جام جم آنلاين: علي فتحاللهزاده براي استقلاليها نامي آشنا به حساب ميآيد، چه در مديريت باشد و چه نباشد. مردي كه امروز سومين دوره حضور مديريتياش را در راس باشگاه استقلال تجربه ميكند و گرچه تصريح دارد كه تلاش كرده مديران ديگري را براي احراز اين پست جلو بيندازد، اما به هر حال فتحاللهزاده آدمي نيست كه هيچ موقع به تعارف مديريتي استقلال دست رد بزند، ولو به قول خود در شرايط سخت و دشوار.
او مجموعه استقلال را خوب ميشناسد و حتي زماني نيز كه در باشگاه حضور نداشته، امور مربوط را به خوبي رصد كرده است تا در هنگامه تغييرات مديريتي، نامش بر سر زبانها بيفتد. او كه با قول تامين 50 درصد از هزينههاي استقلال، حكم سرپرستي باشگاه را از علي سعيدلو دريافت كرده، هيچ غمي از بابت تامين 5 ميليارد تومان اضافه بر تخصيص همين مبلغ از سازمان تربيت بدني ندارد و معتقد است كه در داخل كشور ميتوان با مديريتي خوب بخش خصوصي را راغب به مشاركت و سرمايهگذاري در تيمهايي چون استقلال و پرسپوليس كرد. هر چند كه بايد ديد پروژه 50 ـ 50 علي فتحاللهزاده و سازمان ورزش در ميدان عمل چه فرجامي خواهد داشت، اما به هر حال اين مدير با تجربه درست ميگويد كه هر مديري كه در راس دو باشگاه استقلال و پرسپوليس قرار ميگيرد بايد حداقل 4 سال مسووليت داشته باشد تا تمام افكار و ايدههايش را بيكم و كاست به مورد اجرا بگذارد. البته براي انجام هر كار بزرگي نياز به ابزار و امكاناتي است كه فتحاللهزاده نيز از آنها غافل نيست و براي همين نيز هست كه با توجه به زيرساختهاي باشگاههاي اروپايي تاكيد ميكند كه همين الان نيز ميتواند از عهده مديريت باشگاهي چون بايرلوركوزن آلمان برآيد.
ديگر بعد از اين همه سال عادت كردهايم كه ببينيم هر بار با سلام و صلوات فتحاله زاده را ميآورند و بعد از چند صباح، دوباره او را كنار ميگذارند. به عنوان كسي كه سالها در باشگاه استقلال كار كردهايد و بهتر از هر كس ديگر با چالشهاي مديريتي باشگاه آشنا هستيد، علت اين جابهجاييهاي مكرر را در چه ميدانيد؟
مشكل عمده ما اين است كه ورزش را سياسي ميبينيم. اين كه يك نگاه سياسي در ورزش حاكم باشد در نوع خودش بد نيست، اما سياسي كردن ورزش تبعات زيادي دارد. در واقع شاكله آدمهايي مثل من سياسي نيست و ما فقط به قصد خدمت كردن به مملكتمان ميآييم، به همين خاطر هست كه در برخي مواقع حضور ما مفيد تشخيص داده ميشود و در برخي زمانها نيز نه. اينجاست كه ورزش ما از بابت اين جابهجاييهاي مكرر لطمه ميخورد. ما هيچ وقت اجازه نداديم يك مدير فرصت كافي براي بروز تواناييهايش داشته باشد. به طور كل ما تعريفي از مديريت نداريم، چون علم ورزش ميگويد اگر ميخواهيد ببينيد مرز تواناييهاي يك مدير چقدر است بايد حداقل 4 سال به او فرصت داده شود.
فرصتي كه به كمتر مدير ورزشي در ايران داده شده است...
دقيقا! براي روشن شدن موضوع به دوره قبلي مديريتم در استقلال اشاره ميكنم. 3 سال پيش كه من به استقلال آمدم، اوضاع باشگاه چگونه بود؟ تيم تقريبا متلاشي شده بود و 15 ـ 14 بازيكن در آستانه جدايي از باشگاه بودند. در عوض تنها اجازه جذب 6 بازيكن ليگ برتري را داشتيم و من ناچار از بازيكنان ليگ دسته اول استفاده كردم. ما سال سختي را پشت سر گذاشتيم ولي با وجود تمام مشكلات قهرمان جام حذفي شديم. با اين حال انتقاد از عملكرد تيم به واسطه سيزدهم شدن در ليگ آنقدر زياد بود كه كسي به قهرماني ما بها نداد. سال بعد من تيمي ساختم كه به گفته بسياري از كارشناسان پتانسيل قهرماني داشت، اما در همان هفته چهارم مرا كنار گذاشتند و تيمي كه من بسته بودم قهرمان شد. دوباره الان ببينيد كي آمدم؟ زماني كه 14 بازيكن از تيم رفته بودند. چهبسا اگر آدمي مثل من براي جمع و جور كردن تيم استقلال داوطلب نميشد، اين تيم در پايان فصل به دسته پايينتر سقوط ميكرد.
