رسانه های جمعی و حوادث غیر مترقبه
بلاياي طبيعي و غيرطبيعي كماكان و با تناوب و شدتي فزاينده جهان را ويران ميكند. ما شاهد زلزلهها، توفانها، آتشفشانها، سيلها، گردبادها و... و همچنين حوادث دستكار بشر همچون فجايع فناوري (مانند فاجعه بوپال و فاجعه چرنوبيل) و حوادث سياسي كه ميتواندمنجر به جنگهاي داخلي و ويرانيهاي بيسابقه گردد، هستيم. و اين تازه همه ماجرا نيست: آميزهاي از مخاطرات طبيعي و حوادث دستساز آدمي نيز وجود دارد كه باعث آلودگي، جنگلزدايي، بيابانزايي، و گرمشدن كره زمين ميشود؛ آميزهاي از مخاطرات كه پيامدهاي فاجعهباري براي سياره كوچك ما ميتواند داشته باشد.
مخاطرات طبيعي در واقع پديدههايي طبيعي هستند كه ميتوان از آنها دوري جست و يا اثرات آنها را تخفيف داد. اين كه گاهي اين مخاطرات طبيعي به مصيبت و فاجعه تبديل ميشود نتيجه نوع سازماندهي و نوع رفتار جوامع خودمان است. بلاياي طبيعي بهخوديخود و لزوماً باعث اين همه خسارات جاني و مالي نميشود. برخي بلاياي طبيعي به خوبي قابل پيشگيري است و بسياري از ديگر بلاهاي طبيعي را ميتوان بياثر يا كماثر كرد.
وسايل ارتباط جمعي از رسانههاي الكترونيكي گرفته تا رسانههاي تصويري و صوتي و مكتوب، در مديريت تداركاتي برخورد با بلاياي طبيعي، سيستمهاي هشدار قبل از وقوع بلاها، و آموزش همگاني نسبت به حوادث غيرمترقبه، نقشي بسيار حياتي دارند؛ كه همه اينها ميتواند سهم بسزايي در كاهش خسارتهاي مالي و جاني داشته باشند.
در اين ميان، تلاش هماهنگ جامعه بينالمللي در بكارگيري توان ارتباطاتي جهت تخفيف بلاياي طبيعي، حائز كمال اهميت است. تلاشهايي كه در چارچوب برنامه «دهه بينالمللي كاهش بلاهاي طبيعي» صورت ميگيرد، بخصوص كوششهاي انجام شده از طريق «برنامه آننبرگ» ، «بيانيه تمپر درباره ارتباطات و بلاهاي طبيعي» ، و «راهبرد و نقشه عمل يوكوهاما براي دنيايي امنتر» و همچنين «ميزگرد رسانهها، اطلاعات علمي و بلاهاي طبيعي» ، همگي گامهاي مشخصي است براي تضمين اين كه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در خدمت بشريت قرار بگيرد. اين مسئوليت مشترك همه ماست كه از بلاهاي طبيعي و غيرطبيعي و خسارات مستقيم و غيرمستقيم آن بكاهيم.
در اين ميان، رسانههاي جمعي نقش بسيار چشمگيري ميتوانند داشته باشند. خبر زلزله فاجعهبار سال 1994 لسآنجلس، درست چهل دقيقه پس از نخستين تكانهاي زمين، به گوش كلينتون رئيسجمهور وقت آمريكا رسيد؛ اما نه از طريق مقامات رسمي كاخ سفيد، يا از طريق اعضاي شوراي امنيت ملي، و نه حتي از طريق «سازمان مديريت وضعيتهاي اضطراري كشور». خبر زلزله را وزير مسكن و شهرسازي به رئيسجمهور داد؛ آن هم فقط به اين دليل كه در لحظه وقوع حادثه براي ضبط يك برنامه تلويزيوني در شبكه تلويزيوني سيبياس حضور داشت و خبر را شنيد. رئيسجمهور هم بلافاصله پس از شنيدن خبر زلزله، براي دريافت اطلاعات بيشتر به سراغ تلويزيون خود رفت. خود كلينتون در اين باره گفت: «ماجرا را با جزئيات كامل ميتوانستم از تلويزيون ببينم، واقعاً تكاندهنده بود». اين تجربه، شاهدي است بر ارتباط تنگاتنگ ميان وسايل ارتباطجمعي و اثرگذاري آن بر پيامدهاي حوادث غيرمترقبه.
فناوريها، مهارتها و وسايل ارتباطاتي، از جنبههاي مختلف حائز اهميت اساسي است: در پيوند برقرار كردن ميان دانشمندان، مقامات دستاندركار برخورد با حوادث غيرمترقبه، مقامات دولتي، و افكار عمومي؛ در آموزش مردم براي آمادگي در مقابل حوادث غيرمترقبه؛ در ردگيري حوادث در شرف وقوع؛ در هشيار كردن مقامات؛ در هشدار دادن به مردمي كه بيش از همه احتمال دارد از اين حوادث صدمه ببينند؛ در ارزيابي خسارات؛ در جمعآوري اطلاعات، آذوقه، و ساير منابع؛ در هماهنگ كردن عمليات نجات و امداد؛ در شمارش گمشدگان؛ و در برانگيختن و بسيج حساسيتهاي عمومي، سياسي، و نهادي و سازماني.