آيين‌نامه معاشهاي نيروهاي مسلح شاهنشاهي

‌ 

 

‌اصلاح فصل پنجم و ششم و الحاق فصول هفتم و هشتم و نهم به آيين‌نامه معاشهاي نيروهاي مسلح شاهنشاهي
‌مصوب 1346.10.11 كميسيون بودجه مجلس شوراي ملي
‌فصل پنجم آيين‌نامه معاشهاي ارتش شاهنشاهي
‌ماده 1 - افسران گارد شاهنشاهي و درجه‌داران و افراد پيماني گردان جاويدان و اسواران جاويدان كه عهده‌دار نگهباني كاخ‌هاي اختصاصي مي‌گردند به‌شرح زير فوق‌العاده دريافت خواهند داشت:
‌امراء روزانه 210 ريال
‌افسران ارشد روزانه 170 ريال
‌افسران جزء روزانه 160 ريال
‌ستوان‌ياران و افسرياران و استواران روزانه 140 ريال
‌گروهبانان روزانه 130 ريال
‌افراد پيماني روزانه 120 ريال
‌ماده 2 - مأمورين مخصوص و اسكورت از فوق‌العاده روزانه به شرح زير استفاده خواهند نمود.
‌ستوانياران و افسران و استواران روزانه 160 ريال
‌گروهبانان روزانه 150 ريال
‌افراد پيماني روزانه 140 ريال
‌ماده 3 - درجه‌داران و افراد پيماني گارد شاهنشاهي (‌غير از افسران و درجه‌داران و افراد مندرج در بند 1 و2) كه در نگهباني كاخ‌هاي سلطنتي شركت‌مي‌نمايند از فوق‌العاده پاسداري به شرح زير استفاده خواهند نمود.
‌ستوانياران و افسرياران و استواران روزانه 80 ريال
‌گروهبانان روزانه 70 ريال
‌افراد پيماني روزانه 60 ريال
‌ماده 4 - افسران ژنرال آجوداني اعليحضرت همايون شاهنشاه و دفتر ويژه اطلاعات و بازرسي ويژه نظامي و افسران و درجه‌داران و افراد پيماني گارد‌شاهنشاهي كه در نگهباني شركت نمي‌نمايند به شرح زير فوق‌العاده روزانه دريافت خواهند داشت.
‌امراء روزانه 75 ريال
‌افسران ارشد روزانه 55 ريال
‌افسران جزء روزانه 50 ريال
‌ستوان‌ياران و افسرياران و استواران روزانه 40 ريال
‌گروهبانان روزانه 35 ريال
‌افراد پيماني روزانه 30 ريال

‌تبصره - چنانچه افسران گارد شاهنشاهي و درجه‌داران و افراد پيماني گردان جاويدان و اسواران جاويدان و هم چنين مأمورين اسكورت مخصوص از‌مرخصي مقرر ساليانه استفاده نموده و يا به عللي مريض و بستري شوند از فوق‌العاده مقرر در ماده 4 استفاده خواهند نمود مشروط بر اين كه مدت‌بيماري مزبور محدود بوده و پس از بهبودي سبب محروميت از خدمت آنان در پاسداري نگردد.

‌فصل ششم آيين‌نامه معاشهاي نيروهاي مسلح شاهنشاهي
‌ماده 1 - به كليه افسران و كارمندان غير بومي نيروهاي مسلح شاهنشاهي كه در نقاط درجه 1‌و2 (‌به شرح جداول پيوست) خدمت مي‌نمايند ماهيانه به‌شرح زير فوق‌العاده بدي آب و هوا پرداخت مي‌شود:
‌الف - در نقاط درجه 1
‌امراء 8000 ريال
‌افسران ارشد 6000 ريال
‌افسران جزء 4000 ريال
‌درجه‌داران اعم از كادر ثابت و وظيفه و افراد كادر ثابت 1500 ريال
ب - در نقاط درجه 2
‌امراء 6000 ريال
‌افسران ارشد 4000 ريال
‌افسران جزء 3000 ريال
‌درجه‌داران اعم از كادر ثابت و وظيفه و افراد كادر ثابت 1000 ريال
‌ماده 2 - فوق‌العاده بدي آب و هوا كارمندان رسمي و قراردادي برابر قوانين و مقررات استخدامي مربوطه و فوق‌العاده افزارمندان ارتش و ساير‌مستخدمين غير نظامي نيروهاي مسلح شاهنشاهي از روي تطبيق مجموع حقوق و كمك هزينه آنان با حقوق درجات نظامي مشابه تعيين و به هر يك از‌درجات ارتش نزديكتر باشد پرداخت خواهد شد.
‌تبصره - كساني كه در نقاط بد آب و هوا استخدام شده يا بشوند و به منطقه بد آب و هواي ديگري كه تابع آن شهرستان نمي‌باشد منتقل شوند مشمول‌دريافت فوق‌العاده بدي آب و هوا خواهند بود.
‌مناطق درجه يك
1 - شهرستان‌هاي دشت ميشان (‌به استثناي سوسنگرد) - آبادان (‌به استثناي شهر آبادان) خرمشهر (‌به استثناي شهر خرمشهر) - ايذه - رامهرمز -‌شوشتر - ماه شهر- بوشهر- برازجان لنگه - بندرعباس - ميناب - لار - ايرانشهر - چابهار - دهلران - مهران - بدره و بخش‌ها و نقاط تابعه آنها.
2 - جزاير خليج فارس و بحر عمان.
3 - بخش‌هاي ميرجاوه - كوهك - نصرت‌آباد - ميان‌كنگي - پشت‌آب - شيب‌آب - سيب‌سوران - جالق - قير و كارزين - دورميان - نه بندان -‌خوسف - مراوه‌تپه - كلات - خور و بيابانك و نقاط تابعه آنها و دهستان هنگام.
‌مناطق درجه 2
1 - شهرستان‌هاي اهواز - دزفول - مسجد سليمان - بهبهان - ياسوج - دهدشت - كازرون - ممسني - فيروزآباد - جهرم - داراي - زابل - زاهدان -‌سراوان - (‌به استثناي بخش‌ها و نقاطي كه در بند 3 بالا ذكر شده است) - بم (‌به استثناي بخش راين) - جيرفت - شهداد - فردوس - گلشن - تربت‌جام - كاشمر - درگز - تربت حيدريه (‌به استثناي شهر تربت حيدريه و بخش حومه آن) - قصر شيرين - ايلام - منجيل و بخش‌ها و نقاط تابعه آنها و‌همچنين شهرهاي آبادان و خرمشهر و سوسنگرد.
2 - بخش‌هاي سرخس - امام قلي (‌بخش حومه شهرستان قوچان) مانه - كوكلان - داشبرون - گرمي - مغان - جلفا - خداآفرين - كليبر - هوراند -‌زرقان - پل‌دشت - ابرقو - بيارجمند - و نقاط تابعه آنها و دهستان‌هاي پل خاتون و كزيك و ده نوده (‌از دهستان ملك) و چهل دختر.
‌فصل هفتم - ارزش بهبود لباس افسران و درجه‌داران و افراد پيماني و افراد وظيفه (‌سواي نظامي همايوني - گارد شاهنشاهي و دفتر ويژه اطلاعات و ‌دفتر ژنرال آجودان اعليحضرت همايون شاهنشاه و بازرس ويژه نظامي)
‌ماده 1 - به افسران و درجه‌داران و افراد پيماني و افراد وظيفه گارد شاهنشاهي و دفتر ويژه اطلاعات و دفتر ژنرال آجوداني اعليحضرت همايون‌شاهنشاه و بازرسي ويژه نظامي به شرح زير ماهانه ارزش بهبود لباس پرداخت خواهد شد.

‌ارتشبد 4200 ريال در ماه
‌سپهبد 3900 ريال در ماه
‌سرلشگر 3600 ريال در ماه
‌سرتيپ 3300 ريال در ماه
‌سرهنگ 3000 ريال در ماه
‌سرهنگ دوم 2700 ريال در ماه
‌سرگرد 2400 ريال در ماه
‌سروان 2100 ريال در ماه
‌ستوان يكم 1800 ريال در ماه
‌ستوان دوم 1500 ريال در ماه
‌ستوان سوم 1200 ريال در ماه
‌ستوانياران و افسرياران و استواران 900 ريال در ماه
‌گروهبانان 600 ريال در ماه
‌افراد پيماني 300 ريال در ماه
‌دانش‌آموزان 300 ريال در ماه
‌افراد وظيفه 150 ريال در ماه

‌فصل هشتم - فوق‌العاده سختي خدمت استادان و مربيان سازمان دوره آموزشي تيزيلان
‌ماده 1 - به هر يك از استادان و مربيان سازماني دوره آموزشي تيزيلان نيروهاي مسلح شاهنشاهي كه عملاً به تعليم هنرآموزان دوره مزبور اشتغال دارند‌ماهيانه معادل پنجاه و پنج درصد حقوق (‌بدون احتساب حقوق سنواتي) به عنوان فوق‌العاده سختي خدمت پرداخت خواهد شد.
‌فصل نهم - هزينه اياب و ذهاب درجه‌داران گردان عملياتي دژبان قرارگاه كل.
‌ماده 1 - به درجه‌داران گردان عملياتي دژبان قرارگاه كل ماهانه شش صد ريال هزينه اياب و ذهاب به طور مقطوع پرداخت مي‌گردد.
‌اصلاح آيين‌نامه فوق مشتمل بر نه ماده و دو تبصره در تاريخ روز دوشنبه يازدهم دي ماه يك هزار و سيصد و چهل و شش به استناد قانون استخدام‌نيروهاي مسلح شاهنشاهي به تصويب كميسيون بودجه مجلس شوراي ملي رسيده و صحيح است.
‌رييس مجلس شوراي ملي - مهندس عبدالله رياضي

 

آخرین تصمیم ژنرالهاي ارتش شاه

 

 

جلسه‌ شورای‌ فرماندهان‌ ارتش‌ ساعت‌ 30/10 صبح‌ روز 22 بهمن‌ با حضور 27 نفراز نظامیان‌ زیر تشكیل‌ گردید:

 

1ـ ارتشبد عباس‌ قره‌باغی‌، رئیس‌ ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌
2ـ ارتشبد جعفر شفقت‌، وزیر جنگ‌
3ـ ارتشبد حسین‌ فردوست‌، رئیس‌دفتر ویژه‌ اطلاعات‌
4ـ سپهبد هوشنگ‌ حاتم‌، رئیس‌ جانشین‌ ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌
5ـ سپهبد ناصر مقدم‌، رئیس‌ ساواك‌
6ـ سپهبد عبدالعلی‌ نجیمی‌ نائینی‌، مشاور رئیس‌ ستاد بزرگ‌ ارتشتاران‌
7ـ سپهبد احمدعلی‌ محققی‌، فرمانده‌ ژاندارمری‌
8ـ سپهبد عبدالعلی‌ بدره‌ای‌، فرمانده‌ نیروی‌ زمینی‌
9ـ سپهبد امیرحسین‌ ربیعی‌، فرمانده‌ نیروی‌ هوایی‌
10ـ دریاسالار كمال‌ حبیب‌اللهی‌، فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌
11ـ سپهبد عبدالمجید معصومی‌ نائینی‌، معاون‌ پارلمانی‌ وزارت‌ جنگ‌
12ـ سپهبد جعفر صانعی‌ معاون‌ لجستیكی‌ نیروی‌ زمینی‌
13ـ دریاسالار اسدالله محسن‌زاده‌، جانشین‌ فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌
14ـ سپهبد حسین‌ جهانبانی‌، معاون‌ پرسنلی‌ نیروی‌ زمینی‌
15ـ سپهبد محمد كاظمی‌، معاون‌ طرح‌ و برنامه‌ی‌ نیروی‌ زمینی‌
16ـ سرلشكر كبیر، دادستان‌ ارتش‌
17ـ سپهبد خلیل‌ بخشی‌آذر، رئیس‌ اداره‌ پنجم‌ ستاد
18ـ سپهبد علی‌محمد خواجه‌نوری‌، رئیس‌ اداره‌ سوم‌ ستاد
19ـ سرلشكر پرویز امینی‌ افشار، رئیس‌ اداره‌ دوم‌ ستاد
20ـ سپهبد امیرفرهنگ‌ خلعتبری‌، معاون‌ عملیاتی‌ نیروی‌ زمینی‌
21ـ سرلشكر محمد فرزام‌ رئیس‌ اداره‌ هفتم‌ ستاد
22ـ سپهبد جلال‌ پژمان‌، رئیس‌ اداره‌ چهارم‌ ستاد
23ـ سپهبد ناصر فیروزمند، معاون‌ ستاد
24ـ سپهبد موسی‌' رحیمی‌ لاریجانی‌ رئیس‌ اداره‌ یكم‌ ستاد
25ـ سپهبد محمد رحیمی‌ آبكناری‌، رئیس‌ آجودانی‌ ستاد
26ـ سپهبد رضا طباطبایی‌ وكیلی‌، رئیس‌ اداره‌ بازرسی‌ مالی‌ ارتش‌
27ـ سرلشكر منوچهر خسروداد، فرمانده‌ هوانیروز

 فرماندهان‌ نظامی‌ بعد از گزارش‌ وضعیت‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند كه‌ استقامت‌ بیهوده‌است‌ و ارتش‌ باید اعلام‌ بی‌طرفی‌ كند.