شما كه يك سري مولفههاي مديريتي براي خودتان داريد و به قول معروف با اصول مديريتي آشنا هستيد، چطور به يكباره قبول كرديد در اين شرايط بحراني براي سومين بار مديريت باشگاه را بپذيريد؟
همين آقاي رئيسي (خبرنگار جامجم) 3 سال پيش از من پرسيد براساس كدام اصل مديريتي براي بار دوم به استقلال برگشتيد؟ من در جواب گفتم اگر از روي منطق، عمل و اصول مديريتي ميخواستم تصميم بگيرم، مسلم بود كه نبايد برميگشتم. ولي وقتي به علاقهات نگاه ميكني و دلي تصميم ميگيري راهي جز بازگشت جلوي پاي شما نيست. واقعيت اين است كه اين بار هم، من براي نيامدن به باشگاه استقلال خيلي پافشاري كردم و چندين بار با يكي از دوستانم كه اتفاقا در باشگاه استقلال مديريت كرده بود نيز در اين مورد صحبت كردم و از وي خواستم كه وي قبول مسووليت كند.
منظورتان آقاي قريب است؟
البته دوستان ديگري هم بودند، اما من به شخصه با دكتر قريب خيلي در اين مورد صحبت كردم، اما در يك لحظه ديدم كه باشگاه استقلال حالتي بحراني به خود گرفته است و هواداران استقلال با تجمع جلوي ساختمان باشگاه خواهان خروج تيمشان از وضعيت پيش آمده هستند.
شايد باور نكنيد، اما من در عرض 3 روز نزديك به 2 هزار پيامك داشتم و 2 بار گوشيام را خالي كردم تا بتوانم پيامكهاي ديگري را دريافت كنم. اينها عواملي است كه باعث ميشود آدم براي بازگشت به استقلال و خدمت به اين هواداران دلسوز همه اصول مديريتياش را زير پا بگذارد.
به دفعات آزمايش شدهايد و هر بار به نوعي شما را پس زدهاند. اصول مديريتي ميگويد اگر مديري 2 بار از جايي كنار گذاشته شد، براي بار سوم بايد تضميني وجود داشته باشد كه اين بار به سرنوشت دفعات قبلي دچار نشود... شما با چه تضميمي براي سومين بار به استقلال آمديد؟
من هم تضمينهايي گرفتهام، اما متاسفانه در اينجا هيچ تضميني معتبر نيست و كسي به وعده خودش عمل نميكند.
براي موفقيت در سومين دوره حضورتان در باشگاه استقلال چه تضميني ميخواهيد؟
4 سال فرصت. من ميگويم براي يك بار هم كه شده بياييم به مديري 4 سال فرصت بدهيم تا مشخص شود چند مرده حلاج است. در اين صورت اگر آن مدير موفق نباشد، حداقلش اين است كه ديگر حوالي فوتبال آفتابي نميشود و خانهنشين ميشود. ولي متاسفانه در فوتبال ما وقتي شرايط يك تيم آرام و خوب است كار به افراد كارنابلد سپرده ميشود و برعكس زماني كه وضعيت تيمي بحراني ميشود از مديران توانا ميخواهيم كه آستين بالا بزنند و تيم را از بحران خارج كنند. با اين شيوه نه آن افراد كارنابلد محك ميخورند و نه پتانسيل مديران توانمند به چشم ميآيد. همين امسال مگر من چقدر براي بستن تيم فرصت داشتم؟! آن هم در شرايطي كه بسياري از بازيكنان كليدي تيم رفته بودند. در چنين شرايطي و در حالي كه فقط چند روز براي بستن تيم فرصت هست، چگونه ميتوانستم از كيفيت بازي بازيكنان خارجي مطمئن شوم. ما با 2 برزيلي قرارداد بستيم، اما همين روزنامه شما اگر مشخص شود اين برزيليها بازيكنان با كيفيتي نيستند طبق رسالتي كه دارد ما را به هدر دادن پول بيت المال متهم ميكند.
