
به لحاظ شخصيتي من هيچ شناختي از زلاتكو كرانچار ندارم و اگر بخواهم چيزي درباره پرسوناليته شما بنويسم جزييات زيادي نخواهم داشت. شايد به خاطر اينكه به نظر ميرسد شما مربي برونگرايي نباشيد. اگر خودتان را بخواهيد به عنوان مربي كه وارد فوتبال ايران شده تعريف كنيد چه ميگوييد؟
براي انتخابي كه انجام شد تا من وارد فوتبال ايران شوم، به خوبي بررسي انجام شده و كيفيتها و نتايجي كه من در اروپا گرفتم همه را در نظر گرفتند و احتمالاً در خلال اين تحقيقات دنبال شخصي گشتهاند كه با تواناييها و افكارش بتواند تيمي به بزرگي پرسپوليس را هدايت كند. چون من مربي هستم توأم با نتايج، مربي كه دو بارموفق شده در كرواسي با ديناموزاگرب قهرمان شود، با دينامو در ليگ قهرمانان اروپا كار كردم، با زاگرب كه تيمي است به لحاظ ساختاري شبيه ذوبآهن قهرمان شدم و با هايدوك اشپيلت همين طور. آنچه كه ميتوانم بگويم سرمربي تيم ملي كرواسي بودم كه موفق شدم تيمم را به جام جهاني هدايت كنم و در گروهي كه سوئد، بلغارستان و مجارستان حضور داشتند بدون هيچ شكستي صعود كردم، تنها شكستي كه در جام جهاني هم داشتم مقابل برزيل بود كه با يك گل باختيم يعني كه معروف شدم به مربي كه توانايي دارد، كيفيت دارد و سابقه. فكر ميكنم كساني كه من را انتخاب كردند اشتباهي مرتكب نشدند اگرچه هنوز در يك دوره تطابق به سر ميبرم ولي اينجا با موقعيتهايي خاص مواجه ميشوم كه اصلاً در اروپا وجود ندارد.
رزومه كاري شما براي همه روشن است اما ميخواهم بدانم به لحاظ شخصيتي خودتان را تا چه حد با فوتبال ايران آداپته كردهايد، در اين زمينه ميتوانيد در نيم فصل دوم بهتر عمل كنيد؟
البته شخصاً راضي نيستم چرا كه ميدانم انتظارات بسيار بالا است اما ميخواهم خودم را با شرايط تطابق دهم و بهتر شوم. اگر بخواهم چيزي را در دفاع از خودم بگويم بايد اول بگويم كه خيلي دير به تيم ملحق شدم، در انتخاب بازيكنان اصلاً نقشي نداشتم و در واقع تيم شروع كرد به بازيهاي رسمي در عين اينكه بايد شكل ميگرفت و جا ميافتاد. در واقع خيلي سخت است كه اين اتفاق بيفتد و نوسان در نتيجهگيري به همين دليل بود. در اين شرايط دشوار است كه با 15 بازيكن جديد همزمان بتواني بازيكنان و تيمت را به سطح استاندارد برساني و نتيجه هم بگيري. بايد بگويم هنوز كه هنوز است فاز آداپته شدن ادامه دارد. يعني موقعيتهايي ايجاد ميشود و شخص بايد در آن موقعيتها خودش را با شرايط تطبيق دهد. من فكر ميكنم تا همين الانش هم به فاز نهايي بسيار نزديك شدهام. يعني آنچه را كه ميدانم اين است كه با تيم خودم و روح و روانش كاملاً آشنا هستم و ميدانم تمام تيمهاي ايراني تقريباً با هم برابرند. در مسابقاتي كه برگزار كرديم كيفيت ساير تيمهاي ليگ را ديدهام و ميتوانم بگويم واقعبين هستيم و با نگاه به كيفيتهايي كه وجود دارد تا اين لحظه سازماندهي باشگاه كه آقاي كاشاني و همراهانش برقرار كرده در مسيري قرار گرفته كه بتوانيم پرسپوليس را در رأس فوتبال ايران نگه داريم.