 متن‌ اعلامیه‌، بی‌طرفی‌ ارتش‌ به‌ این‌ شرح‌ از اخبارساعت‌ 13 و سپس‌ 14 رادیو منتشر شد:

 "ارتش‌ ایران‌ وظیفه‌‌ دفاع‌ از استقلال‌ و تمامیت‌ كشور عزیز ایران‌ را داشته‌ وتاكنون‌ در آشوب‌های‌ داخلی‌ سعی‌ نموده‌ است‌ با پشتیبانی‌ از دولت‌های‌ قانونی‌این‌ وظیفه‌ را به‌ نحو احسن‌ انجام‌ دهد. با توجه‌ به‌ تحولات‌ اخیر كشور، شورای‌عالی‌ ارتش‌ در ساعت‌ 30/10 تشكیل‌ و به‌ اتفاِق آراء تصمیم‌ گرفته‌ شد كه‌ برای‌جلوگیری‌ از هرج‌ و مرج‌ و خون‌ریزی‌ بیشتر بی‌طرفی‌ خود را در مناقشات‌سیاسی‌ فعلی‌ اعلام‌ و به‌ یگان‌های‌ نظامی‌ دستور داده‌ شده‌ كه‌ به‌ پادگان‌های‌ خودمراجعه‌ نمایند. ارتش‌ ایران‌ همیشه‌ پشتیبان‌ ملت‌ شریف‌ و نجیب‌ و وطن‌پرست‌ایران‌ بوده و خواهد بود و از خواسته‌های‌ ملّت‌ شریف‌ با تمام‌ قدرت‌ پشتیبانی‌می‌نماید".

 

‌آيين‌نامه رسته‌هاي نيروي زميني ارتش شاهنشاهي ايران

 

 

‌آيين‌نامه رسته‌هاي نيروي زميني شاهنشاهي مصوب 1356.10.26 كميسيون نظام مجلسين:


‌در اجراي ماده 8 قانون استخدام نيروهاي مسلح شاهنشاهي آيين‌نامه رسته‌هاي نيروي زميني شاهنشاهي به شرح زير تصويب مي‌گردد.
‌ماده 1 - تعريف رسته - رسته اصطلاحي است براي مشخص نمودن يك دسته از تخصصهاي نظامي كه از نظر مأموريت، نوع كار و وظايف مشاغل‌نظامي داراي نزديكترين ارتباط به يكديگر بوده و كليه افسراني كه به يك رسته خاصي اختصاص يافته‌اند پس از كسب آموزش و تجربه لازم قادرند در‌تخصصهاي آن رسته انجام وظيفه نمايند.
‌ماده 2 - رسته‌هاي نيروي زميني شاهنشاهي عبارتند از:
‌الف - رسته‌هاي رزمي كه تشكيل مي‌شود از:
‌رسته پياده، رسته توپخانه، رسته زرهي و رسته هوانيروز.
ب - رسته‌هاي پشتيباني رزمي كه تشكيل مي‌شود از:
‌رسته دژبان، رسته مهندسي، رسته مخابرات و رسته اطلاعات نظامي .
پ - رسته‌هاي پشتيباني خدمات رزمي كه تشكيل مي‌شود از:
‌رسته آجوداني، رسته اردنانس، رسته بهداري، رسته ترابري، رسته دامپزشكي، رسته دارايي، رسته سررشته‌داري، رسته خدمات بهداري، رسته قضايي و ‌رسته موزيك.
‌ماده 3 - علائم مميزه رسته‌ها در آيين‌نامه لباس و علائم نيروهاي مسلح شاهنشاهي تعيين مي‌گردد.
‌ماده 4 - هر يك از افسران با رعايت مقررات اين آيين‌نامه به يكي از رسته‌ها تخصيص داده مي‌شوند.
‌ماده 5 - هيچ يك از افسران نمي‌توانند در عين حال از عنوان بيش از يك رسته استفاده نمايند.
‌ماده 6 - همافران، درجه‌داران و افراد بر مبناي تخصص طبقه‌بندي مي‌گردند و از علامت رسته‌اي كه براي هر يك از گروه تخصص‌ها تعيين مي‌شود ‌استفاده مي‌نمايند و نحوه تغيير تخصص آنان طبق مقررات آيين‌نامه تخصصهاي نظامي مربوط خواهد بود.
‌ماده 7 - افسران به رسته‌اي اختصاص داده مي‌شوند كه دوره مقدماتي آن رسته را طي نموده باشند.
‌تبصره 1 - افسران دانشجو كه از بدو استخدام در رشته‌هاي مذكور در بند پ ماده 11 تحصيل مي‌نمايند به رسته ياد شده در ماده مزبور اختصاص‌داده مي‌شوند ولي طي دوره مقدماتي رسته‌اي براي آنان ضرورتي ندارد.
‌تبصره 2 - افسران فارغ‌التحصيل دانشكده افسري كه دوره تخصصي هوانيروز را طي نموده يا مي‌نمايند رسته اصلي خود را حفظ كرده و دوره‌هاي‌ منظم تحصيلي را در رسته اصلي طي نموده و فقط تا زماني كه در تخصصهاي هوانيروز خدمت مي‌نمايند از علامت رسته مزبور استفاده خواهند كرد.
‌ماده 8 - تغيير هر يك از رسته‌هاي مذكور در ماده 2 به گروه رسته‌هاي رزمي و پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي و همچنين تعيين رشته‌هاي‌تخصصي هر يك از رسته‌ها با پيشنهاد نيروي زميني شاهنشاهي و تصويب اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشتاران خواهد بود.
‌ماده 9 - هر گاه مقتضيات ايجاب نمايد كه رسته جديد در نيروي زميني شاهنشاهي به وجود آيد و يا اين كه يك يا چند رسته از رسته‌هاي مذكور در‌ماده 2 اين آيين‌نامه حذف گردد تغييرات مزبور را با پيشنهاد نيروي زميني شاهنشاهي و تصويب اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشتاران‌در فرمان همگاني ارتش شاهنشاهي درج و رسميت خواهد يافت.
‌ماده 10 - افسراني كه يكي از دوره‌هاي مختلف دانشكده فرماندهي و ستاد را طي مي‌نمايند رسته اصلي آنان‌تغيير نخواهد كرد منتها كلمه ستاد به آخر عنوان رسته اصلي آنان اضافه خواهد شد.
‌ماده 11 - تغيير رسته افسران.
‌الف - در موارد مشروحه زير با رعايت مواد 14 و 15 اين آيين‌نامه رسته افسران تغيير مي‌يابد.
1 - خدمت افسر در رسته مربوطه به عللي غير مقدور گردد.
2 - نيازمندي سازماني در سطح نيروي زميني شاهنشاهي تغيير رسته را ايجاب نمايد.
3 - به علل مندرج در ماده 9 (‌ايجاد يا حذف بعضي از رسته‌ها) تغيير رسته عده‌اي از افسران ضروري باشد.
4 - در صورت طي يكي از دوره‌هاي تحصيلي دانشگاهي مندرج در بند پ اين ماده.
ب - تغيير رسته افسران به ترتيب زير انجام مي‌گيرد:
1 - در مورد جزء (1) بند الف پس از تست روان‌سنجي و بررسي سوابق براي رسته جديد پيشنهاد و پس از طي دوره مقدماتي و يا عالي آن رسته در‌ صورت موفقيت تغيير رسته خواهند داد.
2 - در مورد اجزاء (2) و (3) بند الف پس از طي دوره مقدماتي و يا عالي به رسته جديد تغيير رسته مي‌دهند.
3 - در مورد جزء (4) بند الف پس از دوره عالي رسته مربوط به رشته تخصصي (‌در صورتي كه وجود داشته باشد) تغيير رسته خواهند داد و در‌ صورت نبودن دوره عالي رسته مربوطه پس از دريافت گواهينامه ليسانس و رعايت مواد 14 و 15 اين آيين‌نامه تغيير رسته دهند.
‌تبصره - با افسراني به سبب تغيير رسته بايستي دوره منظم تحصيلي رسته جديد را طي نمايند به شرح زير رفتار مي‌گردد.
(‌الف) در صورتي كه دوره مقدماتي را طي نموده ولي واجد شرايط طي دوره عالي نباشند بايد دوره توجيهي مقدماتي رسته جديد را كه حاوي‌ دروس تخصصي مي‌باشد طي نمايند.
(ب) - در صورتي كه واجد شرايط طي دوره عالي باشند براي طي دوره عالي رسته جديد اعزام مي‌گردند.
(پ) - در صورتي كه دوره عالي رسته‌اي را كه دارا هستند طي نموده باشند بايد دوره توجيهي عالي رسته جديد را كه حاوي دروس تخصصي‌مي‌باشد طي نمايند.
(ت) - افسراني كه دوره تخصصي دانشگاهي را طبق مقررات و با كسب اجازه در رشته‌هاي زيرين در صورتي كه جزء رشته‌هاي مورد نياز باشد طي‌نموده و به دريافت دانشنامه ليسانس و بالاتر از دانشگاه مورد قبول موفق مي‌گردند به شرح زير به رسته‌هاي تعيين شده تغيير رسته داده مي‌شوند.
(1) - دوره دكترا در رشته تخصصي پزشكي و دندانپزشكي، به رسته بهداري.
(2) - دوره دكترا در رشته تخصصي دامپزشكي به رسته دامپزشكي.
(3) - دوره ليسانس علوم آزمايشگاهي و پرستاري و داروسازي به رسته خدمات بهداري.
(4) - دوره ليسانس علوم الهيات به رسته آجوداني.
(5) - دوره ليسانس حقوق به رسته قضايي.
(6) - دوره مهندسي راه و ساختمان، مهندسي مكانيك و معماري و تأسيسات به رسته مهندسي.
(7) - دوره مهندسي الكتريك و الكترونيك به رسته مخابرات.
(8) - دوره ليسانس علوم اداري به رسته آجوداني.
(9) - دوره ليسانس حسابداري و علوم بازرگاني به رسته دارايي.
‌تبصره - در غير از رشته‌هاي بالا تحصيلات افسران مستلزم تغيير رسته نبوده و فقط جنبه كسب تخصص براي انجام مشاغل واگذاري دارد.
‌ماده 12 - تغيير رسته افسران پس از درج در فرمان همگاني ارتش شاهنشاهي رسميت مي‌يابد.
‌ماده 13 - تغيير رسته افسران، جز در موارد مصرح در اين آيين‌نامه ممنوع است.
‌ماده 14 - كميسيون تغيير رسته.
‌الف - تغيير رسته افسران در كميسيون تغيير رسته متشكل در نيروي زميني شاهنشاهي مورد بررسي واقع و پيشنهاد مي‌گردد.
ب - تغيير رسته افسران رسته‌هاي نيروي زميني شاهنشاهي كه در سازمانهاي ديگر از قبيل وزارت جنگ - ستاد بزرگ ارتشتاران- سراي نظامي‌شاهنشاهي و گارد شاهنشاهي خدمت مي‌نمايند در كميسيون تغيير رسته موضوع بند الف اين ماده با حضور نماينده سازماني كه پيشنهاد تغيير رسته را‌نموده است مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
‌ماده 15 - تغيير رسته افسران جزء رسته‌هاي نيروي زميني شاهنشاهي با تصويب فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و فرمانده رؤساي سازمانهاي‌مندرج در بند ب ماده 14 بر حسب مورد و درج در دستور نيرو و يا سازمانهاي مربوطه عملي مي‌گردد.
‌درباره تغيير رسته افسران ارشد پس از تصويب فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و يا فرمانده رؤساي سازمانهاي مندرج در بند ب ماده 14 بر حسب‌مورد از طريق ستاد بزرگ ارتشتاران و درج در فرمان همگاني ارتش شاهنشاهي اقدام مي‌گردد در مورد تغيير رسته افسران رسته‌هاي نيروي زميني‌شاهنشاهي كه در سازمانهاي مندرج در بند ب ماده 14 خدمت مي‌نمايند پس از هماهنگي نيروي زميني شاهنشاهي از طريق ستاد بزرگ ارتشتاران اقدام‌مي‌شود.
‌ماده 16 - تغيير رسته افسران موجب از بين رفتن قدمت خدمت آنان در درجه مربوطه نخواهد بود.
‌آيين‌نامه فوق مشتمل بر شانزده ماده و چهار تبصره به استناد ماده 8 قانون استخدام نيروهاي مسلح شاهنشاهي پس از تصويب كميسيون نظام مجلس‌شوراي ملي در جلسه روز يكشنبه 2536.9.27 در جلسه روز دوشنبه بيست و ششم دي ماه دو هزار و پانصد و سي و شش شاهنشاهي به تصويب‌كميسيون جنگ مجلس سنا رسيده است.
‌رييس مجلس سنا - جعفر شريف‌امامي

برای داشتن روحيه شاد و جسمی سالم صبحانه را فراموش نکنيد

 

یكی از وعده های غذایی مهم كه كمتر به آن اهمیت داده می‌شود صبحانه است درصورتی كه لازم است برای تهیه صبحانه مناسب، با تدبیر اقدام شود.