اينها را ميگوييد تا اگر 2 بازيكن برزيلي جديدتان مثل ديكارموي پرسپوليس از آب درآمد، مورد انتقاد قرار نگيريد؟
نه! من ميخواهم بپرسم اگر شما جاي من بوديد چه ميكرديد؟ من چه كار بايد بكنم وقتي فرصتي براي گرفتن تست فني و پزشكي از بازيكنان جديد ندارم؟ تازه بازيكنان خارجي هم مدعي هستند كه مثل بازيكنان ما 2 ماه خورده و خوابيدهاند و اگر در شرايط مطلوبي قرار ندارند به دليل تعطيلي فصل فوتبالي بوده است. اينها را گفتم تا در جريان بخشي از سختيهاي كار مديريت در باشگاه بزرگي چون استقلال قرار بگيريد و بپذيريد كه اصليترين ركن موفقيت يك مدير يا يك مربي تضميني است كه براي كار او وجود دارد. مگر كاپلو در جام جهاني 2010 نتيجه گرفت؟ مارادونا هم همچنين؟ اما هم انگليسيها و هم آرژانتينيها قرارداد مربيان خود را تمديد كردند. به اين خاطر كه آنها فهميدهاند اگر ميخواهند نتيجه بگيرند بايد ثبات مديريت داشته باشند. شما بايرن مونيخ را نگاه بكنيد. بيش از 100 سال سابقه دارد، اما در اين مدت فقط 17 مدير در آن جابجا شده است. يا همين باشگاه بايرلوركوزن. من 14 سال پيش با آنها ارتباط برقرار كردم ولي هنوز هم رودي فولر آنجاست. 4 تا مربي عوض كردند و در اين سالها هيچ گاه هم رنگ قهرماني را نديدهاند، اما مديريتشان پابرجاست، چرا؟ چون آنها بر اين باورند كه آدمهايشان را بايد حفظ كنند،اما در فوتبال و ورزش ما تصميمگيريها براساس فضا و شرايط حاكم بر جامعه است. اگر انتقادها از كسي زياد باشد او را بركنار ميكنيم و اگر فضا آرام باشد از مديرمان حمايت ميكنيم.
يكي از مشكلاتي كه هميشه در استقلال و پرسپوليس گريبانگير مديران اين دو باشگاه بوده بدهيهاي قبلي است. حتي يكي از دلايلي كه در بركناري شما تاثيرگذار بود همين بحث داشتن بدهي بود.
مديريت قبلي باشگاه در يك فصل 6 ميليارد از سازمان تربيت بدني پول گرفت، اما من در تمام 2 دوره قبلي فقط يك ميليارد و 800 هزار تومان از سازمان گرفتم. آيا اين ارقام با هم قابل قياس است؟ با اين حال شما تراز مالي دوره مديريت من را با تراز مالي برخي ديگر از دوستان مقايسه كنيد تا مشخص شود فتحالهززاده زماني كه رفت چقدر بدهي داشت و آنها با چقدر بدهي رفتند. متاسفانه طوري شده كه هر كس بر مسند رياست باشگاه استقلال مينشيند ميگويد من بدهي نداشتم و بدهي مديريت قبلي را دادهام. با اين شرايط هيچ فرقي بين مدير قوي و ضعيف وجود ندارد و ديگر مشخص نيست چه كسي تراز مالياش مثبت است و چه كسي فقط بدهي روي دست باشگاه ميگذارد. در اين ميان بايد يكي بيايد اسناد و مدارك را بررسي كند تا مچ آنهايي كه خلاف واقع ميگويند گرفته شود. من به شما اطمينان ميدهم هيچ مديري به اندازه من توان درآمدزايي در استقلال نداشته. اين را آمار و ارقام ميگويد و هر كس كه ادعايي خلاف اين دارد من حاضرم با او دور يك ميز مباحثه كنم. درآمدزايي من به مراتب بالاتر از بقيه بود. الان هم با همين پشتوانه كاري آمدهام. روزي كه به دفتر سعيدلو رفتم او از من خواست نيمي از هزينههاي باشگاه را من تامين كنم و نيمي از آن را سازمان تربيت بدني بدهد.
اين توافق روي چند ميليارد تومان صورت گرفت؟
حداكثر 10 ميليارد تومان كه معادل بودجه سال گذشته استقلال است. بر اين اساس قرار شد 5 ميليارد تومان را سازمان تربيت بدني بدهد و 5 ميليارد تومان هم من خودم تامين كنم.
يعني واقعا براي بستن اين فصل استقلال، 10 ميليارد تومان هزينه كردهايد؟
ببينيد ما اگر ميگوييم تيم را با 10 ميليارد تومان بستهايم دو حالت بيشتر ندارد؛ يا بيشتر از اين مبلغ خرج كردهايم كه مازادش را بايد از جيب خودمان بدهيم يا كمتر از اين هزينه كردهايم كه به نفع سازمان ميشود، اما واقعيت اين است كه ما و پرسپوليس امسال براساس همان توافقي كه با سازمان داشتيم تيمهايمان را بستهايم و پولي براي بيشتر هزينه كردن نداريم. اين در حالي است كه برخي تيمها امسال تيمهايشان را با 15 و 16 ميليارد تومان بستهاند.
اين طبيعي است چراكه در چند سال اخير هميشه تيمهاي صنعتي شرايط مالي بهتري نسبت به استقلال و پرسپوليس داشتند، اما همين 10 ميليارد تومان هم ميتواند بسياري از مشكلات استقلال را در شروع دوره مديريتي شما برطرف كند...
