تاریخچه کفش ملی
رحيم ايرواني بيترديد يکي از مردان بزرگ اقتصاد ايران است که از وی در تاريخ کارآفرينان ايراني به نيکي ياد شده است. آخرين بار هفت ماه پيش از آنکه دار فاني را وداع گويد، در نامهاي به علي سعيد لو معاون اجرايی وقت رييس جمهور يادآور شد که با بازپس گيري مجموعه زنجيرهاي کفش ملي ميتواند بيش از 000/10 شغل توليد کند.
رحيم متقي ايرواني از پيشتازان و بنيانگذاران صنعت مدرن کفش در ايران بود. او از سال 1336 تا 1357 شمسي بيش از 52 شرکت در صنعت کفش و چرم و بيش از 300 فروشگاه زنجيرهاي کفش ملي در سطح ايران تاسيس کرد. رحيم ايرواني در خانوادهاي تاجر پيشه در شيراز بدنيا آمد. چند نسل پيشينان او همگي از تجار بزرگ شيراز و يک نفر از ملک التجارهاي شيراز بودند. پدر بزرگ او اولين تاجري بود که تعدادي پمپ دستي به شيراز آورد. و همين امر باعث شد مردم چاههاي بيشتري حفر نمايند. ايرواني با تمام سختي زندگي شم و بينش اقتصادي را از 6 سالگي با کار در تجارتخانه پدر و پدربزرگش با کارهاي مختلف و جز بهدست آورد. ايرواني در سال 1313 هـ.ش پس از اتمام دوره دبستان براي يادگيري زبان انگليسي به کالج ستيوارت اصفهان رفت که تحت اداره هيات مرسلين کليسايي انگلستان قرار داشت.
سه سال در مدرسه شبانه روزي آنجا بود. اين دوره نقش تعيينکنندهاي در شيوه کار ايرواني گذاشت.
او سخت کوشي، انضباط و نحوه رفتار با انسانها و نيروي کار را از شيوههاي آموزش اين مدارس که مبتنيبر شيوه مدارس عمومي انگلستان بودآموخت. مطالعه شيوه هدايت اين مدارس نشان ميدهد که آنها سعي ميکردند که ضمن برقراري انضباط کامل در مدارس قواعد و احترام به قانون را از طريق انجام بازيهاي مختلف در مدارس آموزش دهند. ايرواني در سال 1321 در رشته حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شد.
در دوران دانشجويي ضمن تحصيل به کارهاي مختلفي مشغول شد.
او در دانشگاه با انتشار نشريه “آيين دانشجويان” با کمک دوست خود عباس اردوبادي در حقيقت يک فعال دانشجويي محسوب ميشد که نظرات دانشجويان را منعکس ميکرد. اين نظريات عمدتا ملي گرايانه بود. پس از پايان تحصيل در سال 1324 به آبادان رفت و شش ماه، به استخدام دادگستري درآمد. پس از آن پروانه وکالت گرفت و پنج ماه به کار وکالت پرداخت. در همين زمان چند ماه در بانک شاهي ايران کار کرد. اين تجربه کوتاه مدت خدمت در بانک به همراه شم اقتصادي او که ناشي از کار در خانوادهاي تاجر پيشه بود باعث گرديد که در همه فعاليتهاي اقتصاديش بر نقش حسابداري تاکيد نمايد. او پس از تحصيل و چندين کار مختلف از جمله تاسيس کارخانه برق فسا، ساخت پاساژ استاندارد در شيراز و تجارت کفش و کالاهاي ديگر، سرانجام واردات کفش را با صنعت کفش جايگزين کرد و بزرگترين صنعت کفش و چرم در ايران و خاورميانه را در طي دو دهه شکل داد.
او که نماينده فروش شرکت معروف کفش سازي باتا در ايران بود و کفشهاي لاستيکي از اروپاي شرقي وارد ميکرد، نخست پاساژي در خيابان خيام ساخت و پس از چند سال واردات کفشهاي گالش از چک و اسلواکي با خريد دو دستگاه ماشين تزريق مواد لاستيکي، نخستين توليد کفش را آغاز کرد.
در سالهاي 1334- 1333 زميني در اطراف مهرآباد خريد و فعاليتش را در آغاز به آنجا و سپس به پارک صنعتي اسماعيل آباد کيلومتر 15 جاده کرج منتقل نمود.
ايرواني با تجربه کالج ستيوارت در اصفهان، و بانک شاهي ترکيبي از نظمپذيري و دقت محاسبهگري در حسابداري را به هم آميخت که با تکيه بر قواعد و قانون کار در تمام فعاليتهايش منعکس شد و نمونه خوبي از يک کارآفرين ايراني را پديد آورد. رحيم ايرواني از سال 1325 تا 1357 در کار تجارت و صنعت بود.
او اولين شرکت خود را با نام شرکت سهامي باتا در تير ماه 1330 به منظور صادرات و واردات کفش در سبزه ميدان تهران و آخرين شرکت را به نام چرم خسروي نو در سال 1356 به منظور دباغي و چرمسازي به ثبت رساند.