صبحانه باید حداقل 20 درصد از انرژی روزانه را فراهم نماید. این در حالیست كه اغلب به دلیل عدم آشنایی با اهمیت این وعده غذایی، یا ازآن صرفنظر می‌شود و یا مفید و مغذی تهیه نمی‌شود. مصرف مواد مفید و مناسب برای این وعده غذایی بسیارمهم است. مصرف صبحانه باعث افزایش قدرت تمركز، توجه و تامین انرژی روزانه می‌شود و توانایی ذهنی و كاركرد فردی را بالا می‌برد. خوردن یك وعده صبحانه كامل به دلیل تامین نیازهای غذایی باعث كنترل وزن و پایین آمدن سطح كلسترول خون می‌شود، ناراحتی‌های گوارشی را از بین می‌برد و جذب ویتامین‌ها را افزایش می‌دهد . نخوردن صبحانه باعث می‌شود درطول روز بخصوص نزدیك ظهر و ناهار، فرد دچار گرسنگی شدید شده و حجم بیشتری از غذا را در یك وعده غذایی مصرف نماید و از آن جایی كه غذاهای وعده ناهار اغلب پرچربی و پركالری است، بنابر این عواقب بعدی را به دنبال خواهد داشت. اغلب دیده شده كسانی كه صبحانه نمی‌خورند، نیم چاشت روزانه خود را با غذاهای پركالری و كم اهمیت همچون بیسكویت، پفك، شكلات و چیپس وغیره پر می‌كنند كه این امر علاوه بر خطرات ذكرشده باعث چاقی وسرطان نیزمی شود.

تهیه یك صبحانه خوب و مناسب نیاز به آگاهی و برنامه ریزی دارد. شما به عنوان یك عضو خانواده می‌توانید در این زمینه مطالعه و لیستی از مواد مغذی را تهیه و در اختیار اعضای خانواده قراردهید. چیدن میز صبحانه یا سفره می‌تواند به تحریك ذائقه كمك كند. ازمواد غذایی متنوع ورنگی ومیوه‌های فصل كمك بگیرید.

-  برای آمادگی لازم جهت صرف یك صبحانه كامل، لازم است شام را زود مصرف كنید تا در هنگام صبح احساس گرسنگی كامل داشته باشید.

-  زودتر از خواب بیدار شوید و به نرمش‌های معمول بپردازید. كمی آب میوه مصرف كنید و زمان لازم برای صرف صبحانه را درنظر بگیرید.

-  صبحانه را با آرامش و فارغ از دغدغه هایی چون دیركرد وقت و زمان سرویس اداری و یا ساعت اداری میل كنید.

-  در هنگام صبحانه به برنامه رادیویی مورد علاقه خود گوش دهید، با اعضای خانواده صحبت كنید و از بیان و یادآوری آنچه نشاط را از شما دور می‌كند خودداری نمایید.

-  از خوردن غذاهای كافئین دار مانند چای، قهوه و كاكائو در هنگام شب خودداری كنید.

-  ازخوردن غذاهای سنگین و پرچرب درهنگام شام خودداری كنید زیرا این كار اشتهای شما را كور می‌كند.

- از تماشای تلویزیون یا فكركردن به كار و مسوولیت‌های روزانه خودداری كرده و صرفا به آنچه میل می‌كنید توجه نمایید. به یاد داشته باشید دغدغه واسترس مانع جذب مواد مفید ومغذی می‌شود و میزان جذب چربی بدن را بالا می‌برد.

-  هنگام صبحانه قبل و بعد از آن مطلقا سیگار نكشید.

-  مواد مغذی و پركالری وانرژی زا درگروه صبحانه جای می‌گیرد. شما بسته به ذائقه و وضعیت مزاجی خود می‌توانید ازاین مجموعه وسیع، تعدادی را انتخاب و در رژیم غذایی خود بگنجانید.

-  شیر یكی از این مواد لازم است زیرا شیر حاوی مواد معدنی، كلسیم فسفر و ویتامین‌هاست و برای رشد استخوان و استحكام آن مفید است. اگرشیر به مزاج شما سازگار نیست و موجب به هم ریختگی دستگاه گوارش یا كورشدن اشتهای شما می‌شود، می‌توانید آن را در وعده‌های دیگر یا میان وعده‌ها مصرف كنید. دیگر محصولات لبنی همچون خامه و پنیر و حتی ماست هم می‌تواند جایگزین شیر شود.

-  اگر به غذاهای سنتی علاقه دارید، می‌توانید فرآورده‌های شیری مانند فرنی، شیربرنج را به رژیم غذایی خود بیافزایید.

-  از تركیبات شكلات صبحانه یا ارده و شیر یا غذاهای ساده سنتی تخم مرغ، لوبیا چیتی، عدسی، حلیم و غیره استفاده كنید.

-  در مورد نان حساس باشید یكی از نان‌های كامل سنتی نان سنگك است زیرا تمامی مراحل عمل آوری و خمیر و پخت آن مطابق روش استاندارد است و استفاده از آن بر سایرنان‌ها ترجیح دارد. نان‌های فانتزی یا ماشینی نیز مناسب وخوب است. امروزه تنوع این نان‌ها بسیار زیاد است و شما می‌توانید از نان‌هایی با آرد غلات متفاوت همچون ذرت، جو دوسر، جو و... استفاده كنید.

برنامه ساده غذایی برای صبحانه

-  یك برنامه ساده غذایی برای شما پیشنهاد می‌شود. می‌توانید بنابر نوع ذائقه و رژیم خود از تعداد یا تركیبی ازآنها بهره ببرید :

-  كره و عسل یا مربا بویژه مرباهای مقوی مانند مربای هویج، آلبالو، توت فرنگی و غیره.

-  شكلات صبحانه، چای و یا شیر و خامه.

-  تخم مرغ آب پز، خیار و گوجه تازه.

-  نیمرو و سبزی خوردن.

-  لوبیا چیتی یا عدسی یا حلیم.

-  استفاده ازحلوا ارده ( بویژه درفصل سرد ) و پنیر.

-  شیربرنج و آب میوه فصل.

-  فرنی، كره و مربای هویج.

-  ساندویج مرغ یا تخم مرغ، سبزیجات مانند كاهو و میوه.

-  مصرف آب میوه‌های طبیعی بویژه پرتقال یا میوه‌هایی كه ویتامین ث دارند - نان و پنیر ،خرما یا گردو.

شایان ذکر است، برای بالا رفتن بازدهی بیشتر در كار و داشتن روحیه‌ای شاد و جسمی سالم درمحل كار لازم است به ارزش غذایی صبحانه واقف باشیم و بدانیم كه كسانی كه صبحانه میل نمی‌كنند، از ویتامین‌های ضروری مثل A ، C، 12B و ریبوفلاوین، كلسیم، منیزیم و فسفر بهره كمتری می‌برند.

منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران

 

3 ساعت تا عمليات- روايت سرتيپ منوچهر طوسي از عملياتH3


 

پانزدهم فروردين سال1360 وقتي هنوز بيشتر از 6ماه از آغاز جنگ عراق عليه ايران نمي‌گذشت، 16 خلبان نيروي هوايي ايران با انجام عملياتي عجيب و پيچيده طي پروازي6هزاركيلومتري بر فراز 3 كشور تركيه، سوريه و عراق، دورترين پايگاه‌هاي هوايي عراق را در مرز اين كشور با اردن و سوريه بمباران كردند.

اينكه چه تعداد هواپيما در اين حمله از بين رفت چندان مشخص نيست و مراجع مختلف از 16 تا200 هواپيما گفته‌اند. اما هرچه بود اين حمله باعث شد تصويري كه ديكتاتور عراق از نيروي هوايي ايران در ذهنش ترسيم كرده بود به كلي عوض شود. روايت  جالب و بديع  يكي از خلبان‌هاي شركت‌كننده در اين عمليات بعد از گذشت نزديك به 30سال هنوز خواندني و هيجان‌انگيز است؛ حكايت لحظات حساس و سرنوشت‌ساز يك پرواز طولاني و سه‌ساعته :

حدود اواخر اسفندماه59 ماموريت به مسئولين پايگاه همدان يا پايگاه سوم شكاري ابلاغ شد. آن‌زمان من مسئول گردان F4 مهرآباد بودم. براي شركت در اين عمليات به پايگاه همدان مامور شدم. 2روز قبل از برنامه متوجه عمليات شدم.

برنامه‌ريزي دقيقي از  2ماه پيش انجام شده بود. البته خلبان‌ها در جريان جزئيات قبل از تصويب طرح نبودند. حفاظت اطلاعات در پروازها و در كل جنگ، مسئله خيلي مهمي است. در شش‌ماهه قبل از انجام اين عمليات، در پروازهايي كه ما مي‌كرديم اغلب سيستم پدافند عراق منتظرمان بود. پيدا بود كه اصول اطلاعاتي چندان رعايت نشده است؛ اين بود كه ما خودمان هم تازه 2روز قبل از عمليات فهميديم قرار است عملياتي در عمق خاك عراق انجام شود. شب عمليات به ما گفتند برويم اتاق فرماندهي. گفتند حق خروج از قسمت فرماندهي را نداريد. تماس‌هاي تلفني ما قطع شد و قرنطينه شديم.

معاون عمليات پايگاه و معاون اطلاعات عمليات پايگاه آمدند و ماموريت را توضيح دادند. گفتند بايد دورترين نقطه خاك عراق را بمباران كنيم. از مسير مستقيم هم نمي‌توانيم برويم، چون سوختمان تمام مي‌شود و رادارهاي عراقي هم مي‌بينندمان. مهمات  زيادي هم نمي‌توانيم ببريم، چون سنگيني جنگنده باعث مي‌شود سوخت هواپيما زودتر تمام شود. گفتند سرنوشت جنگ بسته به نتيجه اين عمليات است. اگر موفق بشويم نيروهاي رزمنده قوت قلب مي‌گيرند. 8فروند F4 قرار بود وارد خاك عراق بشوند؛ دوتا تيم چهارتايي كه بايد پشت سر هم مي‌رفتند.

معاون عمليات پايگاه همدان، ليدر دسته پروازي بود. فرمانده پايگاه، شماره دو آن پرواز بود. در يك دسته پروازي، ليدر، شماره2 و شماره 3 داريم. به شماره سه SUB-lead مي‌گويند. اگر ليدر با مشكل مواجه شد، شماره 3   ليدر مي‌شود. من شماره 3   دسته دوم پروازي بودم.

قرار بود از همدان كه بلند شديم Lowlevel برويم و با همان ارتفاع برگرديم. سيستم پدافند عراق رادارهاي  –Early warn – ing داشت. اين رادارها نزديك مرز ما قرار داشتند و مشخصات هر شيء پرنده‌اي را كه توي ايران بلند مي‌شد به سيستم پدافند گزارش مي‌كردند. موشك‌هاي SAM2 پدافند عراق هم اتوماتيك روي هواپيماي ما قفل مي‌كردند تا به خاك عراق برسند و وقتي به محدوده‌شان مي‌رسيدند شليك مي‌كردند.

اين رادارها را معمولا مي‌گذاشتند روي كوه‌ها كه تمام هواپيماها را ببينند. براي فرار از اين سيستم، ما اكثر پروازها را به صورت Lowlevel يا ارتفاع پست انجام مي‌داديم؛ در ارتفاع150 پا از زمين؛ يعني 50متري زمين؛ به بلندي يك ساختمان 15طبقه؛ پايين‌تر از ارتفاعي كه عراق رادارهايش را قرار مي‌داد.

براي اينكه اطلاعات ماموريت لو نرود و  حتي تعداد هواپيماها و مقدار مهمات مشخص نباشد، جزئيات عمليات را حتي به ما كه خلبان بوديم، كمي قبل از پرواز گفتند. حتي براي اينكه تعداد هواپيماها از دور شمرده نشود قرار شد در زمان بلند‌شدن از روي باند همدان، دوتا دوتا با هم بلند شويم.

مسيري كه انتخاب شده بود از روي مرز عراق بود؛ درست روي نقاط صفر مرزي. 6هزار كيلومتر طول مسير بود. وقتي يك جنگنده F5 از پايگاه دزفول يا همدان وارد خاك عراق مي‌شد بايد ظرف 45دقيقه برمي‌گشت چون هر جنگنده باتوجه به بنزين و مهماتي كه دارد، شعاع عملش همين اندازه است. حتي يك هواپيماي F4 اگر بخواهد مهمات زيادي ببرد نهايتا 80دقيقه مي‌تواند در آسمان باشد. حالا اگر شما بخواهيد يك مسير6هزاركيلومتري را برويد و برگرديد و مهمات زيادي هم حمل كنيد، بايد چندبار در طول مسير سوخت‌گيري كنيد.

بنا بود فانتوم‌ها در 4مرحله سوخت‌گيري كنند؛ 2بار در مسير رفت و 2بار در مسير برگشت.

عملياتي با اين وسعت تقريبا در دنيا بي‌نظير است. امكان خطر زياد بود. ممكن بود آمريكا از ناوهاي هواپيمابرش در خليج‌فارس استفاده كند و به ايران حمله كند؛ ممكن بود موقع فرار به سمت سوريه، اردني‌ها به ما حمله كنند؛ ممكن بود شناسايي شويم و  هزار جور خطر ديگر. من هم بار اولم نبود كه پرواز مي‌كردم. هربار ترس هست. ولي با توجه به آن هدف و تعهدي كه داري، كل مجموعه را تحمل مي‌كني و همه را مي‌سپاري به خدا و مي‌گويي خدايا، من سعي‌ام را مي‌كنم، هرچه كه آموزش ديده‌ام و به خاطرش جواني‌ام را گذاشته‌ام پياده مي‌كنم، كمكم كن.