با نظر شما مخالفم. يك زمان شما مديرعامل استقلال ميشويد در حالي كه مدير قبلي با تمام بازيكنان قرارداد 2 ساله بسته است و شما هيچ دغدغهاي نداريد. يك زمان هم شما را مديرعامل ميكنند در شرايطي كه 14 بازيكن تيم رفتهاند و فرصت چنداني براي بستن تيم وجود ندارد. اين دو شرايط كاملا با هم فرق دارند. من در حالي براي سومين بار مديريت باشگاه استقلال را قبول كردم كه بازيكنان فصل گذشته بابت قراردادهايشان 2 ميليارد و هفتصدهزار تومان از باشگاه طلبكارند. اين خيلي سخت است و من با اين شرايط تيم استقلال را براي فصل 89 بستم. در اين ميان عدهاي كه نميتوانند به پست و مقامي در باشگاه برسند، شروع به انتقاد از ما ميكنند و اصلا اجازه نميدهند بازيها شروع شود و بعد شمشيرهايشان را از رو ببندند.
انگار از انتقادهايي كه بابت استفاده شما از چكهاي شخصيتان شد، حسابي دلخوريد؟
چرا دلخور نباشم. آقاي سعيدلو به من قول داد پول نقل و انتقالات را ميدهد و من هم برهمين اساس براي جذب بازيكنان جديد از چك شخصيام استفاده كردم. من چطور ميتوانستم با بازيكني قرارداد ببندم اما براي دريافت رضايتنامهاش منتظر بمانم تا پول سازمان از طريق سيستم دولتي به من برسد؟ به همين خاطر مجبور شدم به اندازه 2 ميليارد تومان چك شخصي بكشم. اين يك ريسك بزرگي بود چون اگر سازمان تامين بودجه نكند، بيچاره ميشوم، اما من اين كار را براي موفقيت استقلال كردم.
يكي از بحثهايي كه با مديريت كلان در استقلال و پرسپوليس سنخيت دارد، همين بحث خصوصيسازي اين دو باشگاه است. آيا واقعا آن عزم جدي براي خصوصيسازي اين دو باشگاه مردمي وجود دارد و آيا واقعا سختيهاي واگذاري اين دو تيم به بخش خصوصي مانع تحقق اين رويا ميشود؟
هيچ سخت نيست. شما همين الان هرچقدر از سهام باشگاه منچستر يونايتد را كه ميخواهيد، بگوييد تا من همين امشب براي شما بخرم. سهام رئال مادريد، آرسنال، چلسي و هر تيم ديگري را هم كه ميخواهيد بگوييد در كمتر از 2 ساعت از طريق اينترنت آن را ميخرم و ميشود براي شما. البته استقلال و پرسپوليس شرايط خاصي دارند، اما نبايد اينگونه تعبير شود كه آنها مجبورند تا ابد به همين شكل درجا بزنند. من خودم يكي از كساني بودم كه پيشنهاد دادم 60 درصد از اين دو تيم را به بخش خصوصي واگذار كنيد و 40 درصد آن را در اختيار سازمان تربيت بدني قرار دهيد. از 5 نفر هيات مديره هم 3 نفر نماينده بخش خصوصي باشند و 2 نفر نماينده سازمان. بايد اجازه داد كه در دو تيم پرسپوليس و استقلال ثبات ايجاد شود. اين دو باشگاه واقعا گنج هستند و اگر مديريت پايدار در آنها حاكم باشد چنان درآمدزايي خواهند داشت كه علاوه بر تامين هزينههايشان به زيرساختهاي خود نيز كمك خواهند كرد.
چرا بايد تيمي كه در اروپا كمتر از 20 هزار تماشاگر دارد، ساليانه 150 ميليون يورو درآمد داشته باشد، اما ما با 20 ميليون هوادار هميشه كاسه گدايي دستمان باشد؟ من به شما قول ميدهم اگر فتحالهدزاده يا هر مدير ديگري 4 سال فرصت حضور در باشگاه داشته باشد، اين باشگاه را به خودكفايي خواهد رساند.