وي علاوهبر فعاليت اقتصادي در همين زمان به يک کار بزرگ اجتماعي دست زد که تا آن زمان در تاريخ ايران سابقه نداشت و نمونه انجام مسووليت اجتماعي کارآفرين در جامعه محسوب ميشد. شرکت کانون مشاوره اقتصادي در تيرماه 1343 به منظور تربيت 22 کودک از دو ماهه تا دو ساله تاسيس شد تا اين کودکان به مديران آینده بنگاه صنعتي او تبدیل شوند.
دبيران آنها از بين افراد توانا و با تقوي انتخاب ميشدند. سپس تصميم گرفته شده بود که هزينه تحصيلي آنها، مقدم بر ساير هزينهها باشد. هوش بالا، سرسختي، ابتکار و نوآوري، راستگويي، سلامت نفس، توانايي رهبري ايرواني در نزد مديران، همکاران و بسياري از مديران مياني باعث گرديد به او از دريچه شخصيت کاريزمايي نگاه کنند. نحوه رفتار رحيم ايرواني در جهت برقراري روابط مستمر، با افراد پيش ميرفت که در بسياري موارد افراد جذب شخصيت و کار او ميشدند.
او سعي ميکرد استعداد افراد را بيشتر مدنظر قرار دهد و آنها را در برنامههاي اقتصادي خود جذب کند. همينطور وسايل پيشرفت افراد را تا حد امکان فراهم ميکرد تا رضايت آنها حاصل گردد.
اين مرحله براي نهاد خانوادگي بزرگي که او ميساخت ضرورت داشت. او هميشه کفش ملي را سفره بزرگي ميدانست که کارگران و مديرانش بايد در حفظ آن کوشا باشند. اين مسالهاي بود که او حتي بعد از ملي شدن اين گروه صنعتي با ارسال توصيه به مديران منتخب دولت بر آن تاکيد ميکرد. شيوه مديريتي او ترکيبي از الگوي پدر سالاري با عقل گرايي و حسابگري بود. در عين حال تلاش نمود به نحو کارايي از ابزارهاي مدرن مديريتي در جامعه ايران که هنوز روابط کارگري در آن در مراحل ابتدايي قرار داشت استفاده نمايد. براي ايرواني علم حسابداري به شدت اهميت داشت. و به همه در بدو استخدام، کارآموزي حسابداري را با نوشتن دفتر روزنامه توصيه ميکرد. بنابر اين از دقت و محاسبه گري در کارها بسيار استقبال ميکرد.
ايرواني در شرکت کفش يونايتد، شرکت فالکو، گوستاو هوفمن و شرکت گابورو تنس ايران با سرمايهگذاران آلماني شريک بود. در اتافوکو با ژاپنيها، ماشينسازي ملي با فرانسويها، و گود بلت ايران با انگليسيها شريک بود. اما شيوه کار او به اين شکل بود که بتدريج سهام و نقش مديريت ايرانيها نسبت به خارجيها، را افزايش ميداد. ايرواني علاوهبر تاسيس فروشگاه کفش ملي در سطح ايران و يکسانسازي قيمت در کل فروشگاهها توانسته بود به شوروي و اروپاي شرقي کفش (پوتين) صادر نمايد. ايرواني در طي بيش از 30 سال فعاليت، توانسته بود در سال 1356 قريب به ده هزار نفر را در شرکتهايش مشغول نمايد.
ايرواني سياستهاي مختلفي را در جهت رشد گروه صنعتي ملي در پيش گرفت تا خانواده بزرگ کفش ملي را ايجاد کند. ويژگي رحيم ايرواني تاکيد بر نظم، آموزش، اهميت امور مالي، توجه به مديريت، نوآوري در کار، داشتن اصول اخلاقي، انتخاب مديران برجسته، وفاداري به مجموعه گروه بود. او پشت دربهاي بسته نميايستاد و سعي مينمود بر اساس ظرفيتها و محدوديتهاي موجود با استفاده از موقعيتها به توسعه بنگاههاي خويش بپردازد . يکي از بارزترين تاثير اقدامات او فروشگاههاي کفش ملي است که به ساخت فضاهاي خريد و زيباسازي شهرها کمک فراواني کردند. فضاهايي که با رشد شهرنشيني به يکي از مکانهاي گردشگري مردم شهرنشين تبدیل شده بود که خود نشانه امنيت شهرها نيز بود.
رحيم ايرواني حتي بعد از مصادره اموال به شدت سعي داشت تا خانواده کفش ملي را مراقبت کند. با روي كار آمدن هر مدير جديدي به او تلفن ميزد و تبريک ميگفت و او را تشويق به حفظ گروه ميکرد، زيرا معتقد بود که چند هزار نفر از طريق آن زندگي ميکنند. او کارآفريني بود که در سالهاي پاياني نيز دست از ارائه طرحهاي کارآفريني بر نداشت. او در کشور مصر کارخانه کفشسازي استاندارد را تاسيس کرد.
وی در سال 1371 به ايران برگشت و تقاضاي تاسيس کارخانه کفشسازي کرد. با روي کارآمدن دولت جديد باز اين تقاضا را تجديد کرد اما تا زمان مرگ پاسخي دريافت ننمود.