روز 15/1/60 دستور آغاز عمليات رسيد. هواپيماها بعد از بلندشدن، Joinup كردند و دوتادوتا رفتند توي مسير. توي راه به همه چيز فكر مي‌كردم  و خودم را براي همه چيز آماده كرده بودم. ابعاد عمليات H3 را خوب مي‌دانستم؛ درجه ريسك خيلي بالايش را هم. مي‌دانستم اگر توي مسير رفت يا برگشت گم بشوم و هواپيماي سوخت‌رسان را پيدا نكنم، از بين رفتنم حتمي است. من كه اهل Eject نبودم، پس بايد با هواپيمام مي‌مردم.

مي‌دانستيم مسيرخيلي طولاني است، همه چيز را به ما گفته بودند. مي‌دانستم اگر از گروه، عقب بيفتم، نبايد از پس‌سوز استفاده كنم كه خودم را برسانم به آنها. چون مصرف سوختم چهار برابر مي‌شد و ممكن بود اصلا زير تانكر سوخت‌رسان بعدي نرسم. كسي را مجبور نكرده بودند، مي‌توانستم از همدان بروم. بگويم برمي‌گردم تهران سرگردانF4 خودم. كسي هم كاري به كارم نداشت. نمي‌گفتند تمرد كرده اما خودم مي‌خواستم؛ مي‌خواستم آبروي نيروي هوايي را بخرم.

رفتيم سمت درياچه اروميه. مي‌خواستيم هواپيما در يك منطقه خالي از سكنه سوخت‌گيري كند كه توجه كسي جلب نشود. روي درياچه اروميه هيچ‌كس نبود كه ما را ببيند، ضمنا تانكر سوخت‌رسان هم بايد در نهايت 2هزار پا ارتفاع مي‌گرفت كه رادارها نگيرندش؛ معمولا ارتفاعي كه در آن سوخت‌رساني انجام مي‌شود بالاي 20هزار پاست.

هواپيماها در حالت عادي فقط موقع فرود اين‌قدر ارتفاع كم‌مي‌كنند. حالا ما 6هزاركيلومتر را بايد با اين ارتفاع پرواز مي‌كرديم. اين كار براي تيم‌هاي آكروجت ساده است چون براي اين موضوع آموزش مي‌بينند. ولي ما مجبور بوديم. اگر سيستم جنگ الكترونيكي داشتيم كه پدافند منطقه را از كار مي‌انداخت، نيازي نبود در آن ارتفاع پرواز كنيم.

در حين انجام سوخت‌گيري و ورود به ارتفاعات جنوب تركيه، يك دسته پروازي از پايگاه دوم شكاري تبريز وارد خاك عراق شدند. البته با ارتفاع معمولي و حالت تهاجمي؛ به شكلي كه رادارها ببينندشان و ذهن عراق را معطوف خودشان كنند. عمليات فريب بود تا ما در همان ارتفاع پست به راهمان ادامه بدهيم.

در پرواز lowlevel مسئوليت ليدر پرواز، فوق‌العاده سنگين است. گم‌نكردن سمت مورد نظر و حفظ موقعيت خودش و بقيه كه در بال‌هايش پرواز مي‌كنند مهم است، كوچك‌ترين انحرافي سانحه مي‌سازد. هواپيماها 2متر از هم فاصله داشتند و با آن سرعت بالا و ارتفاع پايين، موقع ردشدن از تپه‌ها خيلي‌ بايد مهارت مي‌داشتي كه خودت را به جايي نزني يا دشمن نبيندت.

حالا 4ساعت بايد مي‌چسبيدم  به يك صندلي. بايد مأموريتي را تجربه مي‌كردم كه ريسك زيادي داشت. حتي اگر پدافند هم نمي‌زدمان، معلوم نبود سوختمان چقدر دوام بياورد. هزار جور نگراني داشتم. از روي مرز 3كشوري رد مي‌شديم كه در جنگ با ما نبودند و ممكن بود اگر بفهمند، بزنندمان.

حالا 2 فروند هواپيماي سوخت‌رسان روي درياچه اروميه منتظر بودند كه به ما سوخت بدهند. در شرايط عادي 4يا5دقيقه طول مي‌كشد تا هر هواپيما خودش را درست زيربوم سوخت قرار دهد. داخل تانكرهاي سوخت‌رسان هم يك نفر بايد سينه‌خيز به دقت بوم را بچسباند به باك فانتوم‌ها. حالا با ارتفاع، سرعت و فشاري كه ما داشتيم اين كار چندين برابر بايد سريع‌تر و دقيق‌تر انجام مي‌شد اما هواپيماها به همان ترتيب مشخص شده از قبل، سوخت‌گيري‌ كردند.

قبل از سوخت‌گيري، دو فروند هواپيماي F4 رزرو از پايگاه تبريز آمدند. اگر هر كدام از هواپيماها حين سوخت‌گيري دچار اشكال مي‌شد فورا 2فروند ديگر جايگزين مي‌شدند. چنين اتفاقي نيفتاد و آنها برگشتند پايگاهشان، فقط ما 8 فروند وارد خط صفر مرزي تركيه و عراق شديم.

مسير ما از جنوب خاك تركيه بود؛ كوهستان‌هاي سفيد از برف. تقريبا با آن ارتفاع، شانس شناسايي توسط رادارهاي تركيه يا عراق منتفي بود. خيلي به كوه‌ها نزديك بوديم؛ حس كردم دارم اسكي مي‌كنم.

روي ارتفاعات جنوب تركيه ليدر ما براي اينكه ارتفاع نگيرد و بالاي كوه نرود به سمت ما چرخيد. نمي‌شد دسته فرامين را بدهد جلو كه هواپيما بالا بيايد و رفته‌رفته ارتفاعش را كم‌كند؛ رادارها پيدايمان مي‌كردند. آمد طرف ما و كاملا دور خودش چرخيد. من و يك نفر ديگر كه در بالم بود از دسته فاصله گرفتيم. البته فاصله زياد نبود و سريع برگشتيم سرجايمان.

نبايد توي بي‌سيم‌ها حرف مي‌زديم. بايد در صورت لزوم كمترين كلمات، رد و بدل مي‌شد، هر صدايي امكان داشت توسط گيرنده‌اي شنيده شود.

فقط مي‌توانستم با كابين عقب صحبت كنم چون بيرون پخش نمي‌شد. اگر مي‌خواستم با ليدر يا هواپيماي ديگري تماس بگيرم بايد از علائم دست استفاده مي‌كردم. فاصله‌مان كم‌بود و راحت متوجه علامت‌ها مي‌شديم، 5ساعت سكوت مطلق خسته‌كننده است.

در تمام اين مدت بايد حواسم به فرامين و چراغ‌ها مي‌بود. ارتفاعمان دقت بيشتري براي پرواز مي‌خواست؛ پروازي كه در ارتفاع معمولي مثل آب‌ خوردن بود، حالا چند برابر از من انرژي مي‌گرفت.

رسيديم به شمال غرب عراق كه روي نقشه يك فرورفتگي دارد. تقريبا در مرز سوريه و عراق بوديم؛ حالا بايد روي صفر مرزي سوريه و عراق حركت مي‌كرديم، سرازير شديم به سمت جنوب.

خاك عراق زمين‌هاي سمت چپمان بود. كيلومترها شنزار بود. زمين‌هاي سوريه هم كه سمت راستمان بود، مزرعه بود. كشاورزاني كه در اين مزارع كار مي‌كردند، فكر كردند هواپيماهاي رژيم صهيونيستي است. صهيونيست‌ها هم فانتوم داشتند؛ دست‌هايشان را‌ گرفتند روي سرشان و ‌‌نشستند؛ خيلي نزديكشان بوديم.

هواپيماهاي سوخت‌رسان در مرز سوريه و عراق به موقع رسيدند. با توجه به زمان بلندشدن، سوخت‌گيري در ايران و زماني كه در جنوب تركيه طي كرديم، زمان ورود ما به منطقه را تخمين زده بودند. البته رادار هم داشتيم و همديگر را شناسايي كرديم. تانكرهاي سوخت‌رسان دقيقا مثل درياچه اروميه 2هزار پا بالاي زمين رفتند و ما هم به ترتيب سوختمان را گرفتيم.

حالا هر 2تيم چهارتايي فانتوم در منتهي اليه غرب عراق و شرق سوريه به سمت جنوب پرواز مي‌كرديم. الوليد يا H3 دقيقا در جنوب غرب عراق قرارداشت؛ نزديك مرز سوريه، اردن و عراق. وقتي به نزديك‌ترين فاصله خط صفر مرزي سوريه و عراق با پادگان رسيديم، همه 8‌فروند گردش كردند به سمت الوليد.

جلومان سراب بود، بيابان مثل سراب شده بود؛ خاك شنزارهاي داغ عراق مثل آب شده بود. يكي از بچه‌ها توي رادار با همان سيستم كدينگ خودمان پايگاه را ديد و به ليدر گفت.

توي سراب، پايگاه‌ها از دور، يكسري گنبد و ساختمان به‌نظر مي‌رسيدند كه حرارت زمين تشخيص‌شان را مشكل كرده بود، چندان مشخص نبودند. طبق برنامه به 3دسته پروازي تقسيم شديم؛ دوتا سه‌تايي و يك‌دوتايي. در آن واحد هر 3دسته بايد يكي از پايگاه‌ها را مي‌زدند.

من توي يكي از دسته‌هاي سه‌فروندي بودم، بايد شمالي‌ترين پايگاه را مي‌زديم. به پايگاه كه رسيديم براي شناسايي زمان نداشتيم، قبلا هم شناسايي دقيقي از پايگاه‌ها نداشتيم، عكس هوايي و ماهواره هم نبود. قبل از اينكه پدافندشان ما را بزند بايد سريع شناسايي مي‌كرديم و هواپيماهايشان را بمباران مي‌كرديم.

زيرپايمان تعدادي آشيانه هواپيما بود اما درونش معلوم نبود، نمي‌شد ريسك كرد. اگر خالي بودند بمب‌ها هدر مي‌رفت. زمان هم نبود كه شناسايي كنيم، بايد يك لحظه تصميم مي‌گرفتيم. يكسري چيزهايي ديدم كه ظاهرا از تجهيزات ترابري و مهمات بود. بمب‌هايم را ريختم رويشان. همين موقع، يك لحظه برق هواپيماي من رفت و آمد. فكر كردم پدافندشان من را زده، توي فانتوم‌ها اگر برق قطع و وصل بشود سكان‌هاي افقي به پايين يا بالا خم مي‌شوند. حالا توي ارتفاع 50متري زمين اگر به سمت پايين خم شود اصلا فرصت بالاكشيدن هواپيما را پيدا نمي‌كني و منفجر مي‌شوي. خدا را شكر، سكان من به سمت بالا منحرف شد و من توانستم دوباره هواپيما را جمع كنم و برگردم به دسته پروازي.

سيستم ناوبري‌ام هم از كار افتاد، قبلا GPS نبود. بايد در پايگاه، دستگاه ناوبري را تنظيم مي‌كردي و درجه‌ها براساس مسيري كه طي مي‌كردي به تو مختصات برگشتت را مي‌داد. حالا برق رفت‌وآمد، سيستم ري‌ست شده بود، انگار كه الان از پايگاه همدان بلند شده‌ام. هميشه توي لحظه‌هاي حساس وسايل حساس، خراب مي‌شوند.

بقيه تيم‌ها هدف‌ها را زدند، بمب‌ها را كه تخليه كرديم بايد دقيقا 180درجه دور مي‌زديم و به سرعت از همان راهي كه آمده بوديم برمي‌گشتيم. توي اين دور زدن، آتش‌بازي‌اي را كه راه انداخته بوديم مي‌ديديم. دود و آتش هر 3 پايگاه را فراگرفته بود.

خضرايي، سمت راست، ليدر تيم ما بود، گفت كه آسيب ديده، تركش بمب خودش گرفته بودش. ايراد اساسي نبود كه نپرد اما همه نگران شديم يك كم كه گذشت توي راديو گفت چراغ اخطارش روشن شده و فشار هيدروليكش را از دست داده.

سرهنگ ايزدستا از توي يكي از تانكرهاي سوخت‌گيري، كنترل هواپيماي خضرايي را چك‌مي‌كرد و راهنمايي‌اش مي‌كرد. با تانكر رفتند سراغ خضرايي و ما هم از آنها جدا شديم. رفتيم براي سوخت‌گيري از تانكر بعدي در مرز سوريه و تركيه و عراق. برنامه‌ريزي تانكرهاي سوخت‌رسان هم خيلي دقيق بود تا ما به سر قرار مي‌رسيديم آنها منتظرمان بودند.

زير تانكر، توي نوبت بوديم كه ديديم از باك رزرو يكي از بچه‌ها بنزين مي‌ريزد، ظاهرا يكي از تركش‌ها به او هم خورده بود. مجبور شد با همان باك اصلي تا همدان بيايد. آمديم تا مرز تركيه و عراق. نرسيده به مرز خودمان هواپيماهاي شكاري عراق منتظر ما بودند؛ اما در ارتفاع بالا. يك دسته پروازي عراق با زاويه 90درجه از ما گشت مي‌زدند تا ما را در مسير برگشت غافلگير كنند. استرس داشتيم، ما از ارتفاع پايين برمي‌گشتيم. مثل مسير رفت. آنها از بالاي سر ما رد شدند، شايد دير متوجه ما شدند. به هر حال ما رفته بوديم، كار خدا بود.