شما از ثبات مديريت حرف ميزنيد اما با وجود 3 بار حضور در راس باشگاه استقلال، هنوز هم تضميني وجود ندارد تا پايان نيم فصل اول مديرعامل باقي بمانيد! آيا اين بار هم با سپردن دل به دريا، آستين بالا زدهايد؟
مطمئن باشيد با حمايت رئيس سازمان تربيت بدني قبول مسووليت كردم، اما برخي مواقع اين حمايت هم نميتواند كارساز باشد. ما در باشگاه استقلال خودمان براي خودمان دشمن سازي كردهايم. وقتي 2 سال فتحالهنزاده مديرعامل ميشود، 2 سال اوليايي، 2 سال غريب و 2 سال آشتياني، خب معلوم است كه اين نفرات وقتي از مديرعاملي كنار ميروند هر كدام ادعايي دارند و همين موضوع باشگاه استقلال را شقهشقه كرده و به ايجاد چنددستگي در رسانهها و سكوهاي ورزشگاهها منجر شده است. اين كاري است كه خودمان با خودمان ميكنيم. حرف من اين است كه بايد يك باشگاه را به يك تيم مديريتي داد و از آن حمايت كرد. خود آقاي سعيدلو هم شايد موافق اين نظر باشد ولي وقتي فضاي باشگاه استقلال توسط خانواده اين باشگاه و پيشكسوتانش ملتهب ميشود، براي او هم چارهاي باقي نميماند جز ايجاد تغيير در مديريت.
براي درآمدزايي در باشگاه استقلال حتما برنامههايي هم داريد...
بله! بايد برخي زيرساختها را تغيير داد. رئال مادريد براي هر بازي يك ميليون و صدهزار دلار درآمد به دست ميآورد، ما با هواداراني بيشتر از رئال مادريد از هر بازي چقدر درآمد كسب ميكنيم؟ علت اين است كه ساختارسازي نكرديم. 10 سال پيش من از مسوولان ورزش خواستم قسمتي از ورزشگاه را به من واگذار كنند تا با نصب صندلي، گيت و جايگاه مخصوص در آن شرايط بهتري را براي حضور هواداران فوتبال مهيا كنم، اما آن زمان به من گفتند خودمان قصد انجام چنين كاري را داريم. الان 10 سال از آن زمان ميگذرد اما هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. اينكه ما ورزشگاههايمان را به صندليهاي شمارهدار مجهز كنيم ابتداييترين كار ممكن است. متاسفانه ارادهاي براي انجام چنين كارهايي در فوتبال ما نيست. الان اداره باشگاه بايرلوركوزن براي من به مراتب آسانتر از اداره باشگاه استقلال است. زيرا آنجا آنقدر پول و نيروي كاري هست كه من مديرعامل فقط كافي است برنامهريزي و طراحي كنم. اما اينجا در استقلال بايد پول تهيه كنم، ناز بازيكن را بكشم، ناز سرمربي را بكشم، مواظب باشم كسي حاشيهسازي نكند و...
اما فقط سهم اندكي از درآمدزايي در باشگاههاي بزرگي چون استقلال به بليت فروشي معطوف ميشود... شما يك هيات مديره قوي هم ميخواهيد كه بتواند با خودش براي استقلال پول بياورد.
دقيقا همينطور است. من بارها گفتهام براي مديريت در استقلال نياز به يك ريال كمك ديگران ندارم، فقط به اين شرط كه اجازه بدهند خودم اعضاي هيات مديره را معرفي كنم. من آدمهايي را ميشناسم كه هر كدام ميتوانند يك ميليارد تومان براي باشگاه درآمدزايي كنند.
اما چه فايده كه كسي به اين خواسته من توجه نميكند. در عوض آدمهايي را به هيات مديره ميآورند كه اصلا درك درستي از مسووليتي كه به آنها محول شده ندارند و هيچ كمكي هم نميتوانند بكنند. تمام نگاهشان هم به كمكهايي است كه سازمان تربيت بدني ميكند و به اين موضوع توجه ندارند كه سازمان آنها را برگزيده تا پولسازي كنند.
شما كه معتقديد كساني را ميشناسيد كه ميتوانند ميلياردها تومان پول براي استقلال بياورند، آيا نفرات پيشنهادي خود را براي حضور در هيات مديره جديد باشگاه به سعيدلو معرفي كردهايد؟
من هنوز بحثي پيرامون هيات مديره باشگاه استقلال با آقاي سعيدلو نداشتم، اما اگر قرار باشد روي اين موضوع جدي شويم حتما پيشنهاداتم را به رئيس سازمان تربيت بدني ارائه خواهم كرد. واقعيت اين است كه ما براي هيات مديره استقلال فقط به 2 عضو فوتبالي نياز داريم و بقيه نفرات بايد كساني باشند كه توانايي درآمدزايي و پول آوري داشته باشند. در غير اين صورت باز هم حاشيهها گريبانگير ما ميشوند چراكه نياز اول استقلال و پرسپوليس در بحث باشگاهداري، پول و درآمدزايي است.
