی‌ساز، بدل کنند."

وی افزود: "تازه‌ترین تلاش، خلق یک رمان جذاب بر اساس خاطرات بازماندگان عملیات مروارید است که علاوه بر تطبیق کامل با رویداد واقعی این عملیات قهرمانانه در خلیج فارس، دارای جذابیتی است که نظیر آن را در آثار مشابه کمتر می‌توان دید."

گفت‌وگو با این دو دست‌اندرکار کتاب "مروارید" اینگونه ادامه پیدا کرد: 

آقای اخلاقی، نام "مروارید" را به چه مناسبت برای این کتاب انتخاب کردید؟
نخستین نقطه عطف بزرگ در عرصه دفاع مقدس حدود 2 ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شکل گرفت . "هفتم آذر 1359" ، نه تنها برای نیروی دریایی ارتش بلکه برای تاریخ معاصر ما روزی بزرگ و به یادماندنی است. روزی که در آن، نیروی دریایی عراق به میزان 80 درصد از بین رفت و صدور نفت دشمن از 2 پایانه اصلی در خلیج فارس به کلی قطع شد. جالب تر از همه این است که این عملیات شکوهمند با شرکت یک تیم عملیات ویژه و ناوچه قهرمان پیکان با پشتیبانی نیروی هوایی به انجام رسید. (یعنی کمتر از صد نفر از رزمندگان دلاور ایرانی (

چگونه بعد از 30 سال برای بازتاب دادن این حماسه اقدام شده و شما به عنوان فیلم‌ساز با چه انگیزه‌ای به سراغ این کار رفتید؟

این که من به عنوان نویسنده فیلمنامه و کارگردان در سال‌های اخیر آثاری را عرضه کرده‌ام یک واقعیت است . امّا این همه فعالیت‌هایم را شامل نمی‌شود . رمان "سال‌های بی‌پناهی‌" را سال 1372 به بازار عرضه کردم و در فاصله سال‌های 1386 تا 1388 نیز 4 جلد کتاب "خاطرات آتش نشانان" را با همکاری بهروز تشکر نوشتم.

بنابراین تجربیاتی در زمینه‌های مختلف دارم که پیشنهاد نگارش این کتاب را موجّه نشان می‌دهد. از جمله مجموعه شعری آماده چاپ دارم و ترانه‌هایی سروده‌ام که معروف‌ترین آن‌ها " حریر مهتاب " با صدای زنده یاد "ایرج بسطامی" است .

به پیشنهاد آقای تشکر، با ویژگی‌های این حماسه بعد از سی سال، به طور کامل آشنا شدم . همراه با ایشان پای صحبت تعدادی از جانبازان ارجمند و شاهدان زنده بازمانده از ناوچه قهرمان پیکان نشستیم و بیش از دیگران‌، دچار شگفتی و حسرت شدم؛ شگفتی از این همه ایثار و قهرمانی و حسرت از این که چرا تا امروز از این رویداد بزرگ آگاهی درستی نداشتم. 

آقای تشکر، نگارش کتاب، پیشنهاد شما بود؟

نگارش کتاب به سفارش "مدیریت حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران" آغاز شد، اما برای ما موضوع به قدری جذاب بود که منتظر اقدامات بعدی نماندیم. اصولاً وقتی موضوعی فکر را اشغال می‌کند، گذشتن از آن امکان پذیر نیست. شعر، قصه یا فیلمنامه فرقی نمی‌کند، وقتی نطفه‌اش شکل می‌گیرد، کامل شدنش اجباری است، باری است که تا بر زمین نگذاری، خلاصی از آن ممکن نیست و... تمام شد.