نزديك مرز ايران، ارتباط راديويي را باز كرديم، به ليدر دسته دوم گفتم بدنه هواپيماي من را نگاه كن. داشتيم مي‌رسيديم، نگران هواپيمايم بودم. اغلب بعد از مأموريت، توي هوا بدنه همديگر را چك مي‌كرديم و اگر چيزي بود مي‌گفتيم كه موقع فرود مشكل درست نشود.

بايد چرخ مي‌زد و مي‌آمد زير هواپيماي من را مي‌ديد و برمي‌گشت سرجاش و به من مي‌گفت چيزي هست يا نه. گفت منوچهر، تو كه تا اينجا آمده اي بقيه‌اش را هم بيا، وقت اين كارها نيست. رسيديم به درياچه اروميه و دوباره سوخت‌گيري كرديم و برگشتيم پايگاه شكاري همدان. BBC همان شب گفت چندين فروند هواپيماي عراق از بين رفته است. خودمان آمار دقيقي نداريم، بين 16تا200، نقل قول‌ها متفاوت است. براي ما اين مهم نبود، براي ما مدل مأموريت مهم بود؛ اينكه به صدام حالي كنيم كه دورترين نقطه عراق هم امنيت ندارد و اين را‌ ثابت كرديم.

در اینجا یاد می کنیم از خلباناني که در این عملیات شرکت داشتند و بعدها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند:

سرلشکر خلبان شهید "حسین خلعتبری مکرم"
سرتیپ خلبان شهید "محمود خضرایی"
سرگرد خلبان شهید "علی خسروی"
سرگرد خلبان شهید "عبدالله رضایی"
سرگرد خلبان شهید "پورسرابی"

فتح الله مین باشیان فرمانده نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران

 

ارتشبد فتح الله مین باشیان، ارتشبد بازنشسته ارتش شاهنشاهی که تا دو سال پیش از سرنگونی حکومت شاهنشاهی در ایران به مدت چهار سال فرماندهی نیروی زمینی ارتش را به عهده داشت درسال ۲۰۰۷ و در سن 92 سالگی در پاریس پایتخت فرانسه درگذشت.
آقای مین باشیان از خانواده ای نظامی - هنری برخاسته بود، پدربزرگ وی، غلامرضا مین باشیان، ملقب به سالار معزز از نخستین موسیقیدانان ایرانی بود که موسیقی ایرانی را به نت اروپایی نوشت و در زمان فرمانروایی ناصرالدین شاه قاجار در قرن نوزدهم میلادی، نخستین فرمانده ایرانی رسته موزیک ارتش ایران شد و نخستین ارکستر سمفونیک در این کشور را نیز وی راه اندازی کرد.آن گونه که پژوهشگران موسیقی نوشته اند، سالارمعزز در هنگام تحصیل در کنسرواتوار سن پترزبورگ در روسیه از شاگردان ریمسکى کورساکوف، موسیقیدان بزرگ روس بود.نوه پسری وی، فتح الله مین باشیان در دانشکده افسری همکلاسی محمدرضا شاه پهلوی بود و در رشته فوتبال نیز فعالیت داشت تا آنجا که دروازه بان تیم فوتبال ایران شد.

وی پس از رسیدن به درجه سروانی برای ادامه تحصیلات نظامی به آمریکا اعزام شد، بعدها فرمانده لشکر فارس شد و در شیراز مستقر گردید. تیمسار مین باشیان سپس فرمانده نیروی زمینی ارتش شد و از جمله اقدامات مهمی که در زمان فرماندهی او صورت گرفت رزمایشی نظامی بر ساحل اروندرود در سال 1354 خورشیدی (1975 میلادی) و در زمانی بود که احتمال تحرکات نظامی عراق علیه ایران می رفت.برخی صاحبنظران بر این عقیده اند که این رزمایش باعث انصراف حکومت وقت عراق از اقدام نظامی علیه ایران شد.مصطفی الموتی در مقاله ای که درباره خاندان مین باشیان در هفته نامه نیمروز، چاپ لندن نوشته، به گفتگوی تند ارتشبد فتح الله مین باشیان با جمشید آموزگار وزیردارايى ایران در زمستان 1351 (1973) بر سر بودجه ارتش اشاره کرده است.
در خاطرات اسدالله علم، وزیر دربار شاهنشاهی در این باره آمده که ارتشبد مین باشیان در جلسه ای با وزیر دارایی پیشنهاد داده بوده که کمک مالی که به افسران ارتش می شده تا برای مداواهای خاص به خارج بروند افزایش يابد و در بحث بر سر این قضیه گفته بوده: "این کار اگر با هزینه های فسق و فجور والاحضرت اشرف خواهرشاه مقایسه شود مثل قطره ای در اقیانوس است".در این کتاب آمده که تیمسار مین باشیان در توجیه این گفته به اسدالله علم گفته بوده که اگر نام خواهر شاه را برده، فقط به این سبب بوده که پیشنهاد کند وی قدری در ولخرجیهایش کوتاه بیاید "وگرنه قصد اسائه ادب نداشته است" اما شاه این توجیه را نمی پذیرد.با این حال، آن گونه که مصطفی الموتی نوشته، ارتشبد مین باشیان مدتى آجودان نظامى محمدرضا شاه بوده و شاه "به او مرحمت خاصى" داشته است.فتح الله مین باشیان پس از بازنشستگی به فرانسه مهاجرت و تا پایان عمر در این کشور زندگی کرد.

عبدالمجید مجیدی، وزیرمشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه ایران پیش از انقلاب که از بستگان فتح الله مین باشیان است در گفتگو با بی بی سی گفت که آقای مین باشیان در سالهای پس از انقلاب با هیچیک از گروههای سیاسی که علیه حکومت جمهوری اسلامی فعالیت می کنند همراهی نکرد و اوقات خود را عمدتاً به ورزش تنیس و فعالیت هنری می گذراند.به گفته آقای مجیدی، فتح الله مین باشیان ویلون می نواخته و آهنگسازی می کرده است.برادر آقای مین باشیان، عزت الله، که پس از ازدواج با شمس، خواهر محمدرضاشاه، نام خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد نیز هنرمند بود و نخستین وزیر فرهنگ و هنر ایران شد که این سمت را تا پایان دوران حکومت پهلوی به عهده داشت. آقای پهلبد هم اکنون در لس آنجلس سکونت دارد.


تنش و راه کارهای مقابله با آن

 

جام جم آنلاين: تنش ، نتيجه ناهماهنگي فرد با محيط پيرامون اوست. مي‌توان گفت تنش احساسي است كه هرگاه بين خواستن و داشتن فاصله ايجاد شود و فرد آن را درك كند، به وجود مي‌آيد. هرقدر كه اين فاصله بيشتر و مهم‌تر باشد، تنش شديدتر است. تنش سبب تحريك سراسري بدن انسان مي‌شود.

فشار خون و ضربان قلب افزايش مي‌يابد. تنفس سريع‌تر مي‌شود، ماهيچه‌‌هاي بدن سفت و سخت مي‌شوند و شيره معده به حالت اسيدي درمي‌آيد. برخي قسمت‌هاي راكد مغز به حالت فعال درمي‌آيند و فعاليت بعضي قسمت‌هاي ديگر كند يا متوقف مي‌شود.

اصولا تنش از 3 منبع تغذيه مي‌كند: ذهني، احساسي و جسمي. زماني كه منبع تنش ذهني باشد، علائم آن سردرد، خستگي و نداشتن تمركز است. اگر منبع احساسي باشد، از علائم آن مي‌تواند فشردگي در دنده‌هاي نزديك قلب باشد و چنانچه فشار تنش جسمي باشد، علائم درد و ناراحتي در قسمت‌هايي از بدن كه مستقيما با عضلات ارتباط دارد، ظاهر مي‌شود. در صورتي كه تنش ذهني باشد، بهترين درمان استراحت است و زماني كه منبع تنش، احساسي باشد مي‌توان از روانپزشكان و مشاوران كمك گرفت.

تنش با توجه به ويژگي‌هايش انواع مختلفي دارد. ‌«تنش حاد» شايع‌ترين نوع آن است كه در صورت ادامه‌دار بودن آن، آسيب‌رسان است و به مرور فرد را از پاي درمي‌آورد.شايع‌ترين علائم اين تنش، هيجان‌هايي چون خشم، اضطراب، افسردگي يا علائم بدني شامل مشكلات ماهيچه‌اي و مشكلات روده و معده مانند ترش كردن، نفخ، اسهال و برانگيختگي شديد موقت كه سبب بالا رفتن فشارخون، تندي ضربان قلب، تپش قلب، سردردهاي ميگرني يا تركيبي از اينهاست.

نوع ديگر تنش، «تنش‌ حاد دوره‌اي» است كه افراد با اين تنش، هميشه عجله دارند و مي‌خواهند چندين كار را با هم و در كوتاه‌ترين زمان و سر وقت انجام دهند. اين افراد بسيار پرهياهو و بي‌قرارند. «تنش مزمن» نيز شكل ديگري است كه افراد را سال‌ها عذاب مي‌دهد و افراد به چنين شرايطي عادت مي‌كنند. اين تنش مربوط به فقر، خانواده‌هاي به هم ريخته، ازدواج‌هاي ناموفق يا بيزاري شغلي است. معمولا در برخورد با «تنش‌ها» رفتار افراد متفاوت است. ممكن است موضوعي براي يك فرد تنش ايجاد كند در حالي كه همان موضوع هيچ‌گونه تنشي در فرد ديگري ايجاد نكند.

برخي افراد ممكن است در يك زمان با چند وضعيت تنش‌‌زا روبه‌رو شوند و خيلي آرام و معقولانه برخورد كنند؛ در حالي كه بعضي ديگر اصلا قادر به تحمل هيچ گونه مشكل و دشواري نباشند. از دلايل اصلي «تنش»‌مي‌توان تاثير اطرافيان را نام برد. اين افراد مي‌توانند همسر، نزديكان فرد يا حتي كارفرماي وي باشند.
در تنش‌زدايي همان طور كه فرد آرام، توانايي آرام كردن اطرافيان خود را دارد، شخص عصبي مي‌تواند توليد تنش بيشتري كند. در واقع موارد زيادي از درماندگي‌هاي عصبي اشخاص به خاطر تاثير ديگر افراد بر شخص است. مثلا مادر يا پدر عصبي براحتي مي‌توانند تعادل احساسي كودك را برهم بزنند. مهم اين است كه چگونه توانايي‌هاي خود را براي برخورد موثر با «تنش» بالا ببريم.

تنش شغلي

تنش شغلي هنگام ناهمخواني شرايط كار با توانايي‌ها، منابع يا نيازهاي كاركنان رخ مي‌دهد. انتظارات و توقعاتي كه ما از شغل خود داريم، تعيين‌كننده انواع تنش‌هاست.

مطالعات بسياري ارتباط ميان تنش شغلي و انواع ناخوشي‌ها را بررسي كرده‌اند. سردرد، بدخوابي‌، شكم درد، مشكل در تمركز حواس و بي‌روحيه بودن مثال‌هايي از نشانه‌هاي زودرس تنش شغلي هستند. تنش شغلي شامل پيامدهاي ذهني و اجتماعي نيز هست كه شامل احساس بيچارگي، بدزباني،‌ بي‌خيالي و بي‌ملاحظگي، حواس‌پرتي، خشونت، زودرنجي و تحريك‌پذيري و بي‌مسووليتي، ناتواني در ايجاد ارتباط با ديگران، انزواي اجتماعي و ستيزه‌جويي است.

بسياري از مطالعات نشان مي‌دهند مشاغل با فشار رواني زياد خطر بيماري قلبي ــ عروقي را افزايش مي‌دهند و شرايط تنش‌زاي كار با افزايش غيبت از كار، دير آمدن به سر كار و رها كردن شغل همراه است. مي‌توان گفت منشأ تنش‌هاي شغلي شامل زياد بودن بار مسووليت، تنگي وقت، كشمكش‌هاي زياد با همكاران و مديران، نداشتن امنيت شغلي، نداشتن پشتيبان و پارتي و بي‌علاقگي نسبت به كار باشد. در واقع تنش، جداي از اين‌كه هزينه سنگيني را بر فرد تحميل مي‌كند، هزينه‌هاي سازمان را نيز افزايش مي‌دهد.

بررسي‌هاي انجام‌گرفته طي سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه هر مدير به طور معمول، 25 درصد از اوقات روزانه‌اش را صرف حل و فصل تنش‌ها و اختلافات درون‌ سازماني مي‌كند.

به بيان ساده، حدود يك‌چهارم از توان و زمان‌ كار روزانه مديران به جاي اين‌كه صرف كارهاي خلاق و مولد بشود، به هرز مي‌رود. اين در حالي است كه وجود افراد توانمند و آشنا به رفع تضادها و تنش‌ها و افرادي كه قادر به مديريت شرايط تنش‌زا هستند، باعث مي‌شود تا فضاي آرامش و احترام‌‌آميز در محيط كار حاكم شود.

