پارسيان و ايراني تبارها 27 جون 2008 مرد بزرگي را از دست دادند كه به سرزمين نياكان و فرهنگ ايراني عشق مي ورزيد. «سام هرمز جمشيد منكشا» فيلد مارشال پارسي هند 28 جون2008 با تشريفات ويژه نظامي و با حضور مقامات ارشد اين كشور طبق رسوم زرتشتيان در گورستان پارسيان به خاك سپرده شد و رسانه هاي هند گزارش هاي مصور و مفصل درباره زندگاني و كارهايش منتشر ساخته اند. فيلم مستند كارهاي او قبلا و به هزينه «يونسكو» تهيه شده است. وي كه سوم اپيريل 1914 به دنيا آمده بود يكي از دو فيلد مارشال تاريخ هند است. پدر او كه يك پزشك پارسي بود و از گجرات به پنجاب نقل مكان كرده بود آرزو داشت كه «سام هرمز» پزشك شود كه وي وارد دانشكده افسري شد و دربرابر اعتراض پدر همان حرفي را زد كه قبلا به او درمورد سبيل گذاشتن زده بود. سام به پدرش گفته بود: من يك پارسي هستم؛ مردان پارسي سبيل نمي تراشند و سپاهي گري را بر پيشه هاي ديگر ترجيح مي دهند و او بايد افسر ارتش شود. «سام» آن چنان مهارت نظامي به دست آورده بود كه با درجه سرواني فرمانده هنگ و آن هم هنگ «گورخا» شد و اين هنگ بود كه در جريان جنگ جهاني دوم در جبهه برمه، ضد حمله به ژاپني ها را  آغاز كرد. در اين جنگ، سام گلوله خورد، زخمي شد و مدال گرفت. او در جنگ هاي هند و پاكستان برسر كشمير شركت جست. سام نه تنها دست به شمشير بلكه دست به قلم هم بود. در سال 1961 كه خطر تصرف «لاداخ» از سوي چين احساس مي شد، سام هرمز جمشيد در مقاله اي از سياست هاي «كريشنا منون» وزير دفاع وقت هند (و متمايل به كمونيسم) انتقاد كرد و علنا نوشت كه منون از فنون نظامي بي اطلاع است و يا سوء نيت دارد. به همين دليل هنگامي كه در سال 1962 نيروهاي هندي در لاداخ از برابر چينيان گريختند اورا مامور جبهه كردند و سام كه درجه ژنرالي داشت در فرماني خطاب به نظاميان تحت فرمان خود نوشت: مي دانيد كه من يك پارسي ام و عقب نشيني در ذات پارسيان يك گناه است. بنابراين، جز با دستور كتبي هرگونه عقب نشيني ممنوع و تا من زنده باشم دستور عقب نشيني داده نخواهد شد. با همين فرمان، هند يان ايستادند و اراضي بيشتري را از دست ندادند.  

سام  عقيده داشت كه گفتن دروغ و يا لب فروبستن از مطلبي كه آماده خروج از دهان است، فشاري سنگين براعصاب وارد مي سازد و باعث كوتاهي عمر خواهد بود. لذا هرچه را كه مي خواست مي گفت و با همه خودماني بود ازجمله با نخست وزير هند. يك بار در حضور جمع، در برابر يك تصميم بسيار جدي نظامي بانو گاندي نخست وزير وقت هند گفته بود: اطاعت، سويتي (عسلي = دوست داشتني)    سام از سال 1969 تا 1973 رئيس ستاد ارتش هند بود. ازكارهاي مهم او در اين مدت لشكر كشي به بنگال شرقي و شكست دادن و اسارت دهها هزار نظامي پاكستاني ازجمله چند ژنرال و هموار ساختن راه براي تاسيس جمهوري بنگلادش بود. كار ديگر او طرح توليد مشترك اسلحه با دولت مسكو بود كه هنوز ادامه دارد. وي در سال 1969 به شاه سابق (محمدرضا شاه پهلوي) كه در سفر هند بود اندرز داده بود كه او نيز اين طرح را  دنبال كند.
    فيلد مارشال سام هرمز منكشا در سال 1973 خود را بازنشسته كرد ولي تا سال 2004 (نود سالگي) در هر مراسم نظامي و رژه واحدها با لباس فيلدمارشالي و نشان هايش شركت مي كرد. رسانه هاي هند در اكتبر 1980 كه نظر او را درباره حمله نظامي عراق به ايران پرسيده بودند گفته بود: حيف از آن خاك پاك (ايران مقدس) كه مورد تعرض نظامي قرارگيرد. وي درباره حمله صدام به رسانه ها گفته بود: برويد ببينيد كه پشت سر اين حمله كدام قدرت جهاني قراردارد و چه مي خواهد؛ جنگ ادامه سياست است.
    اين پارسي بزرگ در 94 سالگي از بيماري ريه درگذشت و دركنار گور همسرش به آيين زرتشتيان مدفون شده است.