باز هم ميخواهم برگردم به شخصيت شما. احساس ميكنم يك مقدار با مربياني كه از كرواسي وارد فوتبال ايران شدهاند تفاوت داريد. مثلاً در بيشتر مصاحبههايتان چيزي نميگوييد كه تيتر اول روزنامه شود. هميشه مسائل كلي را مطرح ميكنيد و خيلي دوست نداريد در رأس اخبار باشيد. اين از شخصيت شما ناشي ميشود يا سياستي كه در فوتبال ايران پيشه كردهايد؟
نه، اين شخصيت من است. من در كرواسي هم فردي نبودم كه اهل جنجال باشد. من دوست دارم فقط درباره فوتبال صحبت كنم. به اين مساله هم آشنايي دارم- از طريق همكاران كرواتم و نفرات ورزشي ايران- كه متاسفانه روزنامهها سرشار از شايعاتند. من دوست ندارم شخصي باشم كه جنجالي باشد فقط ميخواهم در چارچوب فوتبال صحبت كنم. براي مثال، خليلي. وقتي آمدم كاملاً آماده بود آن هم بعد از يك مصدوميت سنگين كه پشت سر گذاشته بود. ميدانم مصدوميت و دوري براي يك بازيكن بزرگ يعني چه و ميدانم برگشتن به تمرينها براي چنين بازيكني چقدر اهميت دارد. دوست دارم خليلي برگردد ولي به نفع همه است كه او با كيفيت و صلابت برگردد نه اينكه دوباره مصدوم شود. ايشان الان آماده است و كيفيت دارد و قدرتمند است. الان زماني است كه ميتوانيم از خليلي استفاده كنيم. ميخواهم راجع به استدلالهاي خودم صحبت كنم نه اينكه فلان بازيكن شرايط بازي را دارد يا نه. اين هم يك نمونه است براي اينكه همه بدانند حق بوده كه يك بازيكن براي پرسپوليس بازي كند يا نه. دوست ندارم جنجال به پا كنم. تصميم گرفتهام هر كاري كه لازم باشد براي پيشرفت فوتبال و تيمم انجام دهم. در واقع خيلي تلاش ميكنم و ميخواهم بدانم آيا بازيكنان هم اين موضوع را ميپذيرند يا تا چه حد قبول دارند. هنوز در اين زمينه وضعيتهاي خاصي وجود دارد اما من شرايطي را ميخواهم كه بالاتر است تا بازيكن را به آن كيفيتي كه ميخواهم برسانم. اين هم به نفع خود بازيكن است، هم هوادار، هم باشگاه. آمدهام در فوتبال ايران كه چيزي را به دست بياورم نه براي منفيبافي. هميشه شايعاتي وجود دارد اما از وقتي بچه بودم اينطور ياد گرفتهام كه به خاطر شايعه با كسي درگير نشوم و سعي ميكنم مشكلات را به شيوه خودم حل كنم، با صحبت.
اما حتماً قبل از ورود به فوتبال ايران با مربيان هموطنتان صحبت كردهايد. حتماً ميدانيد مربياني مثل چيرو بلاژويچ يا وينكو بگوويچ طور ديگري در دل فوتبالدوستان ايراني براي خود جا پيدا ميكردند. شما با توجه به اين موارد كه از آن اطلاع داريد باز هم سياست كاري خودتان را پي ميگيريد؟
آمدهام به پرسپوليس تا نتايج بزرگي را به دست بياورم. فكر كنم تا الان فقط عناوين قهرمانهاي بزرگ را كسب كردهايم. شايد بهتر باشد اصول حرفهايگري را در برخي از بازيكنان تغيير بدهم. فكر ميكنم به لحاظ فردي پتانسيلهاي زيادي وجود دارد و اگر حرفهايگري را تقويت كنيم ميتوانيم باعث پرش سطح فوتبال ايران شويم. نگاه من فراتر از اين حرفها است. ميدانم كار سختي است. من ميخواهم بازيكنم را با اين سيستم مطابقت دهم چون مطمئنم در آن صورت است كه نتيجه خواهيم گرفت. بعد از اردوي دبي واقعاً شگفتزده شدم. ما روزي 3 جلسه تمرين ميكرديم. بازيكنان ساعت 6:30 صبح از خواب بيدار ميشدند يعني وجدان بازيكنان بيدار شده بود و آگاه شدند كه چه چيزي از آنها خواسته ميشود.