در زمينه جنبه مثبت تنش در محيط كار، الگوها و نظريه‌هاي متفاوتي وجود دارد كه آن را به عنوان «انگيزه‌ساز» و «پيش‌برنده» فعاليت‌ها مي‌دانند و معتقدند در محيط‌هاي كاري وجود سطح معيني از تنش، پيامد سازنده‌اي براي سطح عملكرد گروه يا سازمان به دنبال دارد و هنگامي كه سطح تنش در گروه‌هاي كاري و سازمان‌ها ملايم و متوسط است، نتيجه‌اي مولد و مثبت بر عملكرد و كارآيي خواهد گذاشت و چنانچه سطح تنش بسيار شديد و يا بشدت پايين باشد، موجب كاهش سطح كارآيي و عملكرد كاركنان خواهد شد.

به بيان ديگر، حد معيني از تنش چه‌بسا تاثيري مولد و سازنده بر انسان داشته و زمينه مناسبي را براي تغيير و تحول پديد مي‌آورد. يكي از ريشه‌هاي اصلي بروز تنش در هر 2 محيط رسمي (سازمان) و غيررسمي (خانواده) همانا تاثير متقابل كار و خانواده است. اهميت عامل كار ــ خانواده در پيدايش تنش تا آنجا بالا گرفته است كه به عنوان يكي از زمينه‌هاي مطالعاتي و پژوهشي در مديريت تنش‌زدايي محسوب مي‌شود.

تنش، هم مي‌تواند در سازمان و محيط كار شكل بگيرد و بر خانواده فرد تاثير بگذارد و هم اين‌كه در بستر خانواده به وجود بيايد و با محيط شغلي فرد تداخل پيدا كند. به طور كلي زبان (تنش‌زا، ملايم، آشتي‌جويانه)، شيوه جمله‌پردازي و حتي نوع صدا و شيوه گفتار ما در برخورد با ديگران، براحتي نشان مي‌دهد تا چه اندازه به توافق گروهي و جمعي تمايل داريم. برعكس، همين مجموعه عوامل بيانگر اين واقعيت نيز هستند كه ما تا چه اندازه در جهت ايجاد شكاف و تنش در روابط خود با افراد گام برمي‌داريم. گرايش و رفتار را مي‌توان هم در محيط رسمي محل كار و گروه‌هاي كاري و هم در محيط غيررسمي خانوادگي و دوستانه مشاهده كرد.

هر فرد شاغل و به طور كلي هر فردي كه در فرآيند ارتباطات انساني قرار دارد، به ناگزير با انواع تضادها و موقعيت‌هاي تنش‌زا مواجه مي‌شود؛ البته دامنه اين تضادها متفاوت است و مي‌تواند از يك آزار جزيي تا يك درگيري شديد و جدال لفظي تغيير كند.

در هر صورت، واكنش منطقي و عقلاني در برابر اين موقعيت‌هاي تنش‌زا و رفع آنها، كار چندان دشواري نيست. همه چيز به واژه‌ها و جملاتي بستگي دارد كه در چنين شرايطي از دهان شما خارج مي‌شود. در واقع به وسيله كلماتي كه شما مثلا در محيط كار استفاده مي‌كنيد، اين امكان را فراهم مي‌آوريد تا ميان خود و طرف مقابل پل بزنيد يا بتوانيد راه را بر ايجاد شكاف بيشتر باز كنيد. واژه‌ها و عبارات مناسب در موقعيت‌هاي تنش‌زا، از آنچنان قدرتي برخوردارند كه مي‌توانند زخم احساسي را التيام‌ بخشند يا آن را عميق‌تر كنند يا موجب همدلي شوند يا حتي نوعي تفرقه به وجود آورند.

تنش در محيط كار همواره كم و بيش وجود دارد و نبود مطلق تنش ممكن نيست، چرا كه مطلق آن خود، تنش‌آفرين است. بنابراين از يك طرف تنش را مي‌توان به عنوان يك بار نگريست كه بر بار كاري افزوده مي‌شود و شرايط نامطلوبي را بر انسان تحميل مي‌كند، مانند شرايط كاري تحمل‌ناپذير، سرپرست خشن و ساعات كاري غيرمعمول. از طرف ديگر برخي شرايط در كار مانند محيط غيرفعال و نبود تحرك كافي در محيط كار موجب مي‌شود، كار كسل‌كننده شود و ايجاد بار منفي كند كه اين نيز تنش‌آفرين مي‌شود.

چند توصيه براي كاهش تنش

- از آنچه داريد ممنون و سپاسگزار باشيد.

- با خودتان مثبت صحبت كنيد، نه منفي.

- به دنبال ايده‌آل نباشيد و به جاي آن از بيشترين تلاش و توان خود استفاده كنيد.

- در مواقعي كه ضرورت ايجاب مي‌كند (بخصوص در محيط كار)‌ انعطاف‌پذير باشيد.

-درباره مشكلات خود با كساني كه نقش حمايتگر خوب را دارند، صحبت كنيد.

- اگر تعهدتان بيش از اندازه‌اي است كه بتوانيد از پس آن برآييد، بگوييد «نه!»

- آنچه را مي‌‌توانيد كنترل كنيد، تحت نظارت و كنترل خود درآوريد.

- با صراحت درباره نظرات و نيازهاي خود صحبت كنيد.

- خوب خوردن، استراحت كردن، ورزش منظم و سرگرمي و تفريح را فراموش نكنيد.

در آخر مي‌توان گفت تنش‌ها جزيي از زندگي هر انساني است، درواقع همه ما داراي مشكلاتي هستيم. اگر روش برخورد با مشكلات تنش‌زا را بدانيم و بتوانيم به شيوه صحيح با آنها روبه‌رو شويم، تا اندازه زيادي خود را خوشحال‌تر، سالم‌تر و كارآمدتر احساس مي‌كنيم.

 

مطلبی کوتاه از ترور سرلشگر ضیا فرسیو

 

سرلشكر ضياء فرسيو رئيس وقت دستگاه قضايي ارتش شاهنشاهي ايران هنگامي كه در بامداد هجدهم فروردین ماه سال 1350 از خانه اش در قلهك عازم محل كار خود بود هدف گلوله مهاجمان ناشناس قرار گرفت و كشته شد.

در اين تيراندازي، فرزند 16 ساله سرلشگر فرسيو كه با خودرو پدرش عازم مدرسه بود نيز مجروح گرديد.

 سه روز پيش از ترور  سرلشگر فرسيو، در نزديكي همين محل به سوي نگهبان ورودي كلانتري قلهك تيراندازي مرگ آوري صورت گرفته بود.
     در پي ترور فرسيو، گفته شد كه وي به دست چريكهاي فدايي خلق كشته شده است. فرسيو درجريان تعقيب قضايي چپگرايان و متهمان رويداد سياهكل خشونت بسياري به خرج داده بود. دولت برای یافتن سر نخ جهت شناخت قاتل و یا قاتلان سرلشگر فرسیو 900 هزار تومان جایزه نقدی تعیین کرده بود.

مورای گارت _ روزنامه نگار صاحب نظر آمریکایی

 

«موراي گارت» آخرين سردبير «واشنگتن استار» در پنجم آوريل 2004 و در سن  79 سالگي از بيماري قلبي درگذشت. وي ازسال 1955 ( به مدت 49 سال) به كار روزنامه نگاري و عمدتا در مجله تايم اشتغال داشت. واشنگتن استار كه در 1852 آغاز بكار كرده و روزگاري مهمترين روزنامه پايتخت آمريكا بود در سال 1978 به مبلغ 20 ميليون دلار توسط كمپاني تايم خريداري شده و تا 1981 كه تعطيل شد به سردبيري «گارت» انتشار مي يافت. كمپاني تايم دهها ميليون دلار هزينه كرد تا از مرگ «واشنگتن استار» كه عصرها منتشر مي شد جلوگيري كند كه موفق نشد. بيماري قلبي «گارت» نتيجه استرس هايي بود كه در آن روزنامه به او وارد شده بود، زيرا که براي يك روزنامه نگار حرفه اي مشاهده مرگ تدريجي يك رسانه بسيار دردناك است. «گارت» سرانجام به اين نتيجه رسيد كه دوران روزنامه هاي عصر با توجه به گسترش اخبار تلويزيوني و پوشش وسيع آنها به پايان رسيده و نظر خود در اين زمينه را اعلام داشت. وي گفته بود كه مردم خسته از كار روزانه، عصرها لميدن در مبل و گوش كردن به اخبار سمعي ـ بصري تلويزيون را ترجيح مي دهند و حوصله به دست گرفتن روزنامه و خواندن آن را در آن ساعات ندارند. وي در زمينه روزنامه نگاري معتقد به تجربه، تسلط روزنامه نگار بر علوم پايه و معلومات عمومي و علاقه اش به مردم بود. گارت بعدا نوشته بود: شكست «واشنگتن استار» تنها به دليل كاهش خوانندگان نبود، بلكه روزنامه نگاران با تجربه هم به موازات كاهش تيراژ، آنجا را ترك مي كردند و نام آشنايشان از بالاي ستونها ناپديد مي شد و كيفيت مطالب پايين مي آمد. گارت از جمله روزنامه نگاراني بود كه مي گفت رسانه هاي چاپي به سبب نقل مطالب خبرگزاري ها يكنواخت شده اند و جهان به يك انقلاب مطبوعاتي نياز دارد زيرا كه يكنواختي و درجا زدن به حدي طولاني شده است كه با «تحول» مسئله حل نمي شود.

همسران موفق بهتر بر استرس‌هاي شغلي غلبه مي‌كنند

 

چنانچه همسران رابطه عاطفي خوبي با يكديگر داشته باشند بهتر مي‌توانند استرس‌ها و مشكلات شغلي را حل و فصل كرده و بر آنها غلبه كنند.

مشخص شده است رضايت و صميميت ميان همسران تاثيرات منفي استرس‌هاي محيطي ناشي از كار را نيز كاهش مي‌دهد.

در مقابل رابطه ضعيف روحي ميان همسران موجب تقويت مشكلات و ناملايمات محيطي و شغلي بر جسم و روح افراد مي‌شود.

لازم به ذكر است كه افراد با اطلاع و بكارگيري شيوه‌هاي مناسب كنترل خشم و استرس مي‌توانند تا حد مطلوبي ميزان اضطراب و استرس را در وجود خود كاهش دهند اما اگر ارتباط ميان زوجين خوب و قابل قبول نباشد اين تكنيك‌ها به مراتب تاثير كمتري بر سلامت جسم و روح خواهند داشت.

محققان صدها نفر را مورد بررسي قرار داده‌اند و مشخص شد بدن و روح افراد بايد ترميم شود اما در همسراني كه رابطه صميمانه‌تري با يكديگر دارند اين ترميم و بهسازي به مراتب قوي‌تر و بهتر انجام مي‌شود و عوامل مشكل ساز ديگر نيزبه حاشيه مي‌روند.

در عين حال اين وضعيت يك چرخه را تشكيل مي‌دهد. به عبارت ديگر وقتي يكي از همسران از زندگي زناشويي و ارتباط روحي كه با همسر خود دارد رضايت نداشته باشد اضطراب و استرس بيشتري را علاوه بر مسائل كاري و محيطي تجربه مي‌كند.

اين استرس و اضطراب مضاعف مانع از انجام فعاليت‌هاي مفيد و حتي تغذيه و خواب كافي مي‌شود و عدم تغذيه و خواب كافي نيز منجر به تشديد حالات نامطلوب روحي و رواني در فرد مي‌شود.

به بيان ديگر روابط صميمانه و محبت‌آميز ميان همسران تمامي‌مشكلات ديگر زندگي را به حاشيه مي‌راند و تاثيرات منفي آنها را بر جسم و روان افراد كاهش مي‌دهد.

 

يادي از شهيد سرلشکر غلامرضا مخبري حماسه آفرين بستان

در سال 1324 حريم قدس رضوي، تولد فرزندي را به نظاره نشست که حماسه ساز عرصه بستان شد. نام او را غلامرضا گذاشتند.
ديپلم را که گرفت، وارد دانشکده افسري شد. بعدهم مسؤوليت گردان 125 مکانيزه از تيپ 16 زرهي را عهده دار شد. جنگ که شروع شد، عرصه حماسه آفريني هايش فراهم شده بود. پل سابله هيچ گاه حماسه او و يارانش را از ياد نخواهد برد که چگونه استقامت و پايداري را مردانه به تصوير کشيدند. شهيد صياد شيرازي، همان جا به پاس حماسه آفريني هايش، زير باران آتش و گلوله، به او درجه سرهنگ دومي مي دهد.
بستان عرصه ديگري براي ظهور او بود. صدام آنقدر به برتري نظامي خود دل بسته بود که پيش از حمله گفته بود: من بستان را گرفتم. اما اين مخبري و يارانش بودند که در 10 روز مقاومت و نبرد خونين، مهر باطلي بر ادعاي او زدند. اين 10 روز مقاومت، سرآغازي براي عمليات پيروزمندانه فتح المبين شد که ارتش تا دندان مسلح عراق را زمين گير کرد.
بستان، هنوز هم به مخبري مي انديشيد، به رشادت و از خودگذشتگي اش، تنها يک گردان از ارتش دلاور ايران در مقابل دوازده گردان کماندويي عراق. اما يک گردان مرد، با فرماندهي از جنس غيرت .