تجربه نشان داده فتحاله زاده گاهي مواقع منفعت استقلال را با احساسي كه به برخي اطرافيانش دارد، عوض ميكند. شما در دوره اول مديريتتان مظلومي و پورحيدري را از استقلال كنار گذاشتيد و الان مجددا از آنها در كادر فني استقلال استفاده ميكنيد. شما چه پاسخي براي اين انتقاد داريد؟
ببينيد اگر واقعا احساس من اينگونه بود بايد از ناصر حجازي هم در كادر فني استفاده ميكردم. حسن روشن هم اعجوبه فوتبال ماست و با توجه به علاقهاي كه به او دارم بايد از او هم استفاده ميكردم. اما من هميشه منفعت استقلال را به خواست قلبيام ترجيح دادهام. شما اگر كارنامه مرا در تعويض مربيان بررسي كنيد به اين نتيجه خواهيد رسيد كه هر دو باري كه من در اواسط فصل مربي عوض كردهام به قهرماني رسيدهايم. اين نشان ميدهد با تعويض مربي، از تصميم اوليه خودم صرفنظر كردهام تا با آمدن مربي ديگر، استقلال به منفعت برسد. علتش هم اين بوده كه هر بار به پتانسيل تيمم براي قهرماني واقف بودم ولي شرايط و جو ممكن به گونهاي پيش رفته كه مربي من ديگر آن توانايي لازم را براي اداره تيم نداشته است. خب من اگر ميخواستم احساسي برخورد كنم هر دوبار تا پايان فصل پاي مربي استقلال ميماندم و از او حمايت ميكردم.
اما در مورد مظلومي و پورحيدري كه اشاره كرديد آن زمان كه ما از اين دو بزرگوار استفاده كرديم پورحيدري سرمربي بود و مظلومي مربي. الان آن شاگرد تبديل به استاد شده و ما فرمان هدايت تيم را به مظلومي دادهايم كه در اين سالها در هر تيمي بوده كارنامه قابل قبولي از خود به جاي گذاشته است. در عوض در پست مدير فني استقلال از پورحيدري استفاده كرديم كه سالها سمت استادي را يدك ميكشد. احساس كردم تلفيقي از تجربه و جواني اين دو ميتواند همدلي خوبي در نيمكت استقلال ايجاد كند.
اصولا چرا باشگاههاي ما نتوانستند رابطه خوبي با پيشكسوتانشان داشته باشند؟
نميخواهم زياد به اين بحث ورود كنم اما شايد يكي از دلايلش اين باشد كه خود پيشكسوتان هم غالبا با هم مشكل دارند و سخت است اگر بخواهيم چند پيشكسوت را دور يك ميز جمع كنيم.
در هر صورت فتحاللهزاده به عنوان يك مدير با سابقه ورزشي بايد آستانه تحملش بالا باشد و نه اينكه با كوچكترين ناملايمتي بگويد ديگر حاضر نيستم از ناصر حجازي در استقلال استفاده كنم... اين تيتري بود كه هفته گذشته از شما در روزنامهها خوانديم.
شما آن تيتر را خوانديد اما نميدانم خود مصاحبه را هم مطالعه كرديد يا خير. در آن مصاحبه خبرنگار به من گفت آقاي حجازي گفته من دو بار از فتحالهزاده ضربه خوردم و ديگر حاضر نيستم براي بار سوم از او ضربه بخورم كه من هم در جواب گفتم اگر ناصر حجازي چنين نظري دارد ما اين بار از او استفاده نخواهيم كرد تا ديگر از طرف ما متحمل ضربه و آسيب نشود. در هر صورت عليرغم اينكه ناصر حجازي به ما كم لطفي ميكند ولي باز هم دوستش دارم و دوست ندارم از دست من ناراحت باشد.
استقلال پيشكسوتان زيادي دارد كه ميتوانند در قالب كميته فني به باشگاه كمك كنند.
هنوز فوتبال ما به اين نبوغ فكري نرسيده كه بخش زيادي از تصميمات باشگاهي را كميتههاي فني باشگاهها بگيرند، اما به جرات ميگويم اگر من روزي تيم شخصي داشته باشم اولين كاري كه در آن خواهم كرد تشكيل يك كميته فني است. البته در همين استقلال هم به دنبال اين هستم و براي سال آينده با نفراتي چون حسن روشن، علي جباري، جواد قراب، حسين عادلخاني، منصور رشيدي و مرتضي محصص صحبت ميكنم تا كميته فني استقلال با حضور آنها تشكيل شود.
چرا ميگوييد فوتبال ما به اين نبوغ فكري نرسيده كه بخش زيادي از تصميمات باشگاهي را كميتههاي فني باشگاهها بگيرد؟
ببينيد، امروز آلمان بيدليل عنوان سومي جامجهاني را به دست نميآورد. آنجا در آلمان كميته فني باشگاهها در فصل نقل و انتقالات در مورد جذب نفرات جديد تصميمگيري ميكنند و سرمربي جديد هر تيم تنها اجازه دارد 3 بازيكن جديد به تيمش اضافه كند. اين بدان خاطر است كه اگر فلان مربي در وسط فصل از تيم كنار گذاشته شد مربي جديد اين توجيه را نداشته باشد كه اينها بازيكنان مربي قبلي هستند. اما اينجا اگر بخواهيم چنين كميتهاي تشكيل دهيم مربي تيم اعتراض ميكند كه چرا به من بازيكن تحميل ميكنيد. ما اگر ميخواهيم در فوتبال موفق باشيم بايد به تيمي كار كردن عادت كنيم و از فردگرايي بپرهيزيم.
