سوژه بهتر است با شرايط اجتماعي انطباق داشته باشد و مناسب زمان حال انتخاب شود و درعين حال از خصلت تأثير بخشي در اصلاح اوضاع (موضوع مورد نظر) برخوردار باشد. اما چه كسي مي تواند سوژه پرداز خوبي باشد؟ شايد گفته شود كسي كه داراي تجربه و سابقة بيشتري در مؤسسه مطبوعاتي باشد، سوژه پرداز خوبي به شمار مي رود. يا سوژه پرداز خوب كسي است كه از قدرت نويسندگي بالايي برخوردار باشد. اما ضمن اينكه موارد فوق را نمي توان انكار كرد، بهتراست به خصوصيات زير براي يك سوژه پرداز خوب اشاره كنيم:

1 ) اطلاعات: سوژه پرداز خوب اطلاعاتش گسترده و نو است؛
2) حشرو نشر اجتماعي: سوژه پرداز خوب فردي منزوي و بريده از واقعتيهاي اجتماعي و نيز منفي گرا نيست. زيرا چنين كسي نمي تواند رسالت خلاقيت سوژه هاي مناسب را به دوش كشد؛
3) نگرش طولي:¹ طرز نگرش سوژه پرداز به پديده هاي اجتماعي و اطلاعات محرمانه و غيرمحرمانه اي كه از آنها دارد. بيشتر طولي است نه عرضي. براي مثال كسي كه در داخل تظاهرات اقدام به مشاهده و كشف واقعيتها مي كند تا چند قدمي خود را بيشتر نمي تواند ببيند، در حالي كه وقتي از بالا به تظاهرات نگريسته شود، بسياري از روابط كشف مي شود، تعداد جمعيت را مي توان تخمين زد، مسير حركت را مي شود پيش بيني كرد و جايگاه رهبر يا رهبران را در بين تظاهر كنندگان مي توان تشخيص داد... همين نكته ها مورد توجه سوژه پرداز است چون نگرش طولي (در عين حال نگرش عرضي هم فراموش نمي شود) به وي اين قدرت را مي دهد تا از بين پديده هاي اجتماعي كه شبكه هاي يك سيستم اجتماعي را تشكيل مي دهند به سراغ آن سوژه اي برود كه كانون تحريك پديده هاي ديگر (مثل گراني، كميابي، احتكار، افزايش ناراحتيهاي رواني، ترافيك، رشوه خواري و امثال آن) به شمار مي رود.
4) جامعه شناسي: احاطة سوژه پرداز به علوم اجتماعي امري ضروري به نظر مي رسد. سوژه پرداز بايد يك جامعه شناس باشد، چون قلمرو كار وي جامعه است. علم جامعه شناسي به سوژه پرداز كمك مي كندكه در تحليل پديده هاي اجتماعي به علت ها بيشتر توجه داشته باشد تا به معلولها.
سوژه پردازي كه قدرت تحليل اطلاعات و داده ها (واقعيتهاي اجتماعي) را ندارد. بيشتر به معلولها نظر مي افكند و به اين ترتيب، حتي اگر سوژه اي با بهترين بيان عرضه شود، جز برانگيختن احساسات مردم كارايي ديگري ندارد. در نتيجه موجب سردرگمي مردم مي شود و نمي تواند توانايي تشخيص ايده هاي نو را در آنها ايجاد كند؛
5)آگاهي و اطلاع از روشهاي تحقيق: اگر سوژه پرداز از روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي آگاه باشد، بسياري از سختيها برايش آسان مي شود و بويژه در جمع آوري اطلاعات مورد نظر دربارة يك مصاحبه، تحليل داده ها و نظايرآن، موفقيتهاي بزرگي به دست مي آورد,
6) استقلال رأي: سوژه پرداز مثل همة افراد جامعه، به وسيلة خانواده، دوستان، همكاران، مسؤولان و دست اندكاران احاطه شده است. اگر افراد مذكور بدانند كه وي نقش تعيين كننده اي در مؤسسه مطبوعاتي خود دارد، بنا به منافع شخصي، صنفي و طبقاتي خود، يا برداشت و طرز تلقي شان، تلاش مي كنند او را برانگيزانند تا موضوع مورد نظرشان را، در روزنامه يا مجله چاپ كند كسي كه صاحب يا ذينفع در يك مؤسسة قرض الحسنه يا شركت مضاربه اي است، سوژه پرداز را آماده مي كند كه دربارة مفيد بودن قرض الحسنه ها يا شركتهاي مضاربه اي گزارشي تهيه كند. همسر سوژه پرداز، وقتي مي بيند رانندة تاكسي با وي رفتار ناخوشايندي دارد، به او چنين القا مي كند كه بايد از وضعيت نامطلوب تاكسيها گزارشي تهيه كند.
آيا سوژه پرداز بايد در مقابل اين ابراز نظرها و محركها، خنثي برخورد كند يا تحت تأثير آنها قرار بگيرد؟
بي شك سوژه پردازي موفق است كه «استقلال رأي» داشته باشد، البته دارندة شرايط قبلي، بي شك اين خصلت را هم دارد. اما «استقلال رأي» به اين مفهوم نيست كه وي بايد فردي خود رأي و مستبد باشد و نظر خود را خدشه ناپذير تلقي كند. بلكه شنيدن نظرهاي مردم- از هر قشر و گروه اجتماعي كه باشند- بسيار لازم است. اما سوژه دار بهتر است از اين نظرها در جهت يك «تحليل اجتماعي واقعگرايانه» بهره بگيرد تا روي مناسبترين سوژه كار شود؛
7) تقواي حرفه اي: سوژه پرداز ي كه زندگي خود را وقف به انجام رساندن يك رسالت اجتماعي كرده است و مصالح جامعه را مقدم بر آمال و آرزوهاي شخصي و صنفي و طبقاتيش مي داند، كمتر ممكن است خود را ببازد، يا حسادت، كينه و خشم بر او مستولي شود، چنين فردي وقتي كه در تجربة شخصي با ناملايماتي برخورد مي كند، سعي ندارد بدون تأمل و تعقل وتحقيق،آنرا «سوژة فوري» كرده و به گزارشگر دهد تا خيلي زود چاپ شود. در واقع سوژه پرداز از بُعد منافع فردي- حتي صنفي- خود را فداي مصالح و منافع اجتماعي مي كند.