 مخبري کار خود را کرد. كاري كرد كارستان و چه زيبا بيان داشت: «تا لحظه اي که نيروي ايمان و تا لحظه اي که خون در رگهاي اين جوانان وطن و سربازان كشوردر جريان است، نه تنها صدام، بلکه هر يک از مزدوراني که بخواهند چشم خود را به سوي خاک ايران بدوزند، زنده نخواهند ماند».
.» جاي جاي جبهه، معرکه دلاوري «مخبري» شده بود. نام او هراس را بر دل دشمن مي انداخت. دشمن هم او را شناخته بود. عناصر خدعه و توطئه دنبال اين بودند که مخبري را از ما بگيرند و کردستان نقطه اين توطئه شد.

 ساعت حدود 5 بعدازظهر پيچ دار ساوين، منطقه سردشت، بر اثر يك كمين او نيز به خيل همرزمان شهيدش پيوست.

يادش گرامي باد.

عقابان خونین بال

در ذیل اسامی تعدادی از خلبانان شهید نیروی هوایی ایران برای ثبت در تاریخ آورده می شود تا نسل آینده بداند که چه دلاور مردانی در این ملک می زیسته اند و چگونه جان خود را تقدیم مام وطن نمودند .

باشد که سر مشق و الگو قرار گیرند.

یادشان همواره گرامی باد.


شهریور ماه 1359

محمد زارع---------- اف 5 ----------27 شهریور 59 ---------- فکه ------پدافند

خلد حیدری---------- اف 4 ---------- 31 شهریور 59 ---------- کوت ---برخورد با کابل فشار قوی

محمد صالحی--------- اف 4---------- 31 شهریور 59----------- کوت----- برخورد با کابل فشار قوی


مهر ماه 1359

حسن افشین آذر--------- اف 5---------- 1 مهر 59---------- عراق---- نبرد هوایی

بهرام عشقی پور ------- اف 4---------- 1 مهر 59---------- پایگاه شکاری همدان ---- استال موتور و رها نکردن هواپیما روی خانه های سازمانی

عباس اسلام نیا -------- اف 4---------- 1 مهر 59---------- پایگاه شکاری همدان---- استال موتور و رها نکردن هواپیما روی خانه های سازمانی

غلامحسین عروجی------ اف 5---------- 1 مهر 59---------- ناصریه ---- نبرد هوایی

فیروز شیخ حسنی------- اف 5---------- ا مهر 59---------- دزفول --- روی باند هدف قرار گرفت

مسیح ا... دین محمدی---- اف 5---------- 1 مهر 59---------- ناصریه----نبرد هوایی

علی جهان شاهلو -------- اف 5---------- 1 مهر 59---------- موصل----نبرد هوایی

بیژن هارونی---------- اف 5---------- 2 مهر 59---------- مرز ایران و عراق ---- پدافند

رضا افتخاری---------- اف 5---------- 2 مهر 59---------- عراق --- پدافند

کاظم ظریف خادم-------- اف 5---------- 3 مهر 59---------- کوههای مرزی عراق --- برخورد باکوه

ناصر دژپسند---------- اف 4---------- 3 مهر 59----------بصره --- موشک سام

مصطفی صغیری-------- اف 4---------- 3 مهر 59---------- بصره---- موشک سام

اسدا... بربری---------- اف 5---------- 3 مهر 59---------- کرکوک

ابراهیم دلحامد---------- اف 5---------- 3 مهر 59---------- نوار مرزی عراق--- پدافند

همایون شوقی---------- اف 4---------- 3 مهر 59---------- عراق --- بعداز اسارت در محل سقوط توسط افسران عراقی به جیپ بسته شد و به شهادت رسید

علی یار محمدی ------- اف 4---------- 3 مهر 59---------- بصره

محمد کرم----------- اف 4---------- 5 مهر 59---------- خرمشهر --- اجکت نا موفق

حسین مقیمی---------- اف 5---------- 6 مهر 59---------- ام الخوش

علیرضا اکبری --------اف 4---------- 7 مهر 59---------- خلیج فارس ---

امرا... اسعدی یساقی------اف 5---------- 8 مهر 59---------- دهلران--- نبرد هوایی

مسعود محمدی--------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- خلیج فارس

عزیزا... جعفری------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- خلیج فارس

محمد رضا کریمی------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- جاده آبادان -ماهشهر

حسن کدخدایی---------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- جاده آبادان -ماهشهر --- نبرد هوایی

حسین روزی طلب------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- پایگاه شکاری همدان --- روی باند پایگاه در آتش سوخت

علی اکبر بشیری-------- اف 4---------- 10 مهر 59---------- آبادان

محمد سبز آبادی-------- اف 4---------- 12 مهر 59---------- بصره ---پدافند

مسعود امیری دربان----- اف 4---------- 12 مهر 59---------- بصره

شهاب الدین طباطبایی---- اف5 ---------- 12 مهر 59---------- سوسنگرد

حسین بهرام---------- اف 5---------- 13 مهر 59---------- العماره --- موشک

چنگیز سپهر--------- اف 5---------- 13 مهر 59---------- العماره---- موشک

محمد جورکی-------- اف 5---------- 13 مهر 59---------- عراق

علیرضا دربانیان------ اف 4---------- 14 مهر 59---------- تکریت --- موشک

حسین خسرو پور------ اف 4---------- 14 مهر 59---------- تکریت

بیژن حاجی---------- اف 4---------- 18 مهر 59---------- جاده کوت عبدا...--- بعد از اجکت هر دو در محل به دست افسران عراقی به شهادت رسیدند شهید حاجی در زمان شهادت فرمانده عملیات پایگه ششم شکاری بودند

قدرت ا... کیان جو----- اف 4---------- 18 مهر 59---------- جاده کوت عبدا...

مصطفی مرتضایی----- اف 5---------- 19 مهر 59---------- بستان

محمد وکیلی ظهیر------ اف 5---------- 19 مهر 59---------- تنگه چزابه

محمد میر----------- اف 4---------- 25 مهر 59---------- بستان -- موشک

علی رنجبر طره ای----- اف 4---------- 25 مهر 59---------- بستان

داریوش ندیمی-------- اف 4---------- 25 مهر 59---------- العماره --- موشک

علیرضا رستمیان------ اف 4---------- 25 مهر 59---------- العماره



آبان ماه 1359

محمد علی خجسته---------- اف 4----------1 آبان 59---------- قصر شیرین -- در تعقیب و گریز برخورد به کوه

ابراهیم حسنی---------- اف 4---------- 1 آبان 59---------- قصر شیرین

علی اقبالی---------- اف 5----------1 آبان 59---------- موصل -- موشک سام

محمد شادمان بخت---------- اف 4----------2 آبان 59---------- فاو --- موشک

ابوالفضل مهدیار---------- اف 4---------- 2 آبان 59---------- فاو

نصرا... اصیل ادب---------- اف 5---------- 3 آبان 59----------آبادان

اصغر صدری نوشاد---------- اف 5---------- 17 آبان 59---------- سوسنگرد --- پدافند

غفور جدی---------- اف 4---------- 17 آبان 59---------- جاده آبادان-ماهشهر--- از دست دادن هیدورلیک

محمد حسن قهستانی---------- اف 4----------19 آبان 59----------عراق --- نبردهوایی

عبدالرضا کوپال---------- اف 4---------- 19 آبان 59---------- عراق

پرویز ذبیهی---------- اف 5---------- 22 آبان 59---------- موصل --- پدافند

نعمت ا... اکبری سلیمانی---------- اف 4---------- 23 آبان 59---------- دزفول ---نبردهوایی

هوشنگ کیان آرا---------- اف 4---------- 23 آبان 59----------دزفول

ابراهیم امید بخش---------- اف 4---------- 27 آبان 59---------- فاو

محمد تقی حسینی---------- اف 4---------- 27 آبان 59---------- فاو



آذر ماه 1359

محمد کام بخش ضیایی---------- اف 5---------- 3 آذر 59---------- دزفول

امیرزنجانی---------- اف 5---------- 5 آذر 59---------- عراق --- نبردهوایی

حسن ابوالحسنی---------- اف 5---------- 5 آذر 59---------- عراق --- موشک سام

یونس خوش بین ---------- اف 5---------- 6 آذر 59---------- عراق --- موشک سام اولین خلبانی که بعد از شهادت بخاطر شهید شدن او نیروی هوایی عراق چشن گرفت

حسن مفتخری---------- اف 4---------- 8 آذر 59---------- الامیه - نبردهوایی

کاظم روستا---------- اف 4---------- 8 آذر 59---------- الامیه

علی ایلخانی---------- اف 4---------- 11 آذر 59---------- عراق



دی ماه 1359


محمد یزدان پناه---------- اف 5---------- 17 دی 59 ---------- عراق


بهمن ماه 1359

خسرو اخباری---------- اف 4---------- 15 بهمن 59---------- ماهشهر --- نبردهوایی

منصور قریشی---------- اف 4---------- 15 بهمن 59---------- ماهشهر

جلال دمیریان---------- اف 4---------- 18 بهمن 59---------- ماهشهر

حسین نادی---------- اف 4---------- 18 بهمن 59---------- ماهشهر


اسفند ماه 1359

محمد حسین دارابی---------- اف 5---------- 26 اسفند 59---------- عراق

ایجاد پلیس سیاسی در ایران

سرتيپ محمد حسين آيرم (آيروم) متولد باكو و افسر سابق قزاق كه با سيستم هاي اطلاعاتي روسيه و آلمان آشنا بود و سفرهايي هم  به اين دو كشور داشت در دوم فروردين 1310 به رياست پليس ايران منصوب شد و در شانزدهم همين ماه واحد پليس سياسي (اداره اطلاعات شهرباني) را داير نمود.

 اين نخستين بار بود كه چنين سازماني در ايران به وجود مي آمد. يكي از دواير اين سازمان اختصاص به مراقبت از نشريات و روزنامه نگاران داشت. سبك كار اداره اطلاعات شهرباني ايران عمدتا بر پايه اداره پليس سياسي آلمان قرار گرفته بود.
     اين واحد پس از تاسيس، به طور سرّي دست به تهيه گزارش از رفتار و كردار و حتي زندگاني خصوصي رجال، مقامها، روزنامه نگاران و روشنفكران وقت زده بود .

     پس از اشغال نظامي ايران در شهريور 1320 گروهي مدعي شدند كه دستگاه پليس سياسي وقت مرتكب آزار و ارعاب هم مي شده و در قتل مخالفان در زندان با تزريق آمپول هوا، و احيانا ترور آنان در گوشه و كنار دست داشته است.
    آيرم كه پيش از اشغال نظامي ايران، به آلمان رفته بود، پس از سقوط دولت نازي آلمان و تا پايان عمر (سال 1948) در اتريش زندگي مي كرد.

آميتاب باچان : سينماي هند ، عامل وحدت مردم هند است

به گزارش فارس ، اين بازيگر قديمي باليوود عقيده دارد صنعت سينماي هند در طول پنجاه سال گذشته، كل مردم هند را با يكديگر متحد كرده است.

باچان كه براي دريافت جايزه يك عمر فعاليت پرثمر هنري از جشنواره فيلم مسقط مهمان كشور عمان بود، اين سخنان را به زبان آورد.

به گفته اين بازيگر: سينماي هند به واسطه گسترش و نفوذ مولتي پلكس‌ها باعث تغييرات زيادي در هر دو گروه تماشاگران و فيلمسازان شده است. بسياري از تماشاگران هندي در روستاها و حومه شهرها زندگي مي‌كنند. در اين مناطق هنوز سينماهاي منفرد حكمراني مي‌كنند اما تمام تماشاگران هندي - چه روستايي و چه شهري - بيننده پر و پاقرص محصولات سينمايي هستند.

آنها متعلق به نژادها، فرهنگ‌ها و مذاهب مختلفي هستند. موفقيت سينماي هند در اين بوده كه توانسته ارتباط نزديكي با همه آنها برقرار كند. علت اصلي امر در اين است كه فيلم‌هاي هندي ، به ديدگاه‌هاي متفاوت فرهنگي، مذهبي و اجتماعي بينندگان خود احترام مي‌گذارد و فارغ از تفاوت‌هايي كه آنها با يكديگر دارند از آنها دعوت مي‌كند كه درست زندگي كنند و با يكديگر همزيستي مسالمت آميز داشته باشند.

صنعت سينماي هند در سال‌هاي فعاليت‌ خود تلاش كرده از حقوق اقليت‌هاي قومي و مذهبي حمايت كند و مدافع خواسته‌هاي منطقي آنها باشد.

آميتاب باچان كه فعاليت بازيگري خود را از دهه هفتاد ميلادي شروع كرد، بيش از چهار دهه است كه لقب يكي از موفق ترين بازيگران باليوود را حفظ كرده است.

او تا اوايل دهه نود ، برجسته‌ترين بازيگر سينماي هند بود.پس از آن دو بازيگر مسلمان جوان هندي شاهرخ خان و عامرخان به صورت رقباي سرسختي براي وي درآمدند.

با اين وجود،‌ باچان هنوز هم يكي از ستون‌هاي اصلي صنعت سينماي هند است.

وي ماه گذشته با شكست دادن رقباي جوان خود در مراسم جوايز فيلم فير (اسكار هندي) جايزه بهترين بازيگر مرد سال سينماي هند را گرفت.