از كمپ باشگاه استقلال چه خبر؟ شما 3 سال پيش كلنگ آن را به زمين زديد و حالا با گذشت اين مدت، ظاهرا قصد داريد اين كار نيمهتمام را به سرانجام برسانيد. آيا واقعا اين كار شدني است؟
ببينيد ما در تهران و شهرستانها يكسري زمين با كاربري ورزشي و فرهنگي داريم كه در اختيار سازمان زمين شهري قرار دارند. شرط تملك اين زمينها هم اين است كه اول دور آنها ديواري كشيده شود، دوم، تعدادي دوش و رختكن در آنها نصب شود و سوم يك زمين ورزشي در آن ساخته شود. خب من اصليترين و پرهزينهترين بخش كار را با كشيدن يك ديوار بتوني 2 متري در اطراف زمين مورد بحث انجام دادهام و فقط كافي است براي ساخت زمين فوتبال اقدام كنيم تا ناظران سازمان زمين شهري سند اين زمين را به نام باشگاه استقلال بزنند. زمين فوق 70 ميليارد تومان ارزش دارد، اما مديران قبلي اين 30 هزار متر زمين را به امان خدا رها كردند و حالا وظيفه من است كه اين كار نيمهتمام را به اتمام برسانم. اگر عمر مديريتي من در باشگاه استقلال به 3 سال برسد به شما قول ميدهم كه از همين زمين، 30 درصد از كل هزينههاي باشگاه استقلال تامين شود. ما سالي 500 ميليون تومان هزينه ميكنيم تا براي تمرين تيمهاي ردههاي سني مختلف باشگاه زمين تمريني اجاره كنيم. خب چرا نبايد براي ساخت اين زمين هزينه كنم تا بازيكنانم در زميني كه متعلق به خود باشگاه است، تمرين كنند.
قلعهنويي يكي از استقلاليهايي است كه مورد توجه هواداران باشگاه قرار دارد و نام او ميتواند يكي از چالشهاي بزرگ مديريت شما در فصل جاري باشد.
ببينيد الان امير قلعهنويي لباس سپاهان را به تن دارد و ما در لباس استقلال انجام وظيفه ميكنيم. پس روشن است كه ما تحت هر شرايط به دنبال پيروزي بر سپاهان باشيم. دوستي من و امير قلعهنويي محفوظ است، اما رقابتمان هم جاي خود قرار دارد. به همين خاطر من بيشترين پاداش را براي پيروزي استقلال مقابل سپاهان خواهم داد، حتي بيشتر از پيروزي بر پرسپوليس در دربي.
اگر بپذيريد كه در دو دوره قبلي مديريتتان در باشگاه استقلال اشتباهاتي هم داشتهايد، در سومين دوره مديريت در باشگاه استقلال چه متدهايي را در برنامه كاريتان قرار خواهيد داد؟
احساساتم را كنار گذاشتهام و ديگر نميخواهم با نزديكترين دوستان هم رودربايستي داشته باشم. تجربهاي كه از دو دوره مديريت قبلي در باشگاه استقلال براي من مانده اين است كه كار حرفهاي و داشتن نگاه احساسي به مسائل با يكديگر منافات دارد.
استقلال ايدهال فتحاللهزاده را چه زمان ميتوانيم ببينيم؟
اگر يك فرصت 3 ساله به من بدهند، به شما قول ميدهم 3 سال ديگر استقلال را در فينال جام باشگاههاي آسيا ببينيد. اگر اين اتفاق نيفتاد همين جا اعلام ميكنم من ضعف داشتهام و ديگر به استقلال بر نخواهم گشت. هدف ما قهرماني استقلال در آسياست، چون من با استقلال چند قهرماني در ايران را تجربه كردهايم و ديگر نميتوانم هوادار باشگاه را با تكرار اين عناوين داخلي، از ته قلب خوشحال كنم. من ميخواهم استقلال قهرمان آسيا شود، اما مطمئن نيستم كه اين فرصت در اختيارم گذاشته ميشود يا خير.
يعني شما بر اين باوريد كه اگر يك فرصت 3 ساله داشته باشيد، استقلال را قهرمان آسيا ميكنيد؟
من نگفتم قهرمان آسيا، اما مطمئن هستم اين تيم را به فينال ليگ قهرمانان آسيا ميبرم. من حتي ميگويم اجازه بدهيد 3 سال در استقلال مديريت كنم، اگر موفق نشدم حاضرم نيمي از كل هزينههاي باشگاه در اين 3 سال را به عنوان جريمه از جيب خودم پرداخت كنم.