اما اين كار بسيار بسيار دشوار خواهد بود، يعني احتمال زيادي دارد در زمان يكي دو سالهاي كه شما در فوتبال ايران خواهيد بود قابل اجرا نباشد و مدتها طول بكشد. شما اين ريسك را قبول ميكنيد كه نتيجهگيري را فداي رسيدن به هدفتان كنيد؟
من شروع كردهام به قرباني كردم خودم، نتايجم اين را نشان ميدهد البته برخلاف بازيهايي كه به معرض نمايش گذاشتيم. ميخواهم بازيكنان به آن سطح برسند كه يك بازيكن حرفهاي وقتي پول حرفهاي ميگيرد و نسبت درآمدش به درآمدهاي ايران خيلي بالا است بايد خودش را مصرف كند و چيزي را نشان دهد. بازيكن بايد از يكسري موارد تبعيت كند و نگويد حالا پول ميگيرم و دو تا بازي ميكنم و تمام، نه اينطوري نميشود.
با اينكه ثابت كرديد توصيهپذير نيستيد و از بيرون مجموعه فني حرفي را قبول نميكنيد اما يكي از انتقاداتي كه به شما وارد ميشود اين است كه از نظرات همكار ايرانيتان به اندازه همكار هموطنتان استفاده نميكنيد ؟
نميدانم چرا اين سوال مطرح ميشود. عبدي، ايوكوويچ، عابدزاده و مولايي، كليه همكارانم، آنقدر من با آنها صادقم كه اجازه ميدهم هر كاري و فكري دارند را انتقال بدهند چرا كه آنها هم شرايط تيم را بهتر از هر كسي ميدانند. اما با هر چهار نفرشان هم كه حرف ميزنم اين من هستم كه تصميم آخر را ميگيرم و هيچ كدامشان هم نميتوانند تاثير خاصي روي من بگذارند. ميتوانند صحبت كنند و من آنچه را كه بهتر است در نظر ميگيرم تا تيمم در تمرين و مسابقه با كيفيتتر ظاهر شود. در عين حال فكر نميكنم در ايدههايمان تفاوت وحشتناكي وجود داشته باشد و فكر ميكنم تقريبا هم فكريم. اما حالا كه راجع به ايووكويچ هم پرسيديد و به او حساس شديد، بايد بگويم طبيعي است كه ما با هم بيشتر حرف بزنيم چرا كه ما با هم همبازي بوديم، او در تيم ملي هم دستيار من بوده و اينجا هر روز با هم هستيم.
درست است كه همه نظر ميدهند اما مهم استفاده از آنهاست. ميدانم كه حسين عبدي زياد نظر ميدهد اما اينكه از اين نظرها استفاده شود مهم است.
عبدي دستيار اول من است و من با ايشان درباره حريفان بحث ميكنم. ما با هم حريفانمان را آناليز ميكنيم و او روي افكار من بسيار تاثيرگذار است.
اما از مصاحبههاي ايشان اينطور برنميآيد و حسين عبدي به صورت غيرمستقيم ميگويد از نظراتش استفاده نميشود؟
(با تعجب) نميدانم. من تجربه زيادي به عنوان بازيكن و مربي داشتهام، تجربه 18 ساله مربيگريام كه در آن موفق بودهام ميگويد هم عبدي، هم ايوكوويچ و هم عابدزاده بايد راضي باشند كه من خودم را ستون كار قراردادهام و ميتوانيم با هم تبادل فكر كنيم. نيازي هم نيست كه حتما نظري موافق من داشته باشند. مهم اين است آنچه را كه من از آنها به عنوان وظيفه ميخواهم به انجام برسانند.
به عنوان حسن ختام و آنچه كه خود شما درباره احساس ما ايرانيها گفتيد، ميخواهم بگويم هر وقت «نيكو» پسرتان گل ميزند، ما هم خوشحال ميشويم، البته مطمئنا نه به اندازه شما.
بله ميدانم، اتفاقا به نيكو هم گفتهام كه ايجا تاتنهام طرفداران زيادي پيدا كرده و كارش را تعقيب ميكنند.