اين جايزه براي درام شاد خانوادگي «پدر» به او تعلق گرفت. باچان در اين فيلم در نقش نوجوان دوازده ساله اي بازي كرده كه از يك بيماري كمياب مغزي رنج مي‌برد و هيچوقت بزرگ نمي‌شود.

زن زندگی شما چه مدليه ؟

زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!
زن مدل رم
(ram): از دل برود هر آن که از ديده برفت!
زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!
زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!
زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!
زن مدل سِروِر (
Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!
زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!
زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!
زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!
زن مدل ويروس: به نام «عیال
» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين.

 

فرمان داریوش شاه به سپاهیان عازم نبرد

 

 

داریوش شاه در پاسارگاد برفراز پلکان آرامگاه کورش رو به سپاه چنین گفت :

بدانید دل ایرانیان همراه شماست .مبادا یکی از شما خشم گیرد و گوش یا زبان ایشان ببرد !

مبادا بر دشمنی که شمشیر افکنده و پشت به میدان است یورش برید !

زنان و کودکان را میازارید و چشم از دختران آنها پوشیده دارید تا اهورا مزدا شما را دریابد.

اینک نیزه مرد پارسی دور رفته ... که مرد پارسی بسی دور از پارس جنگ کرده است.

سرود مينوی زرتشت

 

ای مزدا . ای دانای بزرگ . ای ناپیدای نیکی افزای

اینک فروتنانه خواهانم یاری ترا با دستانی برافراشته

خواستار شادی و شادکامه برای همه

بشنود تا با راستی و خرد و منش نیک خشنود سازم از خود روان آفرینش را

گله مند است روان آفرینش

گوید که چرا آفریدی مرا ؟    که بود هستی بخش من ؟

جهان آکنه از خشم . ستم . سنگدلی و زور گویی

بنما بر من رهایی بخش شایسته ای را

تنها تویی پناه من

                                       ای اهورا مزدا پایدار باد شهریاریت بر آفریدگانت

بر آبها و گیاهان و آنچه نیکو که تو آفریدی

بادا که راستی را نیرو بخشی و دروغ را ناتوانی بخشی

پیروز باد راستی   سرنگون باد دروغ

الویس ارون پریسلی

 

الویس آرون پریسلی (1935-1977میلادی) خواننده و هنرپیشه آمريكايي و موفق‌ترین شخصیت‌ در هنر معاصر و موسیقی آمریکا و جهان است . او در دوران شکوفا شدن سبک راك اند رول به ویژه در نیمه دوم دهه ۱۹۵۰ بر آن حکمرانی می‌کرد چنانکه به «شاه راک اند رول» مشهور شد. الویس از سال ۱۹۵۶ به بعد با اجرای ۴۵ ترانه که از هرکدام از آنها بیش از یک میلیون نسخه به فروش رفت و با بازی در ۳۳ فیلم سینمایی و حضور در برنامه‌های تلویزیونی و کنسرتها، موفقیت هاي اقتصادی زيادي را کسب کرد و مرگ او در سن ۴۲ سالگی به محبوبیت وی در بین هوادارانش و به فروش موفق کارهای او خاتمه نبخشید.او به سان يك فرهنگ ناميرا همچنان در ذهن و قلب مردم جهان زنده است بعد از مرگش فروش اثار او رو به فزوني گذاشت و حتي بازديد از قبر او جزو يكي از نمادهاي صنعت توريسم آمريكا به شمار مي رود.

 

ماجرای ربوده شدن فرزند سرهنگ چارلز لیندنبرگ

ماجرای ربوده شدن فرزند کوچک " چارلز لیندنبرگ " هوانورد مشهور امریکائی, یکی از جنجال برانگیزترین ماجراهايي است که بشر در  قرن بیستم شاهد ان بوده است .

ماجرا از نخستین ساعات غروب اول مارس 1932 آغاز گشت, یک مرد اتومبیل خود را کنار جاده باریکی که از میان جنگل می گذشت و به خانه سرهنگ " چارلز لیندنبرگ " منتهی می شد متوقف ساخت . این خانه چند کیلومتر با " هوپ ول " واقع در ایالت " نیوجرسی " فاصله داشت . آدم ربائی که درون اتومبیل نشسته بود از صندلی عقب اتومبیل یک نردبان تاشو برداشت و آنرا با خود تا پشت حصار باغ سرهنگ " لیندنبرگ " حمل کرد . نردبان را کنار پنجره اتاقی که طفل بیست ماهه ای در آن خوابیده بود گذاشت و بالا رفت . چند دقیقه بعد  هنگامی که طفل را در بغل گرفته و میخواست از نردبان پائین بیاید ناگهان نردبان شکست و او همراه طفلی که در بغل داشت بر روی خاک نرم سقوط کردو پلیس توانست از این حادثه سرنخی بیابد .

سر و صدائی که پیرامون حادثه ربوده شدن پسر کوچک " چارلز لیندنبرگ " براه افتاد بزودی افکار عمومی جهان را بخود جلب کرد .  روزنامه ها به تفصیل درباره این حادثه به چاپ و انتشار مقالاتی پرداختند و نوشتند که : " چارلز لیندنبرگ " خلبان شجاعی که پنج سال پیش موفق شد به تنهائی و برای نخستین بار پرواز تحسین برانگیزی بر فراز اقیانوس اطلس انجام دهد و مسافت 3600 مایلی را که از نیویورک شروع و به پاریس ختم می شد را با موفقیت طی کند  با واقعه دردناکی روبرو شده است .

بدنبال این رویداد  مردی از اهالی " نورفاک " واقع در " ویرجینیا " ادعا کرد با ادم ربایان تماس گرفته است, چند روزی وقت تلف شد تا معلوم گردید که انچه این مرد می گوید حقیقت ندارد . سه روز بعد یاداشتی از ادم ربا دریافت گردید  که در ان نوشته بود " طفل را درون قایقی گذاشته است " . پلیس جستجوي محل  پرداخت ولی کمترین اثری از طفل گمشده نیافت . این یاداشت واقعی بود, لیکن قایقی که آدم ربایان به ان اشاره کرده بودند  وجود خارجی نداشت .

برای آزادی طفل مقداري پول بصورت اسکناس تهیه شد که دولت انها را از گردش خارج ساخته بود . سرانجام همین اسکناس ها , منجر به دستگیری یک کهنه سرباز المانی زمان جنگ بنام " برونو هوپتمان " شد .او به اتفاق همسر و پسرش در خانه ای محقر در " برانکس " زندگی میکرد . او بیکار بود  با این حال پلیس متوجه شد که او پول زیادی خرج می کند . پلیس او را به دام انداخت و سرانجام وی را بدست صندلی الکتریکی سپرد . این ماجرا از پاره ای جنبه های شگفت انگیز برخوردار بود که اسرار ان هیچگاه فاش نشد .ذکر این نکته لازم است که " هوپتمان " دست کم دو شریک جرم دیگر داشته که یکي مرد و دیگری زن بوده است . (پلیس هيچگاه موفق به یافتن آنها نشد و حتی پس از دستگیری "هوپتمان " کوششی برای یافتن آنها بعمل نیامد)

قابل ذکر است که از پول پرداختی سرهنک " چارلز لیندبرگ " به جز مقداري که نزد " هوپتمان " بود مابقی هیچگاه بدست نیامد . بعدا مشخص گشت فرد آدم ربا  از مدتی قبل رفت و آمد افراد را به خانه " لیندبرگ " زیر نظر داشت و پرستار بچه خانم  "بتی گو " را اغفال کرده بود تا با انها همکاری کند . پرستار بچه پس از کشف حقایق دست به خودکشی زد.
هنگامیکه جستجو برای یافتن طفل گمشده به اوج خود رسیده مردی که خود را کشیش معرفی میکرد به پليس گفت که دو تن از اهالی اطلاعاتی در اختیار دارند که به ماجرای ربوده شدن طفل مربوط می شود . آنها ادعا میکردند تنها زمانی قادر به فاش ساختن این اطلاعات خواهند بود که در صحنه آدم ربائی  یعنی اطاقی که طفل از آنجا ربوده شده حاضر شوند .

روز بعد مقامات پلیس با این مرد و همراهش دیدار کردند او خود را کشیشی از طرفداران ارتباط با ارواح معرفی کرد این کشیش گفت زنی که همراه اوست از قدرت خارق العاده ای برخوردار است و بعنوان یک واسطه میتواند در عالم خلسه با طفل گمشده ارتباط برقرار کند . تنها تقاضای این زن آن بود که دو ساعت او را در اتاق طفل تنها بگذارند.

 ماموران امنیتی نمی توانستند این زن را به خانه سرهنک " چارلز لیندبرگ " ببرند زیرا خانم لیندنبرگ یعنی مادر طفل در شرایط روحی ناگواری بسر می برد  از این رو او را بصورت پنهانی وارد اطاق بچه کردند این زن پس از ورود به اطاق رو به همان جهتی ایستاد که طفل از انجا ربوده شده بود . انگاه به عالم خلسه فرو رفت و پس از یک خلسه طولانی که دو ساعت و نیم بطول انجامید سرانجام به دو تن از ماموران پلیس و یک تندنویس که سخنان او را یاداشت میکرد گفت : که طفل مورد نظر در خانه ای که هنوز رنگ نشده و در حدود هفت کیلومتری با آنها در جهت شمال شرقی فاصله دارد نگه داری میشود .

وی همچنین گفت که ادم ربایان در صورت نزدیک شدن گروه تجسس طفل را خواهند کشت  زیرا با دوربین های قوی خانه را زیر نظر دارند . هنگامیکه در روز 12 مه آن سال یعنی در حدود سه هفته پس از اظهارات عجیب این زن جسد طفل سرهنک " چارلز لیندبرگ " کشف شد  ماموران مشاهده کردند که جسد طفل تقریبا در فاصله هفت کیلومتری خانه لیندبرگ به سمت شمال خاوری و به فاصله چند متری خانه ای که هنوز رنگ نشده بود قرار داشت .ظواهر امر نشان میداد که طفل اخیرا در این خانه بوده است ویک زن مو خرمائی نیز همراه او بسر می برده است و همانگونه که آن زن عجیب پیشگوئی کرده بود آنها با عجله تمام خانه را ترک کرده بودند . هر چند ماموران امنیتی به فرایند این پیشگوئی توجهی نکردند ولی حوادث بعد نشان داد که اظهارات این زن  کاملا نزدیک به حققت بوده است  و این هم یکی از مواردی است که دانش کنونی از توجیه آن عاجز است .

 

ترديد فاتح تريم براي حضور روي نيمكت تيم ملي فوتبال ايران

 

 به گزارش خبرگزاري فارس، روزنامه آكشام چاپ تركيه نوشت: فاتح تريم، سرمربي سابق تركيه نسبت به پيشنهاد ايراني ها ترديد دارد.
اين روزنامه نوشت: مسئولان ايراني مذاكراتي را با فاتح تريم داشته‌اند، در حالي كه آنها قبل از پيشنهاد به اين مربي مذاكراتي را با مصطفي دنيزلي انجام دادند كه سرمربي سابق پرسپوليس به اين پيشنهاد جواب منفي داد و اعلام كرد تا پايان قراردادش در تيم بشيكتاش فعاليت خواهد كرد.

دنيزلي پس از اين پاسخ منفي، فاتح تريم را به مسئولان ايران معرفي كرد تا مذاكراتي را با وي انجام دهند. تريم پيشنهاد ايرانيان را تأييد كرده، هر چند كه از اين پيشنهاد بسيار شگفت‌زده شده و براي پاسخ به اين موضوع ترديد دارد.
افشين قطبي، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران تحت فشار زيادي از سوي رسانه‌ها قرار دارد و همين امر باعث شده مسئولان فدراسيون مذاكراتي را با سرمربي تركيه‌اي آغاز كنند، هر چند كه رؤساي فدراسيون فوتبال ايران از اين مذاكره ابراز بي‌اطلاعي و قوياً آن را تكذيب مي‌كنند.

همچنين روزنامه مليت با انتخاب تيتر " پيشنهاد ايراني براي فاتح تريم " نوشته است: ابتدا بحث حضور دنيزلي به عنوان سرمربي تيم ملي ايران و جانشين افشين قطبي مطرح شد اما به دنبال پيگيري‌هاي به عمل آمده مشخص شد فدراسيون فوتبال ايران به جذب فتح فاتح تريم است.
اين روزنامه در ادامه نوشته است: ظاهراً در ايران فشارها روي قطبي افزايش يافته و در صورت استعفاي وي فدراسيون فوتبال اين كشور تلاش خود را بر جذب مربي خارجي انجام خواهد داد.

سايت هبر نيز از تريم به عنوان معلم فوتبال تركيه ياد كرده و نوشته است: مسئولان فدراسيون فوتبال ايران با اين مربي مذاكراتي را انجام داده‌اند.
همچنين روزنامه مليت نيز به مذاكره سران فدراسيون فوتبال ايران با فاتح تريم اشاره كرده است.

همه اين اتفاقات در حالي رخ مي‌دهد كه علي كفاشيان روز گذشته در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با بيان اينكه "فاتح تريم را نمي‌شناسم " هر گونه مذاكره با اين مربي و ساير مربيان براي جانشيني قطبي را رد كرده بود.