به نظر ميرسد شما از اينكه چنين فرصتي در اختيارتان قرار نخواهد گرفت، مطمئنيد كه اينگونه با شهامت از پرداخت جريمه چند ميلياردي صحبت ميكنيد!
نكته همين جاست (ميخندد).
خيليها معتقدند فتحاللهزاده از كنار استقلال به خيلي جاها رسيده است. اين كه شما هر بار به شكل بدي از تيم كنار گذاشته ميشويد و دوباره برميگرديد، شايد به زعم همين منتقدان دليلي بر ادعايشان باشد. در پاسخ به اين منتقدان چه حرفي براي گفتن داريد؟
اگر استقلال چيزي دارد كه ما را به جايي ميرساند، پس چرا خودش اين همه بدهي دارد؟ مگر ميشود از باشگاهي پول برد كه خودش در بدهي غوطهور است؟ باشگاه استقلال درآمد مشخصي دارد، هزينههايش نيز مشخص است و سازمان بازرسي كل كشور هم نظارت دقيقي روي دخل و خرج آن دارد. در چنين شرايطي چطور ميشود از كنار باشگاه به جايي رسيد؟ اينها همهاش تهمت است و اگر كسي در اين مورد ادعايي دارد بايد با سند و مدرك حرف بزند. اگر من عاشق استقلال هستم و براي خدمت به اين باشگاه ميآيم، مستحق نيست كه به من چنين تهمتهايي زده شود.
من كار اقتصادي ميكنم و حساب و كتاب كارم نيز مشخص است. به بازرسي كل كشور هم اجازه ميدهم كه بيايد درآمدهاي من را در 20 سال گذشته بررسي كند، اما به اين شرط كه اگر خلاف اتهامات ثابت شد آن را نيز اعلام كنند. كسي كه از جيب خودش براي باشگاه خرج ميكند را انگ دزد ميزنيم، اما كساني كه دزدي ميكنند را رها كردهايم به امان خدا. اين واقعا بيانصافي است.
شما خودتان براي مديريت در باشگاه استقلال هيچ تضميني از رئيس سازمان تربيت بدني نگرفتهايد، ميخواهيم بدانيم چه تضميمي به پرويز مظلومي دادهايد كه با آرامش كامل در استقلال كار كند؟
بنده اگر تضمين داشته باشم كه 4 سال مديرعامل استقلال باقي خواهم ماند، همين امروز روي كاغذ مينويسم كه دست به آقاي مظلومي نميزنم و من هم به او فرصتي 4 ساله ميدهم تا تيمم را بسازد. ولي وقتي خودم را هيات مديره در هفته چهارم بركنار ميكند، چطور ميتوانم خلاف نظر آنها از مربي تيمم حمايت كنم؟ اگر سرپرست باشگاه بمانم، تيم سيزدهم هم بشود از مظلومي حمايت خواهم كرد، اما فردا روزي اگر هيات مديره استقلال تشكيل شود، ديگر همه اختيارات با من نيست.
پس مظلومي هم مثل شما هيچ تضميني براي كارش ندارد؟
من به پرويز مظلومي اطمينان خاطر دادهام كه براي مدت 2 سال سرمربي استقلال خواهد بود، اما اتفاقات فوتبالي قابل پيشبيني نيست. مثلا اگر ما با مظلومي به دسته دوم سقوط كرديم آيا باز هم ميتوانم از اين مربي حمايت كنم؟ تنها چيزي كه ميتوانم با اطمينان بگويم اين است كه هيچ وقت در مورد سرمربي تيمم نتايج يك يا چند بازي را ملاك قرار نميدهم و فقط عملكرد او را با رتبهاي كه در پايان فصل به دست ميآوريم خواهم سنجيد.
شما در ابتداي مصاحبه عنوان كرديد استقلال امسال ايدهال شما نخواهد بود. همين اظهار نظر ميتواند در ميان ميليونها هوادار استقلال موجي از نااميدي را ايجاد كند و چنين تعبير شود كه فتحاللهزاده از هماكنون به دنبال توجيه ناكامي استقلال است. به عنوان آخرين سوال چه وعدهاي به هواداران استقلال ميدهيد؟
من اگر گفتم اين استقلال ايدهال من نيست، به اين خاطر بود كه نه فرصت كافي براي جذب بازيكن وجود داشت و نه زمان مناسب براي آماهسازي تيم. با اين حال مطمئن هستم همين استقلال از ابتداي نيمفصل دوم همان بازيهايي را انجام خواهد داد كه هواداران انتظارش را دارند. البته اينگونه نيست كه فكر كنند ما در نيمفصل اول خودمان را براي هر نتيجه بدي آماده كردهايم، نه. من همين جا به هواداران استقلال قول ميدهم در پايان نيمفصل اول هم تيمشان يكي از 3 تيم برتر جدول باشد.