در دوره قـاجـار بـه دسـتـور عـبـاس مـيـرزا، شـخـصـى بـه نـام مـيـرزا زيـن العـابـدين تبريزى درسـال 1331 ق . چـاپـخـانـه حـروفـى را بـراى نـخـسـتـيـن بـار بـه ايـران آورد و يـك سـال بعد ميرزا صالح شيرازى ، از نخستين فرنگ رفتگان كشور، نخستين روزنامه را تاءسيس كرد. نام اين روزنامه ، ترجمه لغت به لغت (Paper News) انگليسى ، يعنى (كاغذ اخبار) بود.

        كـاغـذ اخـبـار كـه قـطعش در حدّ يك چهارم روزنامه هاى فعلى بود، در نخستين شماره خود، از شاه (نـاصـرالديـن شـاه ) بـا چـهـارده لقـب نـام بـرد! انـتـشـار روزنـامـه مـيـرزا صـالح بـه دليل وابستگى شديد به دربار، چندان دوام نيافت و بسيار زود متوقف شد.

       دومـيـن روزنـامه ايران در اروميّه به زبان آشورى (سريانى ) به نام (زاراريت باهرا)                 (اشعه روشـنـايـى ) انـتـشـار يـافـت و سـومـيـن روزنـامـه ، حـدود دو سـال بعد، هنگامى كه          ميرزا تقى خان اميركبير در مسند قدرت بود، با نام (وقايع اتّفاقيه ) به صورت قانونى منتشر شد.
ايـن روزنـامـه هـفـتـه اى يـك بـار مـنـتـشـر مـى شـد و دربـردارنـده اخبار خارجى و شهرستان ها و انـتصابات بود. وقايع اتّفاقيه روزنامه اى دولتى بود كه در تهران چاپ و در تمام استان هـاى ايـران تـوزيع مى شد. اين روزنامه در شش يا هشت صفحه منتشر مى گشت و بـراى نـخـستين بار آگهى ها و اعلاميه هاى بازرگانى را در ايران منتشر كرد. روزنامه وقايع اتـّفـاقـيـه ، از شـمـاره 471 بـه بـعـد، بـه (روزنـامـه دولت عـلّيه ايران ) تغيير نام داد و انتشارش تا شماره 591 ادامه يافت .

      بـه طـور كـلى روزنـامـه هـاى نـخستين ايران ، كه داراى اهميتى ويژه بودند، عبارت بودند از ده روزنـامـه : كـاغـذ اخـبـار (مـاهـانه )، زاراريت باهرا (ماهانه )، وقايع اتّفاقيه (هفتگى )، تبريز (مـاهـانه )، روزنامه دولت علّيه ايران (هفتگى )، روزنامه علميّه (ماهانه )، روزنامه ملّتى (ماهانه )، روزنـامـه دولتـى (مـاهـانـه )، روزنـامـه ايران (سه روز در هفته ) و روزنامه فارس ‍ (هفتگى ).

       بـررسـى سـيـر تـاريـخـى ارتـبـاطـات اجـتماعى در ايران ، نشان مى دهد كه مطبوعات در مرحله شـكـل گـيرى ، در شرايطى نامطلوب و همراه با تقليد سطحى از غرب و بى توجّهى به هويت فـرهـنـگ مـلّى بـنـيـان يافتند كه البته روزنامه وقايع اتّفاقيه در دوره اميركبير نمونه اى از روزنامه هاى مستقل و پرمحتوا بود. نسل نخستين مطبوعات ، به شدّت در نفوذ حكومت استبدادى وقت بـودنـد و جز نقش (جارچى ) و زبان يك طرفه حكومت ، سودى چندان در بر نداشتند، ولى به هر حال ، افكار عمومى را با گونه اى از ارتباطات اجتماعى آشنا ساختند.

       در كنار مطبوعات دربارى و استبدادى ، جريانى ديگر از روزنامه نگارى نيز در ايران به چشم مـى آمـد كـه پـايـگـاهـش بـيشتر در خارج از كشور بود. در اين باره مى توان به روزنامه هايى هـمـچـون (اختر)، (قانون )، (عروة الوثقى ) و ده ها روزنامه ديگر اشاره كرد كه به وسيله روشـنـفـكـران تـبـعـيـدى در خـارج از كـشـور چـاپ و در خـارج و داخل كشور به گونه اى مخفيانه توزيع           مى شدند.

      به طور كلّى در دوران سلطنت طولانى (ناصرى ) چهارمين پادشاه سلسله قاجار، كه به استثناى دوره كـوتـاه صـدرات امـيـركـبير، به عصر خودكامگى  ناصرى شهرت يافته است ، مطبوعات ايران ، در استبداد و خفقان به سر مى بردند.

       پـس از مـرگ نـاصرالدين شاه وروى كار آمدن مظفرالدين شاه ، نخستين شماره روزنامه (خلاصة الحـوادث ) مـنـتشر شد كه در آن براى نخستين بار از اخبار تلگرافى خبرگزارى هاى خارجى اسـتـفـاده مـى شـد و مـدّت پـنـج سـال بـه كـار خـود ادامـه داد. بـا تـعـطـيـل شـدن روزنـامـه هـاى (ايـران ) و (خـلاصـة الحـوادث ) و بـرقرارى خفقان سياسى ، روزنـامـه هـا و شـبـنـامـه هـاى زيـرزمـيـنـى رشـد كـردنـد. در دوره اول مشروطيت و تشكيل نخستين مجلس شوراى ملّى ، با تاءمين آزادى نسبى مطبوعات ، روزنـامـه هـا از نـظر كمّى و كيفى پيشرفت كردند. در اين دوره بود كه شهرهاى مشهد، همدان و بـوشهر براى نخستين بار در تاريخ ايران ، صاحب روزنامه شدند و روزنامه نگارى تا حدّى بـه شـان و مـنـزلت راستين خود نزديك گشت و مطبوعات  در ميان  مردم به  عنوان ركن اجتماعي مهمي شناخته شد ند