عبارت "تمام شد" به چه معناست؟ یعنی دیگر کاری با این موضوع ندارید؟
از بُعد نگارش، کتاب تمام شده است. حالا "مروارید" کتابی است که به عنوان برگی ارزشمند از کارنامه رشادت‌های دریادلان نیروی دریایی ثبت شده و دیگر کاری برای آن نمی‌توانم انجام بدهم . ولی به عنوان تهیه کننده آرزو دارم هر چه زودتر شرایطی فراهم شود تا "مروارید" را در قالب سریال به تصویر بکشم. با توجه به تجربیاتی که در زمینه فیلمسازی و امور نظامی دارم، به نوعی وظیفه خود می‌دانم این حماسه را تصویری کنم . تله فیلم یا سریال فرقی نمی‌کند‌، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین آثار تصویری مربوط به دفاع مقدس باشد. امیدوارم شرایط آن فراهم شود.

آقای اخلاقی راجع به قصه، قهرمان آن و ساختار کتاب توضیح بدهید.

بیم دارم که توضیح اضافی، توقع مخاطب را شکل بدهد و پیشاپیش خطی را در ذهن او ترسیم کنم. به طور کلی من از تجربه نویسندگی و فیلمسازی خود استفاده کردم، به این امید که حاصل کار اثری جذاب باشد، بدون آن که کوچک‌ترین مغایرتی با این رویداد مستند داشته باشد. حتی نام قهرمانان این قصه و سرنوشت آن‌ها واقعی است و تطبیق رویدادهای آن با واقعیت، توسط کارشناسان و آگاهان، تأیید شده است. ولی جذابیت اصلی، وام‌دار عملیات قهرمانانه‌ای است که دلاور مردان نیروی دریایی به کمک نیروی هوایی آن را در بحرانی‌ترین شرایط انجام داده‌اند. به ویژه در فصل‌های ششم، هفتم و هشتم کتاب حقایقی دیده می‌شوند که نظیر آن‌ها در قصه‌ها و فیلم‌ها هم کمتر دیده شده است.

کتاب "مروارید" چند فصل و ارتباط فصل‌ها چگونه است؟

در آغاز ، هیچ تصمیمی برای فصل‌بندی و نوع روایت نداشتم. فقط می‌دانستم که می‌توانم از ویژگی‌های "‌رمان" و "فیلمنامه" برای شکل دادن به خاطرات واقعی بهره بگیرم. این امکان را در آثار قبلی هم آزموده بودم. شروع کردم و هنگامی که نقطه پایان گذاشتم، کتاب در 9 فصل شکل گرفته بود.

جوان‌ترین جانباز این حماسه را با توجه به ارتباطی که با قهرمان اصلی )دریادار شهید محمد ابراهیم همتی، فرمانده ناوچه قهرمان پیکان) داشت، برای معرفی ناوچه پیکان و بندر بوشهر برگزیدم و همراه با او قصه را از شهریور 1359 آغاز کردم، بعد از آن هر چه هست واقعیتی ارزشمند و تاریخی است که با توجه به ساختار قصه، فصل بندی شده است.
آقای تشکر، مکان‌هایی که در خاطرات جانبازان ناوچه پیکان از آن‌ها نام برده شده کجا هستند؟
با قهرمانان قصه از بوشهر تا بندر عباس و تهران و خرمشهر سفر می‌کنیم و بعد از آن، روزها در پهنه خلیج فارس، سوار بر بالگردهای هوا ـ دریا و پا بر عرشه ناوچه پیکان، بارها به سمت شمال غربی می‌رویم و باز می‌گردیم. همراه با تکاوران نیروی دریایی بزرگ‌ترین پایانه‌های نفتی دشمن (البکر و العمیه) را به تلّی از آتش بدل می‌کنیم و یک شبانه روز، شاهد نابودی کامل نیروی دریایی صدام می‌شویم. هر چه هست دلاوری، از خود گذشتگی و افتخار آفرینی است که در چند جمله و چند صفحه نمی‌گنجد. قهرمانان این قصه و سرنوشت آن‌ها واقعی هستند. حضور آن‌ها در عملیات مروارید به قدری شگفت آور است که بیشتر به افسانه می‌ماند‌. باید خواند، تماشا کرد و دل داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 11:6  توسط علی رضاخادمی  |