در دوم سپتامبر سال 1870 ميلادي ناپلئون سوم امپراتور فرانسه به اسارت ارتش پروس درآمد.

ناپلئون سوم برادرزاده ناپلئون بناپارت  پس از اين واقعه يك تلگراف با این مضمون براي همسرش امپراتريس اوژني ارسال كرد: «ارتش شكست خورد و اسير شد و خود من زنداني شدم»

اين شكست خفت بار نتيجه تصميم عجولانه و نسنجيده اي بود كه ناپلئون سوم شش هفته قبل از اين روز اتخاذ كرده بود.

در روز 19 ژوييه سال 1870 ميلادي ، ناپلئون سوم به شيوه اي ناشيانه و بدون آمادگي كامل به پادشاه پروس اعلان جنگ داد. او حتی اين زحمت را به خود نداد تا از حمايت كشورهاي رقيب پروس مطمئن شود و يا حتي تجهيزات و امكانات ارتش فرانسه را بررسي كند.

اتو فن بيسمارك صدراعظم پروس پس از اعلان جنگ فرانسه فورا موقعيت مناسبي كه براي وحدت آلمان با پروس پيش آمده بود را تشخيص داد.

با تلاش اتوفن بيسمارك صدراعظم مقتدر و مدبر پروس كه به صدراعظم آهنين شهرت داشت آلمان و پروس يك كشور واحد شدند و گيوم اول هوهنزولرن پادشاه پروس ، شاه اين كشور واحد شد.

فرانسه قادر نبود بيش از 250000 سرباز را بسيج كند ، در حالي كه كشور جديد پروس و آلمان به لطف يك سازماندهي بسيار منظم و يك شبكه راه آهن گسترده 600000 سرباز را بسيج كرد.

ارتش امپراتوري فرانسه به سرعت توسط ارتش هاي متحد پروس و آلمان به عقب رانده شد.

فرانسوي ها متحمل چندين شكست شدند كه ناشي از اشتباهات ناپلئون سوم و ژنرال هايش بودند مانند شكست ويسمبورگ در 4 اوت سال 1870 ميلادي و به ويژه شكست فروشويلرورث در 6 اوت و دو روز پس از شكست ويسمبورگ.

در روز 6 اوت در نزديكي دهكده رايشهوفن سوار نظام فرانسه دو بار بدون مطالعه كافي به مواضع پروسي ها حمله كرد و در دام سيم خاردارها و ديگر تله هاي پروسي ها گرفتار شد و هزاران سرباز سواره نظام به همراه اسب هايشان به شكل ابلهانه اي قتل عام شدند.

در پي اين شكست ها ارتش اول فرانسه به فرماندهي مارشال مك ماهون در اردوگاه شالون تجمع كرد. ناپلئون سوم همراه مك ماهون بود ، اما به دليل بيماري و فرسودگي از دخالت در عمليات نظامي خودداري كرد.

اين ارتش براي كمك به لشكر بازن كه در شهر متز محاصره شده بود ، پيشروي خود را آغاز كرد. اما بار ديگر در 30 اوت در بومون شكست خورد و ناچار شد به سدان عقب نشيني كند.

در روز اول سپتامبر سال 1870 ميلادي نبرد نهايي آغاز شد ، مارشال ماك ماهون مجروح شد و فرماندهي را ابتدا به ژنرال دوكرو و سپس به ژنرال ويمفن واگذار كرد.

ارتش فرانسه توسط آتشبارهاي پروس در هم شكسته شد و فرانسوي ها قادر نبودند از حلقه مستحكم محاصره خلاص شوند. در فرداي آن روز ، شخص امپراتور تصميم گرفت ، تسليم شود. پيمان خلع سلاح و تسليم در كاخ بلوو در سدان امضا شد.

پس از اين شكست امپراتوري ناپلئون سوم سرنگون و در فرانسه اعلام جمهوري شد.

امپراتور سابق پس از مدتي اسارت از زندان پروس آزاد شد و به نزد همسرش اوژني به لندن رفت و در 9 ژانويه سال 1873 ميلادي هنگام يك عمل جراحي در لندن درگذشت.